فلسطین در نقطه عطف راهبردی؛ مقاومت، آتش‌بس و نبرد بر سر آینده غزه

طی سال‌های گذشته، مسئله فلسطین به موضوعی چندلایه تبدیل شده که ابعاد سیاسی، اجتماعی، رسانه‌ای، حقوقی و بین‌المللی آن هم‌زمان فعال هستند. در چنین شرایطی، تلاش برای حذف یا خلع سلاح مقاومت بدون حل ریشه‌ای مسئله اشغال و بدون ایجاد یک سازوکار سیاسی معتبر برای آینده فلسطینیان، با چالش جدی مواجه خواهد بود.
کد خبر: ۸۵۸۷۸۵
تاریخ انتشار: ۰۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۸:۲۰ - 30August 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس - سعید شهرابی فراهانی، مدیر مرکز بین‌المللی ضدصهیونیستی و جبهه مقاومت؛ تحولات فلسطین و به‌ویژه وضعیت غزه، وارد مرحله‌ای شده است که دیگر نمی‌توان آن را صرفاً در چارچوب یک مناقشه نظامی یا مذاکرات مقطعی آتش‌بس تحلیل کرد. آنچه امروز در غزه، کرانه باختری و عرصه دیپلماسی منطقه‌ای جریان دارد، بخشی از یک رقابت گسترده‌تر بر سر آینده فلسطین، جایگاه مقاومت و معماری امنیتی غرب آسیا است. اظهارات اخیر خالد القدومی، نماینده حماس در تهران، نیز از همین منظر اهمیت پیدا می‌کند؛ زیرا مواضع مطرح‌شده در این نشست نشان‌دهنده اختلافات عمیق درباره آینده غزه، مسئله خلع سلاح مقاومت، اجرای توافقات آتش‌بس و نقش بازیگران منطقه‌ای و بین‌المللی است.

سعید شهرابی فراهانی

مقاومت؛ از یک بازیگر نظامی تا یک متغیر راهبردی 

مهم‌ترین نکته در تحلیل وضعیت کنونی این است که مقاومت فلسطین را نمی‌توان صرفاً با شاخص قدرت نظامی ارزیابی کرد. طی سال‌های گذشته، مسئله فلسطین به موضوعی چندلایه تبدیل شده که ابعاد سیاسی، اجتماعی، رسانه‌ای، حقوقی و بین‌المللی آن هم‌زمان فعال هستند. در چنین شرایطی، تلاش برای حذف یا خلع سلاح مقاومت بدون حل ریشه‌ای مسئله اشغال و بدون ایجاد یک سازوکار سیاسی معتبر برای آینده فلسطینیان، با چالش جدی مواجه خواهد بود.

موضع حماس در این زمینه بر یک گزاره مشخص استوار است: تا زمانی که منازعه بر سر اشغال و حقوق فلسطینیان حل نشده، مسئله مقاومت نیز از دستور کار خارج نخواهد شد. از منظر راهبردی، این مسئله نشان می‌دهد که خلع سلاح مقاومت، خودِ مسئله فلسطین نیست؛ بلکه بخشی از مناقشه بر سر آینده فلسطین است.

غزه؛ میدان اصلی آزمون آتش‌بس

آتش‌بس در غزه، اگرچه از نظر انسانی و امنیتی یک ضرورت فوری است، اما به‌تنهایی پایان بحران را تضمین نمی‌کند. تجربه توافق‌های گذشته نشان داده است که فاصله میان «توافق روی کاغذ» و «اجرای میدانی» می‌تواند بسیار گسترده باشد. بر اساس اظهارات مطرح‌شده از سوی نماینده حماس، موضوعاتی مانند ورود کمک‌های بشردوستانه، بازگشایی گذرگاه‌ها، عقب‌نشینی نیرو‌های اسرائیلی و اجرای تعهدات مرحله نخست، همچنان محل اختلاف است.

در مقابل، اسرائیل نیز درباره امنیت، آزادی عمل نظامی و آینده ساختار حکمرانی غزه نگرانی‌ها و مطالبات خاص خود را دارد. بنابراین، چالش اصلی مرحله آینده صرفاً دستیابی به توافق نیست؛ بلکه ایجاد سازوکاری برای تضمین اجرای توافق است. اگر این سازوکار شکل نگیرد، هر آتش‌بس می‌تواند به یک وقفه موقت درگیری تبدیل شود، نه آغاز یک روند پایدار سیاسی.

کرانه باختری؛ جبهه‌ای که نباید در سایه غزه قرار گیرد

یکی از مهم‌ترین نکات راهبردی تحولات کنونی، افزایش اهمیت کرانه باختری است. تمرکز رسانه‌ای و سیاسی بر غزه نباید موجب شود تحولات کرانه باختری از نگاه تحلیلگران دور بماند. گسترش شهرک‌سازی، افزایش تنش‌ها، درگیری میان فلسطینیان و شهرک‌نشینان و فشار‌های امنیتی، همگی می‌توانند محیطی ایجاد کنند که بحران را از غزه به سایر مناطق فلسطین گسترش دهد. از منظر راهبردی، اگر غزه و کرانه باختری هم‌زمان وارد چرخه تشدید بحران شوند، امکان مدیریت سیاسی مناقشه دشوارتر خواهد شد. به همین دلیل، آینده فلسطین صرفاً به سرنوشت غزه وابسته نیست؛ بلکه تحولات کرانه باختری نیز می‌تواند معادلات آینده را تعیین کند.

جنگ روایت‌ها؛ نبردی فراتر از میدان نظامی 

یکی دیگر از ابعاد مهم بحران فلسطین، جنگ روایت‌هاست. رسانه‌ها، شبکه‌های اجتماعی و افکار عمومی جهانی اکنون بخشی از میدان اصلی رقابت هستند. تصاویر و گزارش‌های مربوط به وضعیت غیرنظامیان، تخریب زیرساخت‌ها و بحران انسانی غزه، در بسیاری از جوامع جهانی بر نگرش عمومی نسبت به مناقشه تأثیر گذاشته است. در مقابل، اسرائیل و حامیان آن تلاش می‌کنند روایت امنیتی خود را درباره تهدیدات و ضرورت اقدامات نظامی تثبیت کنند. 

بنابراین، یکی از میدان‌های تعیین‌کننده آینده فلسطین، میدان افکار عمومی جهانی خواهد بود. هر طرفی که بتواند روایت خود را به‌عنوان روایت غالب درباره مشروعیت، امنیت، حقوق بشر و آینده فلسطین تثبیت کند، در عرصه سیاسی نیز از ظرفیت بیشتری برخوردار خواهد شد. 

مسئله آمریکا و تغییر محاسبات منطقه‌ای

تحولات فلسطین همچنین بر روابط آمریکا و اسرائیل اثرگذار است. حمایت واشنگتن از اسرائیل یکی از ستون‌های اصلی معادلات امنیتی منطقه بوده، اما تداوم جنگ و هزینه‌های سیاسی و اجتماعی آن می‌تواند فشار‌هایی را در داخل آمریکا ایجاد کند. این مسئله الزاماً به معنای تغییر بنیادین سیاست آمریکا نیست، اما می‌تواند دامنه اختلافات درباره شیوه حمایت از اسرائیل، هزینه‌های سیاسی آن و نحوه مدیریت بحران را افزایش دهد. از این منظر، فلسطین دیگر صرفاً یک پرونده منطقه‌ای نیست؛ بلکه به یکی از متغیر‌های مؤثر بر سیاست داخلی و خارجی قدرت‌های بزرگ تبدیل شده است. 

مقاومت و آینده نظم امنیتی غرب آسیا

تحولات فلسطین یک پیامد مهم دیگر نیز دارد: بازتعریف مفهوم قدرت در غرب آسیا. قدرت دیگر فقط به تعداد جنگنده‌ها، موشک‌ها یا حجم تسلیحات محدود نیست؛ بلکه توان سیاسی، انسجام اجتماعی، ظرفیت رسانه‌ای، مشروعیت بین‌المللی و توانایی حفظ ساختار‌های سازمانی نیز اهمیت دارد. مقاومت فلسطین در چنین چارچوبی به یک متغیر مهم در معادلات امنیتی منطقه تبدیل شده است. در مقابل، اسرائیل نیز تلاش می‌کند با حفظ برتری نظامی و ایجاد ترتیبات امنیتی جدید، تهدید‌های پیرامونی خود را مدیریت کند.

جمع‌بندی راهبردی:

مسئله فلسطین اکنون در یک نقطه عطف قرار دارد. آینده غزه، سرنوشت کرانه باختری، مسئله سلاح مقاومت، مذاکرات آتش‌بس و نقش آمریکا و کشور‌های منطقه، همگی به یکدیگر پیوند خورده‌اند. واقعیت راهبردی این است که هیچ راه‌حل پایداری برای غزه بدون پرداختن به مسئله فلسطین وجود ندارد و هیچ ترتیبات امنیتی پایداری نیز بدون توجه به ریشه‌های بحران شکل نخواهد گرفت. از همین رو، مرحله آینده را باید نه صرفاً «مرحله پس از جنگ»، بلکه مرحله نبرد بر سر شکل‌دهی به نظم سیاسی و امنیتی آینده فلسطین دانست.

در این میان، مقاومت تلاش خواهد کرد جایگاه خود را به‌عنوان یک بازیگر سیاسی ـ اجتماعی حفظ کند؛ اسرائیل به دنبال تضمین‌های امنیتی و محدودسازی توان مقاومت خواهد بود؛ آمریکا و بازیگران منطقه‌ای نیز تلاش خواهند کرد بر معماری آینده غزه اثر بگذارند؛ بنابراین پرسش اصلی آینده این نیست که «جنگ تمام می‌شود یا نه؟»؛ بلکه پرسش راهبردی‌تر این است: پس از توقف جنگ، چه کسی و با چه مشروعیتی آینده فلسطین را شکل خواهد داد؟ پاسخ به این پرسش می‌تواند مسیر تحولات غرب آسیا را برای سال‌های آینده تعیین کند.

انتهای پیام/ 241

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار