هنر دیدن حقیقت زمانه و روایت آن با زبان هر عصر است
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، همزمان با برگزاری هفتمین جشنواره فرهنگی هنری «رسام»، محمد نادری، رئیس سازمان هنری و امور سینمایی دفاع مقدس و مقاومت در یادداشتی تحلیلی، به یکی از مفاهیم پرکاربرد و در عین حال کمتر واکاویشده در عرصه فرهنگ و هنر پرداخته است. وی با بازخوانی مفهوم «فرزند زمانه خویش»، تلاش میکند نسبت میان شناخت اقتضائات عصر، وفاداری به اصول و مسئولیت هنرمند در مواجهه با تحولات زمانه را تبیین کند.

وفاداری یعنی بههنگام بودن دفاع مقدس؛ از خاطره تاریخی تا حقیقت جاری یک ملتیکی از مهمترین دغدغههای هر نسل، این است که چگونه میراث ارزشمند پیشینیان را به نسل پس از خود منتقل کند؛ نه آنگونه که صرفاً در قاب خاطرهها باقی بماند، بلکه بهگونهای که بتواند در اندیشه، احساس و زندگی نسل جدید جریان پیدا کند. ملتهایی که صاحب هویت و تمدن هستند، تنها با حفظ گذشته خود زنده نمیمانند؛ بلکه با فهم درست گذشته و پیوند دادن آن با نیازهای زمانه خویش، مسیر آینده را میسازند. حافظه تاریخی، زمانی زنده و اثرگذار است که از یک یادآوری صرف فراتر رود و به یک سرمایه الهامبخش برای امروز و فردا تبدیل شود. دفاع مقدس هشتساله، بیتردید یکی از بزرگترین سرمایههای معنوی و تاریخی ملت ایران است.
اما عظمت دفاع مقدس تنها در حجم حوادث، تعداد عملیاتها و خاطرات برجایمانده از آن دوران خلاصه نمیشود؛ حقیقت بزرگتر آن، فرهنگی است که در دل آن شکل گرفت؛ فرهنگ ایمان، ایثار، مقاومت، مسئولیتپذیری و ایستادگی یک ملت در برابر فشارها و تهدیدها. از همین منظر، دفاع مقدس را نباید تنها یک مقطع تاریخی دانست که آغاز و پایانی مشخص داشته باشد؛ بلکه باید آن را یک جریان فرهنگی و یک مکتب دانست که در طول زمان، جلوههای تازهای از خود نشان میدهد.اینجاست که مفهوم «فرزند زمانه خویش بودن» اهمیت پیدا میکند. این تعبیر، دعوت به فراموش کردن ریشهها نیست؛ بلکه دعوت به شناخت درست زمان و یافتن بهترین شیوه برای انتقال حقیقت است.
وفاداری به یک آرمان، به معنای توقف در شکلهای گذشته نیست؛ بلکه به معنای حفظ روح آن آرمان و یافتن زبان مناسب برای رساندن آن به انسان امروز است. اگر دفاع مقدس در سالهای جنگ تحمیلی با حضور رزمندگان در جبههها معنا پیدا کرد، امروز فرهنگ برآمده از آن میتواند در میدانهای دیگری همچون هنر، رسانه، روایت و تولید اندیشه حضور داشته باشد. هر دورهای، پرسشها و نیازهای خاص خود را دارد و هر نسل، باید بتواند نسبت خود را با آن حقیقت بزرگ پیدا کند.
شهید مرتضی آوینی، سید شهیدان اهل قلم، نمونه درخشانی از همین نگاه بود. او تنها ثبتکننده صحنههای جنگ نبود؛ او به دنبال حقیقتی بود که در آن صحنهها جاری بود. ماندگاری آثار او از آن جهت است که دفاع مقدس را در قالب یک حادثه محدود نکرد؛ بلکه آن را به عنوان یک حقیقت زنده انسانی و تاریخی روایت کرد. آوینی به ما آموخت که هنر متعهد، هنر ایستادن در گذشته نیست؛ هنر دیدن حقیقت زمانه و روایت آن با زبان شایسته هر عصر است. اگر او توانست با دوربین خود با نسلهای پس از جنگ سخن بگوید، به این دلیل بود که میان آرمان، مخاطب و زبان هنر پیوند برقرار کرد.
امروز نیز رسالت هنر همین است. هنر باید بتواند لحظههای مهم زندگی یک ملت را ثبت کند؛ لحظههایی که بخشی از هویت تاریخی جامعه را شکل میدهند. رهبر شهید انقلاب "قدس سره" بارها بر اهمیت شناخت نیازهای زمان، نقش تعیینکننده هنر و ضرورت روایت درست از حقیقتها تأکید کردهاند. تأکید بر جهاد تبیین، در حقیقت تأکید بر مسئولیت اهل فرهنگ و هنر برای حضور فعال در میدان روایت است.
زیرا در دنیای امروز، تنها رخدادها نیستند که تاریخ را میسازند؛ روایتهایی که از رخدادها شکل میگیرند نیز در ساختن حافظه تاریخی ملتها نقش تعیینکننده دارند.جامعه ایران در سالهای اخیر، تجربههای مهم و تأثیرگذاری را پشت سر گذاشته است. حضور پرشور مردم در بدرقه شهدا، ایستادگی در برابر تهدیدها و رخدادهای مهمی که در یک سال گذشته در کشور رقم خورد، بخشی از تجربه زیسته امروز ملت ایران است. این لحظهها، مانند همه فرازهای مهم تاریخ، نیازمند ثبت و روایت هنرمندانهاند؛ زیرا اگر هنر به موقع در کنار یک حادثه تاریخی حضور پیدا نکند، فرصت انتقال دقیق و عمیق آن به نسلهای آینده کاهش خواهد یافت.
توجه به این تجربهها، به معنای فاصله گرفتن از دفاع مقدس نیست؛ بلکه به معنای دیدن عمق و امتداد آن است.دفاع مقدس سرچشمهای است که فرهنگ مقاومت از آن جوشیده و روایتهای امروز نیز در امتداد همان روح شکل میگیرند. دغدغه اصلی در این میان، صرفاً برگزاری یک رویداد هنری یا تغییر یک ساختار نیست؛ دغدغه اصلی این است که چگونه میتوان میان گنجینههای هویتی یک ملت و ذهن و زبان نسل امروز پیوندی زنده برقرار کرد. جشنوارههای هنری مرتبط با دفاع مقدس، زمانی میتوانند به رسالت خود عمل کنند که هم حافظه تاریخی را پاس بدارند و هم نسبت خود را با زمان حال حفظ کنند. این دو در برابر یکدیگر نیستند؛ بلکه مکمل یکدیگرند.
گذشته بدون پیوند با امروز، به موزه تبدیل میشود و امروز بدون اتصال به ریشههای تاریخی، هویت خود را از دست میدهد.نسل امروز، جنگ هشتساله را ندیده است؛ اما میتواند حقیقت آن را لمس کند، به شرط آنکه این حقیقت با زبان هنر و با درک درست از جهان امروز برای او روایت شود.هنر میتواند پلی باشد میان نسلی که حماسه آفرید و نسلی که باید آن را بفهمد و ادامه دهد. در مسیر خدمت فرهنگی، همواره باید از خود بپرسیم: آیا توانستهایم پیامهای بزرگ تاریخی خود را به زبان قابل فهم زمانه منتقل کنیم؟ آیا توانستهایم میان خاطره و آینده، میان تجربه دیروز و پرسشهای امروز، ارتباطی زنده برقرار کنیم؟
پاسخ به این پرسشها، ما را به یک حقیقت روشن میرساند: وفاداری، ماندن در یک قاب ثابت نیست؛ وفاداری، حرکت در مسیر همان حقیقت با شناخت زمانه است. فرزند زمانه بودن یعنی ریشه در گذشته داشتن، در اکنون مسئولانه زیستن و برای آینده روایت ساختن. و این همان راهی است که فرهنگ دفاع مقدس برای زنده ماندن طی خواهد کرد؛ راهی که در آن، ارزشها ثابت میمانند اما زبانها، قالبها و میدانهای روایت، متناسب با هر عصر تازه میشوند.
انتهای پیام/ 161
