اربعین، گامی در مسیر جهانی شدن میراث معنوی «عاشورا»
گروه فرهنگ دفاعپرس ـ رضا اسماعیلی؛ پیش از این در یادداشتی با عنوان «از شعر عاشورا تا شعر عاشورایی» با اشاره به شعر معروف «سیف فرغانی» از شاعران قرن هفتم و هشتم هجری با مطلع «ای قوم درین عزا بگریید/ بر کشته کربلا بگریید» به عنوان مصداقی برای «شعر عاشورا»، در تبیین وجوه تمایز «شعر عاشورا» و «شعر عاشورایی» گفته بودم:

شعر عاشورایی» بر خلاف «شعر عاشورا» که صرفا لهجهای «سوگ محور» و شاکلهای «مرثیه بنیاد» دارد، و به کربلا و قیام حسینی تنها به چشم یک حادثه فجیع و دلخراش که تنها باید بر کشتگان آن گریست و سوگواری کرد نگاه میکند، شعری «موضعمند»، «مستند»، «معرفت محور»، «تبیینی، تحلیلی»، و مبتنی بر آموزههای اصیل دینی، معارف توحیدی و فرهنگ عاشورایی است. آمیزهای از «سوگ» و «حماسه» و «عرفان» که به مخاطب خود «بصیرت» میدهد و جان و جهانش را با فرهنگ و حقیقت عاشورا پیوند میزند. در «شعر عاشورایی»، شاعر به کربلا و قیام حسینی به چشم یک «واقعه» حماسی، عبرتآموز و بصیرتافزا که مقدمۀ قیامت و رستاخیز است نگاه میکند. واقعۀ سترگ و شگفتی که همراه با گریستن، باید بر آن «نگریست»، از آن عبرت گرفت و از درک و دریافت و بازخوانی پیامهای انسانساز آن بصیرت پیدا کرد.
اکنون نیز با تاکید مجدد بر این دقیقه، باید به نکته مهم دیگری اشاره کنم که در شعر عاشورایی و به طور کلی در شعر دینی و آیینی ما مورد غفلت قرار گرفته است.
بی مهری به «مخاطب جهانی»
نکته مغفولمانده و فراموششده در حوزۀ شعر عاشورایی روزگار ما، بیمهری و بیاعتنایی به «مخاطب جهانی» است. شعر عاشورایی در روز و روزگار ما، متاعی است که صرفاً برای مصرف داخلی تولید میشود و خروجی مناسبی ندارد. درست مثل جزیرهای که امکانات محدود آن فقط نیازهای ساکنان جزیره را تامین میکند و کانالهای ارتباطی آن با جهان - حتی جهان اسلام - قطع است.
بی هیچگونه اغراقی، دایرۀ مخاطبان شعر عاشورا، به مسلمانان - و متاسفانه در مواردی فقط به اهل تشیع - محدود میشود. در حالی که رسالت شاعر اصیل عاشورایی این است که نه تنها با تمام مسلمانان جهان – اعم از شیعه و سنی - بلکه با تمام مردم جهان با هر دین و آیینی گفتمان برقرار کند.
علت اصلی جهانی نشدن شعر عاشورایی، محدود بودن افق دید و خلاصه کردن دایرۀ مخاطبان «شعر عاشورا» به اهل تشیع است. در این شعر، شاعر فقط با هممذهبان و هممسلکان خویش به گفتمان میپردازد، و با این فرض که همه مخاطبانش خودیاند، ضرورتی به توضیح واضحات - معرفی اباعبدالله (ع) و تبیین فلسفه و اهداف متعالی قیام عاشورا - نمیبیند. به این معنا که شاعر به مجالس عزاداری امام حسین (ع) تنها به چشم یک دورهمی مذهبی برای کسب ثواب و گرفتن برات شفاعت نگاه میکند، و با چنین نگاهی بدیهی است که تلاشی برای جذب مخاطبان جهانی و گسترش دایره معنوی شعر عاشورایی نمیکند.
با چنین نگاه محدودی، بدیهی است که در شعر عاشورا پاسخ به این سوال که «امام عاشورا که بود و برای چه قیام کرد؟» برای کسانی که همقبله و همقبیلهاند، چندان ضرورتی ندارد. از همین رو شاعر عاشورا، فقط و فقط در مسیر جلب رضایت مخاطبان خودی گام برمیدارد، و تلاشی برای گشودن چشم مخاطب خویش برای نگریستن به وجوه معنوی، حماسی و عرفانی این حماسه نمیکند.
در شعر عاشورایی اصیل اما، شاعر افق دید خود را گسترش میدهد و بنا را بر این میگذارد که برای مخاطبی سخن میگوید که هیچ شناختی از امام عاشورا و قیام کربلا ندارد. استاد سیدمهدی شجاعی نیز در کتاب ارزشمند «خون خدا» در این مسیر خجسته گام برداشته است.
شجاعی در کتاب «خون خدا» که تفسیر و ترجمۀ هنرمندانۀ «زیارت عاشورا» ست، با فرض اینکه کتاب خود را برای مخاطبانی مینویسد که ممکن است تاکنون حتی نام مبارک امام حسین را نشنیده باشند، به روایت پردهبهپرده این مینیاتور با شکوه الهی و بازخوانی آنچه در عاشورا بر امام و یاران وفادارش گذشته است، میپردازد. او در فرازی از مقدمهای که بر این کتاب نگاشته است، چنین میگوید:
«مخاطب این یادداشت شمایید که از حسین و عاشورا و کربلا هیچ نمیدانید...
شما که از سوگواری و عزاداری هرساله جماعتی از مردم جهان به حق تعجّب میکنید.
شما که از زیارت دستهجمعی یا راهپیمایی هماهنگ چند میلیون نفر در یک تاریخ (اربعین) و در یک مسیر و یک جهت، دچار سوال و ابهام و استفهام و اعجاب و شگفتی میشوید؛ سوال و اعجابی که کاملاً بهجا و درست است.
آن کسی که رفته و رفتنش جهانی را به سوگ نشانده، که بوده و چه محبوبیت عمیق و گسترده و بینظیری در میان مردم مختلف با فرهنگها و ملیّتهای متفاوت داشته که تعزیتی اینچنین را به یادگار گذاشته؟
این سوالی بهجا و طبیعی و پرسیدنی است...»
و این کاری بدیع و ضرورتی مغفولمانده در حوزه شعر عاشوراست که برای پایان دادن به انزوای شعر و شاعران عاشورایی و جذب مخاطبان جهانی به آن نیاز داریم. اینکه بگوییم: «امام حسین که بود؟ چه کرد؟ چرا در کربلا تنها ماند؟ و چگونه به شهادت رسید؟» کار بزرگ و هوشمندانهای که قاآنی در قرن سیزدهم (۱۲۲۳-۱۲۷۰ ق) با سرودن عاشورایی سرودۀ زیر کرد:
بارد! چه؟ خون! که؟ دیده! چسان؟ روز و شب! چرا؟
از غم! کدام غم؟ غم سلطان اولیا
نامش که بد؟ حسین! ز نژاد که؟ از علی
مامش که بود؟ فاطمه جدش که؟ مصطفی!
چون شد؟ شهید شد! به کجا؟ دشت ماریه
کی؟ عاشر محرم، پنهان؟ نه برملا
شب کشته شد؟ نه روز چه هنگام؟ وقت ظهر
شد از گلو بریده سرش؟ نی نی از قفا
سیراب کشته شد؟ نه! کس آبش نداد؟ داد!
که؟ شمر، از چه چشمه؟ ز سرچشمهٔ فنا
مظلوم شد شهید؟ بلی جرم داشت؟ نه
کارش چه بد؟ هدایت، یارش که بد؟ خدا
این ظلم را که کرد؟ یزید! این یزید کیست؟
زاولاد هند، از چه کس؟ از نطفهٔ زنا!
خود کرد این عمل؟ نه! فرستاد نامهای
نزد که؟ نزد زادهٔ مرجانهٔ دغا
ابن زیاد زادهٔ مرجانه بُد؟ نعم!
از گفتهٔ یزید تخلف نکرد؟ لا
این نابکار کشت حسین را به دست خویش؟
نه او روانه کرد سپه سوی کربلا
میر سپه که بد؟ عمرسعد! او برید
حلق عزیز فاطمه؟ نه شمر بیحیا
خنجر برید حنجر او را نکرد شرم؟
کرد. از چه پس برید؟ نپذرفت ازو قضا
بهر چه؟ بهر آن که شود خلق را شفیع
شرط شفاعتش چه بود؟ نوحه و بکا!
کس کشته شد هم از پسرانش؟ بلی دو تن
دیگر که؟ نه برادر، دیگر که؟ اقربا
دیگر پسر نداشت؟ چرا داشت. آن که بود؟
سجاد، چون بد او به غم و رنج مبتلا
ماند او به کربلای پدر؟ نی! به شام رفت
با عز و احتشام؟ نه! با ذلت و عنا
تنها؟ نه! با زنان حرم؛ نامشان چه بود؟
زینب سکینه فاطمه کلثوم بینوا
بر تن لباس داشت؟ بلی! گرد رهگذار
بر سر عمامه داشت؟ بلی! چوب اشقیا
بیمار بد؟ بلی چه دوا داشت؟ اشک چشم
بعد از دوا غذاش چه بد؟ خون دل غذا
کس بود همرهش؟ بلی اطفال بیپدر
دیگر که بود؟ تب! که نمیگشت ازو جدا
از زینب و زنان چه به جا مانده بد؟ دو چیز
طوق ستم به گردن و خلخال غم به پا
گبر این ستم کند؟ نه! یهود و مجوس؟ نه!
هندو؟ نه! بتپرست؟ نه! فریاد ازین جفا
«قاآنی» است قایل این شعرها بلی
خواهد چه؟ رحمت! ازکه؟ ز حق! کی؟ صف جزا
آری، شاعر در شعر اصیل عاشورایی دایرۀ مخاطبان خویش را گسترش میدهد و با این فرض که مخاطبان او در شمار هممذهبان و همدینان او نیستند، پیش و بیش از هر چیزی، به معرفی ممدوح خویش میپردازد. اینکه امام حسین که بود؟ چه اهدافی داشت؟ و چه کرد؟ چون او نمیخواهد تنها برای هممسلکان خویش سخن بگوید. در شعر عاشورایی، شاعر به مخاطب جهانی میاندیشد و وظیفۀ خود میداند که در شعرش پیش و بیش از صورت، به سیره و سنت امام عاشورا بپردازد. به ارزشهای متعالی قیام حسینی که قابلیت جهانی شدن دارند. ارزشهایی چون: حقخواهی، آزادگی، ظلمستیزی، عدالت و صلح. این ارزشها برای هر مخاطبی - با هر دین و مسلکی - قابل ستایشاند. از همین رو هر انسانی در هر گوشۀ این کره خاکی که باشد با شعر عاشورایی میتواند همذات پنداری کند.
این نکتهای است که در شعر عاشورایی روز و روزگار ما مورد غفلت قرار گرفته است: «مخاطب جهانی». این غفلت بزرگ ریشه در این ذهنیت غلط دارد که عاشورا فقط «ذکر مصیبت» است و بس! حال آنکه خلاصه کردن عاشورا در «مصیبت خوانی» و غفلت از جان و جهان معنوی و حماسی آن، جفایی بزرگ به این واقعۀ بیبدیل است.
اربعین، میراث معنوی جهانی
با بررسی دورههای مختلف تاریخی، به سهولت میتوان دریافت که شعر و ادبیات، متأثر از تحولات سیاسی و اجتماعی زمانه خویش است. در آیینه ادبیات هر عصری، میتوان سیمای منظومه سیاسی و اجتماعی آن عصر را به تماشا نشست. با عنایت به این نکته، بیهیچ تردیدی باید گفت که همایش معنوی و باشکوه اربعین، بهعنوان یک واقعه تأثیرگذار اجتماعی، زمینه ساز خلق و آفرینش آثاری قابل تأمل در روزگار ما شده است؛ آثاری که بیانگر تأثیرپذیری غیر قابل انکار شاعران از این همایش عظیم است.
پیاده روی اربعین – بهعنوان یک پدیده برون متنی – بر متن ادبی روزگار ما تأثیر گذاشته و انگیزه سرایش اشعار فراوانی با موضوع عاشورا و قیام حسینی شده است. به عبارت دیگر، حرکت عظیم اربعین، گفتمان ادبی شعر معاصر را تغییر داده و روحی حماسی در کالبد شعر دینی و آیینی ما دمیده است.
شعر اربعین به مثابه یک رسانه قدرتمند، در انتقال پیامهای انسانی عاشورا به جهان معاصر نقش به سزایی داشته است. شعر اربعین، با گفتمان ظلمستیزانه خود، لرزه مرگ در جان و جهان ظالمان افکنده است.
اگر شاعران عاشورایی حقیقت عاشورا و حماسه بیبدیل حسینی را دریابند و در مسیر رونمایی از این حقیقت روشن گام بردارند، شعر اربعین میتواند در بازتولید گفتمان «جهانیسازی عاشورا» نقش تأثیرگذاری داشته باشد. یکی از رسالتهای بزرگ شعر عاشورایی و اربعینی، به اهتزاز درآوردن پرچم توحید و یکتاپرستی، دعوت به عبودیت و بندگی و پیراستن جان و جهان دین از خرافهها و گزافههاست. شاعر اصیل عاشورایی باید به این دقایق و ظرایف معنوی توجه داشته باشد و دین را از گزند اژدهای هفت سر «خرافات» و «تحریفات» در امان نگاه دارد.
البته از حق نباید گذشت که بعد از جنگ ۱۲ روزه و جنگ رمضان و تا به امروز که بیش از پنج ماه از مقاومت ملت سربلند ایران در برابر متجاوزان به خاک ایران عزیز می گذرد، شاهد ظهور نسلی از شاعران و ذاکران حماسی سرا هستیم که با درک ضرورت زمانه، از تریبون شعر عاشورایی در مسیر روشنگری و بیداری استفاده می کنند و در مسیر جهانی کردن این میراث معنوی گام بر می دارند. تحولی قابل ستایش و امیدبخش، و اتفاقی خجسته که امید است تداوم یابد.
جان کلام آنکه رسالت شاعر عاشورایی شناخت عمیق عاشورا و معرفی شایستۀ این قیام حسینی با همه ابعادش به جهان امروز است. شعر عاشورایی یک تریبون جهانی برای معرفی حقیقت و سیرت اسلام ناب محمدی به جهان تشنه حقیقت است.
آری، در شعر عاشورایی به جای مونولوگ و تکگویی، باید به دنبال دیالوگ و برقراری مکالمه و مفاهمه با مخاطب جهانی باشیم. چراکه ارزشهای عاشورا، ارزشهای فرازمانی و جهانی است.»
انتهای پیام/ 121
