«جبل‌عامل»؛ جایی که «رنج» را «گنج» تفسیر می‌کنند

شیعیان لبنان بار دیگر ثابت کردند که اگرچه خانه‌ها، زیرساخت‌ها و سرمایه‌های مادی‌شان ویران شده است، اما اراده آنان برای بقا، ریشه‌دارتر از آن است که با آتش و آهن از میان برود.
کد خبر: ۸۵۵۹۰۰
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۵ - 21August 2026

به گزارش گروه فرهنگ دفاع‌پرس، سید محمدرضا مرتضوی، رایزن فرهنگی جمهوری اسلامی ایران در لبنان در یادداشتی نوشت: لبنان، این کشور کوچک که مجموعه‌ای از تضاد‌ها می‌باشد، همواره بستر تحولات عمیق منطقه‌ای و بین‌المللی بوده است. در دل این جغرافیا، شیعیان لبنان نه تنها یک طایفه یا یک اقلیت بوده، بلکه یکی از ستون‌های اصیلی و ریشه‌دار این سرزمین به شمار می‌روند که حضورشان به اعماق تاریخ بازمی‌گردد.

لبنان

با این حال، سرگذشت این قشر از جامعه لبنان، روایتی پیوسته از رنج، صبر، محرومیت تاریخی و در عین حال، پایبندی عمیق به این کشور بوده است. جنگ اخیر جان‌سوز، خانمان‌سوز و ویرانگر، بار دیگر این جامعه را در کانون طوفان قرار داد و زخم‌های کهنه و نوینی را بر پیکر انسانی و عمرانی آنان نشاند.
زخمی که بازخوانی ابعاد آن، نیازمند نگاهی منصفانه به تاریخ، هویت ملی و هزینه‌های گزاف دفاع از کرامت انسانی و ملی است. حضور شیعیان در لبنان، برخلاف برخی روایت‌های مغرضانه یا سطحی، حضوری مقطعی و گذرا نمی‌باشد.

از جبل‌عامل گرفته تا بقاع و حومه جنوبی بیروت، این طایفه از دیر باز و قرن‌ها پیش، ساکنان اصیل این بوم بوده‌اند. علمای بزرگ، شعرا، متفکران و کشاورزان این کشور، با زمین‌های زیتون، عجین شده‌اند.

تاریخ جبل عامل، تاریخ دانش، فقه، مقاومت در برابر ستم حاکمان ظالم و پاسداری از فرهنگ این مرز و بوم به‌شمار می‌رود.

شیعیان هیچ‌گاه به دنبال پروژه‌ای جداساز، انحصارطلبانه یا مغایر با هویت فراگیر لبنان نبوده‌اند. آنان همواره خود را پاره‌ای از تن این وطن کثرت‌گرا دانسته و در تمام دوره‌ها، با وجود بی‌توجهی‌ها و محرومیت‌های ساختاری مزمن که در دهه‌های گذشته توسط نظام سیاسی وقت بر مناطق شیعه‌نشین تحمیل شد، بر اصل همزیستی مسالمت‌آمیز تاکید ورزیده‌اند.

شیعیان لبنان برای خود پروژه سیاسی مجزایی خارج از چارچوب تمامیت ارضی و حاکمیت ملی لبنان تعریف نکرده‌اند، بلکه همواره خواستار دولتی قوی، عادل و پاسخگو بوده‌اند که از تمام شهروندانش بدون تبعیض حمایت کند.

با وجود این رویکرد مسالمت‌آمیز، شیعیان لبنان هیچ‌گاه حاضر نشدند تن به ذلت اشغالگری بدهند. هنگامی که بخش وسیعی از خاک لبنان در سال‌های متمادی در چنگال اشغالگری اسرائیل گرفتار شد و زمانی که دولت‌های وقت به دلیل ضعف مفرط ساختاری، ناتوانی نظامی یا توطئه با ابرقدرت‌های جهانی نتوانسته بودند از جنوب لبنان دفاع کنند، این توده‌های رنج‌دیده و محروم شیعه بودند که بار سنگین مقاومت را به دوش کشیدند.

مقاومت برای شیعیان لبنان، یک پروژه حزبی نبوده، بلکه یک فریضه اخلاقی، دینی و ملی برای بازگرداندن حاکمیت لبنان و حفظ کرامت انسانی به‌شمار می‌رود. آنان دفاع از خاک خود را وظیفه‌ای حتمی دانستند و هیچ‌گاه نپذیرفتند که اشغالگر در سرزمینشان آزادانه جولان دهد و سرنوشت نسل‌های آینده را به یغما ببرد.

نقطه عطف نوین در تاریخ این کشور، جنگ ۳۳ روزه در تابستان سال ۲۰۰۶ میلادی بود. پس از پیروزی چشمگیر و حماسه‌ساز مقاومت در برابر قدرت جنگی رژیم صهیونیستی در آن سال، جرقه‌های امید در دل مردمان جنوب و بقاع جوانه زد.

طی سال‌های پس از ۲۰۰۶، با وجود تهدیدات دائمی، این مردمان با عزمی پولادین به روستا‌های مرزی خود بازگشتند. روستا‌ها و شهرک‌هایی که صبغه مرزی با فلسطین اشغالی داشتند در سایه این آرامش نسبی، دوران بازسازی و سازندگی آغاز شد. روستا‌های ویران‌شده از نو سر برآوردند و به نگین درخشان زندگی تبدیل شدند.

شیعیان دلبسته به خاک اجدادی خود، با دست‌های خالی، اما با ایمانی عمیق، نه تنها خانه‌های مسکونی خود را ساختند، بلکه زیرساخت‌های حیاتی را در آن مناطق بنا نهادند. مدارس مجهز، بیمارستان‌های مدرن، داروخانه‌های در دسترس، مراکز فرهنگی، رستوران‌ها، بوستان‌ها و مراکز خدماتی به سرعت شکل گرفت تا زندگی با تمام زیبایی و پویایی‌اش به خط مرزی بازگردد.

این مناطق از مخروبه‌های جنگ، به نمونه‌ای زنده از اراده انسان برای زیستن و بالندگی تبدیل شده بودند. طوفان جنگ اخیر، این دستاورد‌های ارزشمند و چند ده ساله را در نوردید. بمباران‌های بی‌امان و وحشیانه، تمامی آن آبادانی‌ها، خانه‌ها، مدارس، بیمارستان‌ها و مراکز خدماتی را که با رنج و زحمت فراوان مردم ساخته شده بود، مورد هدف قرار داد و بسیاری از آنها را با خاک یکسان کرد.

قدرت جنگی دشمن با این تخریب برنامه‌ریزی‌شده، تلاش کرد تا ریشه‌های حیات و امید را در این مناطق از بین ببرد و مردمان را از خاک آباء و اجدادی‌شان رانده و آواره سازد. با این وجود، آنچه در این جنگ خانمان‌سوز نمایان شد، ادامه همان روح اصیل تاریخی است.

شیعیان لبنان بار دیگر ثابت کردند که اگرچه خانه‌ها، زیرساخت‌ها و سرمایه‌های مادی‌شان ویران شده است، اما اراده آنان برای بقا، ریشه‌دارتر از آن است که با آتش و آهن از میان برود.

این جنگ جان‌سوز، هرچند رنج عظیمی را تحمیل کرد، اما نشان داد که پیوند این قوم با زمین خود، پیوندی از جنس هویت، تاریخ و شرافت است. پیوندی که هیچ ویرانی‌ای نمی‌تواند آن را از صفحه روزگار محو کند.

امروز نیز، با وجود آوارگی‌ها و رنج‌های بی‌شماری که جنگ اخیر بر دوش این مردم گذاشته است، تصویر حاکم بر میدان، تصویری از جنس تسلیم‌ناپذیری است. شیعیان لبنان، با تمام سختی‌ها و از دست دادن هستی خود، فریاد برمی‌آورند و اعلان می‌کنند که حتماً به روستا‌های خود بازخواهند گشت.

آنان با اراده‌ای استوار تصمیم گرفته‌اند تا دوباره از صفر شروع کرده و خانه‌های خرابه و خاکستر شده خود را بازسازند و زندگی را به کوچه پس‌کوچه‌های روستاهای‌شان که در برابر ظالمان ایستادگی نمود، بازگردانند.

در نگاه این انسان‌های ریشه‌دار، بازگشت به روستا تنها یک جابجایی جغرافیایی نیست، بلکه یک فریضه اخلاقی و بیعت دوباره با خاک پاک اجداد است.

آرمانی بزرگ که در آن معنا می‌یابد: زیستن در سایه عزت در زادگاه، و در نهایت، آرمیدن در دل همان خاک در آخرین روز‌های حیات از مهمترین مسائلی است که شیعیان در صدد آن می‌باشند؛ لذا آنان خشت را بر روی خشت خواهند گذاشت تا نه فقط خانه‌ای نو بسازند، بلکه الگویی از استواری یک تمدن و جاودانگی یک حضور که در صدد بازآفرینی مجدد خود می‌باشد را تجلی نمایند.

آنان امانت‌دار آرمان‌ها، خاطرات و هویت تاریخی نسل‌های گذشته و آینده این سرزمین خواهند بود و هرگز اجازه نخواهند داد ریشه‌هایشان در این سرزمین خشک شود و همواره در صدد مبارزه با نقشه‌ها و توطئه‌های مزدورانه جهت راندن‌شان از لبنان بوده و قطعا این پروژه‌های خبیثانه را خنثی خواهند کرد و در نهایت، شیعیان در مناطق خود باقی خواهند ماند تا الگویی تابنده و بی‌بدیل برای جهانیان در مقاومت، ایثار و فداکاری باشند و به همه بیاموزند که چگونه می‌توان با تمام وجود در سرزمین مادری ریشه دواند و در برابر هر طوفان و توطئه‌ای ایستادگی کرد.

انتهای پیام/ 121

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار