صفارهرندی: ۱۶ آذر نقطه عطف گفتمان ضدسلطه در دانشگاه بود

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، با اشاره به نقش تاریخی ۱۶ آذر در تحولات جنبش دانشجویی، این روز را نقطه عطف شکل‌گیری گفتمان ضدسلطه در دانشگاه دانست و تأکید کرد: اعتراضات دانشجویان پس از کودتای ۲۸ مرداد و سفر ریچارد نیکسون به تهران، از مخالفت با حکومت پهلوی فراتر رفت و به مقابله با دخالت و نفوذ قدرت‌های خارجی پیوند خورد.
کد خبر: ۸۵۶۴۴۶
تاریخ انتشار: ۲۹ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۷:۴۹ - 20August 2026

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، محمدحسین صفارهرندی، سیاستمدار، روزنامه‌نگار و عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام، ۱۶ آذر را نقطه عطف شکل‌گیری و گسترش گفتمان ضدسلطه در دانشگاه دانست و با تشریح روند تحولات جنبش دانشجویی از دهه ۲۰ تا پیروزی انقلاب اسلامی، اظهار داشت: اعتراضات دانشجویی پس از کودتای ۲۸ مرداد ۱۳۳۲، به‌تدریج از مخالفت با حکومت پهلوی فراتر رفت و با آگاهی از نقش قدرت‌های خارجی در تحولات ایران، گفتمان ضدسلطه را در دانشگاه شکل داد.

وی با اشاره به سفر ریچارد نیکسون، معاون رئیس‌جمهور وقت آمریکا، به تهران، سه ماه پس از کودتای ۲۸ مرداد، افزود: این سفر در نگاه بخشی از جامعه ایرانی، بیش از یک رویداد دیپلماتیک، تأییدی بر نقش واشنگتن در تغییر حکومت ایران تلقی شد و زمینه اعتراضات ۱۶ آذر را فراهم کرد.

جنبش دانشجویی از دانشگاه تهران آغاز نشد

صفارهرندی در تشریح تاریخچه جنبش دانشجویی، با تأکید بر ضرورت تصحیح برخی برداشت‌های تاریخی، گفت: شکل‌گیری جنبش دانشجویی را نباید هم‌زمان با تأسیس دانشگاه تهران دانست؛ چراکه دانشجو زمانی به یک نیروی اجتماعی و سیاسی تبدیل می‌شود که از جایگاه صرفاً آموزشی فاصله بگیرد و در مسائل جامعه حضور پیدا کند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: چنین وضعیتی پس از شهریور ۱۳۲۰ و در فضای نسبتاً باز سیاسی آن دوره شکل گرفت و دانشجویان در دهه‌های ۲۰ و ۳۰ به‌تدریج وارد عرصه سیاست شدند. دانشگاه نیز مانند سایر ارکان جامعه، از کشاکش جریان‌های سیاسی مختلف بی‌نصیب نماند. حزب توده قدرتمندترین تشکل دانشجویی را در اختیار داشت و در کنار آن، دانشجویان نزدیک به جبهه ملی نیز فعالیت می‌کردند.

ادبیات

وی افزود: جبهه ملی جریان یکدستی نبود و نیروهای ملی، مذهبی و حتی افراد غیرمذهبی را در یک ائتلاف نسبتاً شکننده گرد هم آورده بود.

۱۶ آذر؛ نقطه عطف جنبش دانشجویی

صفارهرندی با بیان اینکه اگر بخواهیم یک نقطه عطف برای جنبش دانشجویی تعیین کنیم، ۱۶ آذر ۱۳۳۲ جایگاهی بی‌بدیل دارد، اظهار داشت: در آن زمان تنها سه ماه از کودتای ۲۸ مرداد می‌گذشت و جامعه همچنان در تب‌وتاب آن رویداد بود. جریان‌های مخالف کودتا، از بازاریان تا دانشجویان، اعتراضات خود را آغاز کرده بودند و دانشگاه به یکی از کانون‌های اصلی این نارضایتی تبدیل شد.

وی ویژگی اجتماعی دانشجویان را نیز در این زمینه مؤثر دانست و گفت: دانشجو هنوز درگیر بسیاری از وابستگی‌های اقتصادی و اجتماعی زندگی بزرگسالی نشده و همین مسئله آزادی عمل بیشتری برای او ایجاد می‌کند. این آزادی اگر با جهت‌گیری درست همراه شود، می‌تواند دانشجو را به نیرویی پیشرو تبدیل کند؛ هرچند در صورت نبود چارچوب، ممکن است به بی‌قیدی و حتی آنارشیسم منجر شود.

شکاف داخلی، زمینه‌ساز موفقیت کودتای ۲۸ مرداد

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه به چرایی موفقیت کودتای ۲۸ مرداد اشاره کرد و گفت: این پرسش مطرح است که چرا کودتای ۲۸ مرداد با وجود حضور گسترده مردم در صحنه، برخلاف ۳۰ تیر سال پیش از آن، به نتیجه رسید؟

صفارهرندی در پاسخ، ضمن تأکید بر نقش آمریکا و انگلیس، کودتای ۲۸ مرداد را صرفاً محصول دخالت خارجی ندانست و افزود: ضعف و گسست داخلی نیز بستر را برای موفقیت این دخالت هموار کرد. اختلاف میان جریان ملی و مذهبی، فاصله میان فدائیان اسلام و جبهه ملی و مهم‌تر از همه، شکاف میان آیت‌الله کاشانی و دکتر مصدق از جمله عواملی بود که در این زمینه نقش داشت.

وی برای روشن‌تر شدن این مسئله، ۳۰ تیر ۱۳۳۱ و ۲۸ مرداد ۱۳۳۲ را در کنار یکدیگر قرار داد و تصریح کرد: در ۳۰ تیر نیز امکان دخالت نیروهای مسلح و عوامل خارجی وجود داشت، اما انسجام مردم و حضور اجتماعی نیروهای مختلف اجازه نداد این توطئه به نتیجه برسد. یک سال بعد، اما شرایط دگرگون شده بود و سرمایه اجتماعی دولت ملی و انسجام میان نیروهای سیاسی به‌شدت کاهش یافته بود. در چنین فضایی، دخالت خارجی توانست اثر تعیین‌کننده‌ای پیدا کند.

صفارهرندی این تجربه را یکی از مهم‌ترین درس‌های تاریخی دانست و گفت: دخالت خارجی زمانی می‌تواند اثرگذار شود که جامعه از درون دچار شکاف و فرسایش سرمایه اجتماعی شده باشد. کودتا نه فقط محصول اراده قدرت‌های خارجی و نه صرفاً نتیجه اختلافات داخلی، بلکه حاصل هم‌زمانی این دو عامل بود.

سفر نیکسون؛ جرقه‌ای در آتش اعتراضات دانشجویی

وی با اشاره به تأثیر کودتای ۲۸ مرداد بر نگاه جامعه ایران به آمریکا اظهار داشت: پیش از کودتا، آمریکا برای شماری از روشنفکران و نیروهای سیاسی ایرانی، چهره‌ای متفاوت از انگلستان داشت. حتی دکتر مصدق و برخی نیروهای جبهه ملی تصور می‌کردند می‌توان از آمریکا برای ایجاد موازنه در برابر انگلیس استفاده کرد.

صفارهرندی افزود: مواضع واشنگتن در اختلافات نفتی ایران و انگلیس و همچنین کمک‌ها و وام‌های آمریکایی، این تصور را تقویت کرده بود؛ اما ۲۸ مرداد چهره دیگری از آمریکا را به نمایش گذاشت. واشنگتن نه‌تنها در تحولات سیاسی ایران مداخله کرد، بلکه از دولت پس از کودتا نیز حمایت همه‌جانبه داشت.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: همین رویداد نگاه بخشی از نیروهای سیاسی و به‌ویژه دانشجویان را به آمریکا تغییر داد و از آن پس، اعتراض به حکومت پهلوی با اعتراض به نقش قدرت‌های خارجی در حفظ آن پیوند خورد.

وی با فاصله گرفتن از برداشت‌هایی که جنبش دانشجویی را صرفاً جنبشی ضد دیکتاتوری معرفی می‌کنند، گفت: دانشجویان علاوه بر مخالفت با حکومت شاه، به نقش آمریکا در تحولات ایران نیز آگاه بودند و به‌تدریج گفتمان ضدسلطه در میان آنان پررنگ‌تر شد.

ادبیات

صفارهرندی با اشاره به سفر ریچارد نیکسون به تهران در آذر ۱۳۳۲، اظهار داشت: تنها سه ماه از کودتا گذشته بود و حضور یک مقام بلندپایه آمریکایی در ایران، برای جامعه‌ای که هنوز تحت تأثیر حوادث مردادماه بود، معنایی فراتر از یک سفر معمول دیپلماتیک داشت. این سفر فرصتی بود تا نقش آمریکا در شرایط جدید سیاسی ایران بیش از پیش برای جامعه آشکار شود.

وی ادامه داد: اعتراضات دانشجویی نیز در همین فضا شکل گرفت. ۱۶ آذر ۱۳۳۲ دانشگاه تهران صحنه اعتراض شد و سه دانشجو به نام‌های احمد قندچی، مهدی شریعت‌رضوی و مصطفی بزرگ‌نیا جان خود را از دست دادند. این واقعه به‌تدریج به نمادی از اعتراض هم‌زمان به حکومت پهلوی و حضور آمریکا تبدیل شد.

صفارهرندی با اشاره به تیتر یکی از روزنامه‌های آن دوره، توضیح داد: کشته‌شدن سه دانشجو به نوعی قربانی‌شدن برای مهمان آمریکایی تشبیه شده بود؛ تصویری که در حافظه سیاسی جامعه باقی ماند.

وی تأکید کرد: از این منظر، ۱۶ آذر صرفاً یک حادثه دانشگاهی نبود؛ این روز به نقطه‌ای تبدیل شد که در آن اعتراض به شرایط داخلی کشور با اعتراض به دخالت خارجی پیوند خورد و دانشگاه به یکی از مهم‌ترین عرصه‌های بیان این مخالفت بدل شد.

جنبش دانشجویی از اعتراض به جریان انقلابی رسید

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در ادامه به تحولات دهه‌های ۴۰ و ۵۰ پرداخت و گفت: جریان دانشجویی به‌تدریج از یک حرکت اعتراضی به جریانی پیشرو و انقلابی تبدیل شد.

وی افزود: در اواخر دهه ۴۰ و اوایل دهه ۵۰، جریان‌های چپ‌گرا در دانشگاه‌ها قدرت زیادی داشتند و حتی بخش‌هایی از جریان مذهبی نیز از ادبیات چپ تأثیر پذیرفته بودند. بخشی از نیروهایی که بعدها وارد مبارزه مسلحانه شدند، از محیط دانشگاه برخاسته بودند و سازمان مجاهدین خلق و چریک‌های فدایی خلق از نمونه‌های بارز این جریان‌ها بودند.

صفارهرندی تصریح کرد: دانشگاه در این دوره دیگر فقط محل اعتراض به سیاست‌های آموزشی یا مخالفت با حکومت نبود؛ بلکه به محیطی برای شکل‌گیری جریان‌های سیاسی و مبارزاتی تمام‌عیار تبدیل شده بود.

وی با اشاره به رشد جریان مذهبی در دانشگاه‌ها خاطرنشان کرد: پیش از ۱۵ خرداد ۱۳۴۲، حضور جریان مذهبی در جنبش دانشجویی چندان برجسته نبود، اما پس از این واقعه، این جریان تقویت شد و در برخی دانشگاه‌ها به یکی از جریان‌های اصلی تبدیل شد.

نقش بازرگان و امام خمینی در شکل‌گیری جنبش دانشجویی مسلمان

صفارهرندی در تشریح شکل‌گیری جنبش دانشجویی مسلمان، از مهندس مهدی بازرگان به‌عنوان یکی از چهره‌های مؤثر یاد کرد و گفت: پس از آن نیز اندیشه و پیام‌های امام خمینی نقش مهمی در تغذیه فکری این جریان پیدا کرد.

وی با تأکید بر قدرت انتشار و اثرگذاری پیام‌های امام خمینی افزود: این پیام‌ها در عمل می‌توانستند نقشی شبیه یک رسانه قدرتمند ایفا کنند.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام همچنین به نگاه جریان مذهبی به تحولات جهان اسلام اشاره کرد و گفت: توجه آیت‌الله خامنه‌ای به تحولات مصر و عراق و شخصیت‌هایی مانند جمال عبدالناصر و سید قطب، موجب شد دانشجوی مسلمان مسائل سیاسی را تنها در چارچوب مرزهای ایران نبیند و موضوع استعمار و سلطه را در مقیاسی گسترده‌تر دنبال کند.

وی تصریح کرد: مجموعه این تحولات باعث شد جریان دانشجویی مسلمان در آستانه انقلاب اسلامی از یک حرکت صرفاً دانشگاهی فراتر رود و به جریانی متعهد و انقلابی تبدیل شود.

دانشجویان پس از انقلاب از اعتراض به سازندگی رسیدند

صفارهرندی با اشاره به تفاوت جریان دانشجویی پس از انقلاب اسلامی با فعالیت‌های دانشجویی پیش از انقلاب، اظهار داشت: دانشجویان دیگر فقط در جایگاه معترض قرار نداشتند و بخشی از آنان وارد عرصه ساختن و اداره جامعه شدند.

وی تشکیل سپاه پاسداران، راه‌اندازی جهاد سازندگی، حضور در روستاها و مشارکت در حل مسائل اجتماعی را از نمونه‌های این تغییر دانست و افزود: این روند بعدها در شکل‌گیری جریان مقاومت در منطقه نیز نمود پیدا کرد و نیروهایی مانند ابومهدی المهندس، حاج قاسم سلیمانی و همچنین جریان انصارالله یمن نمونه‌هایی از این جریان هستند.

نفوذ آمریکا از سیاست و امنیت تا اقتصاد و فرهنگ

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام در بخش دیگری از سخنان خود به گستره حضور و نفوذ آمریکا در ایران پس از کودتا پرداخت و گفت: این نفوذ را نمی‌توان تنها در حضور نظامی یا روابط سیاسی جست‌وجو کرد؛ بلکه حوزه‌های امنیتی، اقتصادی، برنامه‌ریزی، آموزش و فرهنگ نیز تحت تأثیر حضور آمریکا قرار گرفتند.

وی افزود: در حوزه نظامی و امنیتی، مستشاران آمریکایی در ایران حضور داشتند و در حوزه اقتصادی نیز نقش آنان در سازمان برنامه و بودجه مورد توجه بود. در برخی موارد، نقش مستشاران از ارائه مشورت فراتر می‌رفت و می‌توانست بر روند اجرای طرح‌ها و تصمیمات اقتصادی اثر بگذارد.

صفارهرندی با اشاره به حوزه آموزش و فرهنگ خاطرنشان کرد: در این حوزه نیز به فعالیت انتشارات فرانکلین و نقش آن در تدوین و چاپ بخشی از کتاب‌های درسی ایران اشاره می‌شود. بنابراین نفوذ آمریکا پس از کودتا شبکه‌ای چندلایه بود که از سیاست و امنیت تا اقتصاد، آموزش و فرهنگ امتداد پیدا می‌کرد.

صفارهرندی: مبارزه با دیکتاتوری از مقابله با سلطه خارجی جدا نیست

وی در ادامه با اشاره به نقش حزب توده در فضای سیاسی و دانشگاهی کشور گفت: ارتباط حزب توده با شوروی را نمی‌توان نادیده گرفت و بخشی از اطلاعات و جهت‌گیری‌های این جریان از شبکه‌های وابسته به مسکو تأمین می‌شد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام ادامه داد: در مقابل، جریان مذهبی به‌تدریج با اتکا به اندیشه امام خمینی و تحولات پس از ۱۵ خرداد، نگاه ضدسلطه خود را گسترش داد.

صفارهرندی تأکید کرد: مبارزه با استعمار خارجی را نمی‌توان از مبارزه با دیکتاتوری داخلی جدا کرد. نمی‌توان آزادی‌خواه بود، اما با دیکتاتوری مخالف نبود؛ همان‌طور که مخالفت با دیکتاتوری داخلی نیز نباید باعث نادیده گرفتن وابستگی به قدرت‌های خارجی شود.

وی حکومت پهلوی را نمونه‌ای از این وضعیت دانست و گفت: این حکومت در برابر مردم خود رفتار اقتدارگرایانه داشت، اما در برابر قدرت‌های خارجی استقلال و اقتدار مشابهی نشان نمی‌داد.

۱۳ آبان؛ ادامه مسیر ۱۶ آذر و ۲۸ مرداد

صفارهرندی در پایان با اشاره به تسخیر سفارت آمریکا در ۱۳ آبان ۱۳۵۸ اظهار داشت: این واقعه را نمی‌توان جدا از تحولات سال‌های پیش از انقلاب دید. این رویداد در چارچوب تعبیر امام خمینی، انقلاب دوم، معرفی شد و از این منظر، ریشه آن را باید در تجربه چنددهه‌ای جامعه ایران از دخالت و نفوذ آمریکا جست‌وجو کرد.

وی افزود: ۱۳ آبان را نمی‌توان نقطه آغاز اختلاف ایران و آمریکا دانست؛ ریشه این تقابل به سال‌هایی پیش‌تر بازمی‌گردد. کودتای ۲۸ مرداد نگاه بخشی از جامعه ایران به آمریکا را دگرگون کرد، سفر نیکسون در همان سال این حضور را برای نسل دانشجو آشکارتر ساخت و ۱۶ آذر به نمادی از اعتراض علیه آن تبدیل شد.

عضو مجمع تشخیص مصلحت نظام خاطرنشان کرد: جنبش دانشجویی نیز در ادامه از یک نیروی معترض به جریانی سیاسی و انقلابی رسید و پس از انقلاب، بخشی از آن از جایگاه معترض به عرصه ساختن و اداره جامعه وارد شد.

صفارهرندی تأکید کرد: مسیری که از ۲۸ مرداد آغاز شد، در ۱۶ آذر به یک نقطه عطف رسید و در ۱۳ آبان، صورت دیگری از همان تقابل چنددهه‌ای را به نمایش گذاشت؛ زنجیره‌ای که پیوند میان اعتراض دانشجویی، مبارزه با دیکتاتوری و مقابله با سلطه خارجی را شکل داد.

انتهای پیام/ 121

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار