یادداشت/

علامه مجلسی چگونه میراث حدیث شیعه را به حافظه تاریخی ایران سپرد

علامه محمدباقر مجلسی، عالمی بود که زندگی‌اش در مرز میان دانش و عمل گذشت؛ عالمی که حدیث را از کتابخانه‌ها بیرون کشید و به زندگی مردم آورد و با آثاری گسترده، مسیر گسترش تشیع دوازده‌امامی در ایران صفوی را برای قرن‌ها تحت تاثیر قرار داد.
کد خبر: ۸۵۶۶۶۴
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۲۰:۴۵ - 21August 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- «پژمان گنجی‌پور»؛ همزمان با سی‌ام مرداد ماه روز بزرگداشت علامه محمدباقر مجلسی، نام عالمی دوباره به میان می‌آید که قرن‌ها پیش، میان انبوهی از کتاب‌ها و روایت‌های پراکنده به جست‌وجوی میراثی رفت که می‌توانست بخشی از حافظه دینی یک جامعه باشد؛ حاصل این جست‌و‌جو، آثاری بود که حدیث شیعه را برای نسل‌های بعد حفظ و روایت کرد.

 

علامه مجلسی

در تاریخ تشیع، بعضی نام‌ها با یک کتاب شناخته می‌شوند و بعضی با مجموعه‌ای از آثار و اندیشه‌ها. علامه محمدباقر مجلسی از دسته دوم است؛ شخصیتی که اگرچه بیش از سه قرن از فوت او می‌گذرد، اما هنوز نامش با حدیث، معارف اهل‌بیت، فرهنگ دینی و کتابی عظیم به نام «بحارالانوار» گره خورده است.

مجلسی در سال ۱۶۲۷ میلادی در اصفهان به دنیا آمد؛ شهری که در روزگار صفویه به یکی از مهم‌ترین مراکز علمی و فرهنگی ایران تبدیل شده بود. پدرش، محمدتقی مجلسی، از عالمان برجسته شیعه و از نخستین چهره‌های مهم خاندان مجلسی بود. محمدباقر از کودکی در چنین محیطی رشد کرد و بخش مهمی از آموزش‌های نخستین خود را نزد پدر و دیگر عالمان زمان فراگرفت.

اما اهمیت علامه مجلسی فقط در این نبود که عالمی پرکار بود. نقطه مهم زندگی او را باید در یک پرسش جست‌و‌جو کرد: وقتی بخش بزرگی از میراث روایی شیعه در کتاب‌های پراکنده، به زبان عربی و در دسترس گروه محدودی از دانشمندان قرار داشت، چگونه می‌شد این میراث را دوباره گرد آورد و به حافظه عمومی جامعه سپرد؟

علامه مجلسی برای پاسخ به همین مسئله، بخش بزرگی از عمر خود را صرف گردآوری، دسته‌بندی و شرح روایات کرد. حاصل این تلاش بعد‌ها به یکی از بزرگ‌ترین مجموعه‌های حدیثی در تاریخ تشیع تبدیل شد.

علامه مجلسی حدیث را از پراکندگی بیرون کشید

«بحارالانوار» را می‌توان مهم‌ترین پروژه علمی زندگی مجلسی دانست؛ مجموعه‌ای دانشنامه‌گونه که روایات مربوط به موضوعات گوناگون اعتقادی، اخلاقی، تاریخی، فقهی و فرهنگی تشیع را در کنار یکدیگر گرد آورد.

این اثر در چاپ مشهور خود ۱۱۱ جلد دارد و حاصل سال‌ها تلاش برای گردآوری تقریبا گسترده مجموعه میراث حدیثی امامیه است. پژوهش‌های تاریخی درباره این کتاب نشان می‌دهد که پروژه علامع مجلسی ابتدا با کاری محدودتر آغاز شد و سپس به تدریج گسترش یافت تا بخش بزرگی از منابع حدیثی امامیه را دربرگیرد.

ارزش «بحارالانوار» فقط در حجم آن نیست. اهمیت واقعی کتاب در این است که علامه مجلسی کوشید میان نسل‌های مختلف منابع روایی ارتباط برقرار کند؛ روایت‌هایی که در کتاب‌های قدیمی‌تر پراکنده بودند در یک مجموعه بزرگ گرد آمدند و بعد‌ها همین مجموعه به یکی از منابع مهم مطالعه حدیث شیعه تبدیل شد.

البته نگاه علمی به بحارالانوار با ستایش صرف تفاوت دارد. این کتاب یک مجموعه حدیثی عظیم است و همه روایات موجود در آن از نظر اعتبار سندی و محتوایی در یک سطح قرار ندارند. خود تاریخ پژوهش درباره علامه مجلسی نیز نشان می‌دهد که گردآوری روایت برای او گاه بر کنار گذاشتن کامل روایات ضعیف مقدم بوده است. از همین رو، بحارالانوار را باید مجموعه‌ای برای گردآوری و حفظ میراث روایی دانست و اعتبار هر روایت را جداگانه بررسی کرد.

این نکته، تصویری دقیق‌تر از علامه مجلسی به دست می‌دهد؛ او تنها نویسنده نبود و در حال ساختن نوعی حافظه مکتوب برای جامعه شیعه بود؛ حافظه‌ای که قرار بود روایت، تاریخ، اخلاق، اعتقادات و آیین‌های مذهبی را یکجا نگه دارد.

کتاب‌های فارسی مجلسی مردم را مخاطب گرفت

یکی از مهم‌ترین تفاوت‌های مجلسی با بسیاری از عالمان پیش از خود، توجه جدی او به زبان فارسی بود.

در روزگاری که بخش بزرگی از آثار تخصصی علوم دینی به عربی نوشته می‌شد، مجلسی شماری از آثار خود را به فارسی نگاشت. همین انتخاب باعث شد بخشی از اندیشه و آموزه‌های دینی از فضای محدود مدارس و حلقه‌های علمی فاصله بگیرد و برای مخاطب عمومی نیز قابل استفاده شود. پژوهش‌های ایران‌شناسی نیز نقش آثار فارسی او را در گسترش تشیع دوازده‌امامی در ایران بسیار مهم دانسته‌اند.

«حلیة المتقین» یکی از مشهورترین این آثار است؛ کتابی درباره آداب، رفتار و اعمال پسندیده که احادیث مربوط به زندگی روزمره را بر اساس موضوع دسته‌بندی می‌کند. این اثر چنان در میان مردم رواج یافت که قرن‌ها بعد نیز همچنان یکی از شناخته‌شده‌ترین نوشته‌های اخلاقی و روایی منسوب به مجلسی بود.

در «عین الحیات» نیز مجلسی به شرح آموزه‌های اخلاقی و معنوی منسوب به پیامبر اسلام و ابوذر پرداخت. «حق الیقین» به مباحث اعتقادی اختصاص داشت و «جلاء العیون» درباره زندگی پیامبر، حضرت فاطمه و امامان شیعه نوشته شد. «تحفة الزائر» نیز به زیارتگاه‌ها و آداب زیارت پرداخت و «حیات القلوب» تصویری روایی از پیوند پیامبران، پیامبر اسلام و امامان ارائه کرد.

این آثار نشان می‌دهند که علامه مجلسی برای انتقال معارف دینی فقط به زبان تخصصی حوزه علمیه تکیه نکرد. او به زبان مردم نیز فکر کرد؛ به خانه، خانواده، رفتار روزانه، زیارت، اخلاق و باور‌هایی که دین را از یک موضوع علمی به بخشی از سبک زندگی تبدیل می‌کردند.

زهد مجلسی در میان قدرت و شهرت معنا پیدا کرد

تصویر مجلسی وقتی کامل‌تر می‌شود که جایگاه اجتماعی او را کنار زندگی علمی‌اش بگذاریم.

در سال ۱۶۸۷ میلادی، مجلسی به مقام شیخ‌الاسلام اصفهان منصوب شد؛ جایگاهی مهم در پایتخت صفوی که او را در مرکز مناسبات دینی و سیاسی زمان قرار می‌داد. او در دوره شاه سلیمان و سپس شاه سلطان حسین نفوذ قابل توجهی پیدا کرد و تا پایان زندگی در شمار قدرتمندترین عالمان ایران صفوی قرار داشت.

اینجا همان نقطه‌ای است که شخصیت مجلسی پیچیده‌تر می‌شود.

عالمی که سال‌ها با کتاب و حدیث سر و کار داشت، ناگهان در جایگاهی قرار گرفت که تصمیم‌هایش می‌توانست بر زندگی اجتماعی مردم اثر بگذارد. همین نزدیکی میان دانش دینی و قدرت سیاسی، ارزیابی تاریخی از مجلسی را دشوار کرده است.

در منابع زندگی‌نامه‌ای متاخر، از تقوا، عبادت و پایبندی او به شریعت بسیار سخن گفته شده است؛ با این حال، پژوهش تاریخی درباره زندگی خصوصی او اطلاعات قطعی فراوانی در اختیار نمی‌گذارد و حتی برخی روایت‌های مربوط به زندگی و شخصیتش رنگ و بوی تذکره‌ای و ستایشگرانه دارند؛ بنابراین تصویر زاهدی که در منابع سنتی از او ساخته شده، باید در کنار داده‌های تاریخی و نه جدا از آنها خوانده شود.

با این همه، یک واقعیت درباره زندگی مجلسی انکارشدنی نیست: بخش بزرگی از عمر او صرف نوشتن، تدریس، گردآوری منابع و پرورش شاگردان شد. برای عالمی که به یکی از قدرتمندترین چهره‌های مذهبی زمان خود تبدیل شده بود. این حجم از فعالیت علمی نشان می‌دهد که قدرت برای او دست‌کم در بخشی از زندگی، وسیله‌ای برای پیشبرد یک پروژه فکری و مذهبی بود.

مجلسی فقط کتاب ننوشت فرهنگ دینی ساخت

تاثیر مجلسی را نمی‌توان با تعداد کتاب‌ها یا حجم بحارالانوار اندازه گرفت.

ایران در دوره صفویه در حال تجربه یک تحول تاریخی بزرگ بود. حکومت صفوی تشیع دوازده‌امامی را به مذهب رسمی تبدیل کرده بود و جامعه ایرانی به تدریج با ساختار‌های تازه مذهبی و نهاد‌های دینی جدید روبه‌رو می‌شد. در چنین شرایطی، عالمانی مانند مجلسی در شکل دادن به فرهنگ عمومی تشیع نقش مهمی پیدا کردند.

پژوهش‌های تاریخی، نفوذ مجلسی را در تاریخ فکری تشیع دوازده‌امامی، سیاست ایران در سده هجدهم و روند شیعه‌شدن ایران بسیار گسترده ارزیابی کرده‌اند. اهمیت او به‌ویژه از آنجا می‌آمد که توانست آموزه‌های امامیه را از سطح مباحث تخصصی فراتر ببرد و با آثار فارسی در اختیار طیف وسیع‌تری از جامعه قرار دهد.

اما همین نفوذ، چهره دیگری هم داشت. مجلسی از مخالفان جدی جریان‌هایی مانند تصوف و برخی دیدگاه‌های مذهبی رقیب بود و در جایگاه شیخ‌الاسلام با بدعت‌ها و رفتار‌هایی که از نگاه او با شریعت ناسازگار بود، برخورد می‌کرد. برخی پژوهشگران غربی به همین دلیل تصویر بسیار انتقادی از او ارائه کرده‌اند.

پس مجلسی را نمی‌توان تنها با یک صفت توضیح داد. او هم عالم حدیث بود، هم نویسنده‌ای پرکار، هم معلم و تربیت‌کننده شاگردان، هم صاحب نفوذ سیاسی و هم چهره‌ای موثر در تثبیت فرهنگ رسمی تشیع در ایران صفوی.

همین چندلایگی است که نام او را از یک شخصیت مذهبی فراتر می‌برد و به موضوعی مهم برای مطالعه تاریخ ایران تبدیل می‌کند.

مجلسی از شاگردانش یک جریان علمی ساخت

اگر بحارالانوار را مهم‌ترین میراث مکتوب مجلسی بدانیم، حلقه شاگردانش را باید مهم‌ترین میراث انسانی او بدانیم. علامه مجلسی در اصفهان حلقه علمی گسترده‌ای داشت و شمار قابل توجهی از شاگردانش بعد‌ها خود به عالمان و نویسندگان شناخته‌شده تبدیل شدند. برای بخشی از این شاگردان اجازه روایت صادر شد و همین ارتباط علمی، انتقال میراث حدیثی از یک نسل به نسل دیگر را ممکن کرد.

در میان شاگردان او نام‌هایی دیده می‌شود که بعد‌ها در تاریخ علوم دینی شیعه جایگاه مستقلی پیدا کردند؛ از جمله نعمت‌الله جزایری، محمدصالح خاتون‌آبادی و شماری دیگر از عالمان دوره صفوی. به این ترتیب، تاثیر مجلسی در کتاب‌های خودش متوقف نماند و بخشی از اندیشه و روش او از مسیر شاگردانش ادامه پیدا کرد.

البته درباره تعداد شاگردان مجلسی در برخی منابع اعداد بسیار بزرگی ذکر شده که از نظر تاریخی قابل اثبات قطعی نیست. آنچه با اطمینان بیشتری می‌توان گفت، گستردگی حلقه علمی او و باقی ماندن اسناد متعددی از اجازه‌های روایی اوست.

این نکته برای فهم شخصیت مجلسی اهمیت دارد؛ چون یک عالم زمانی در تاریخ ماندگار می‌شود که دانشش از خودش عبور کند. مجلسی چنین عبوری را از مسیر کتاب، مدرسه و شاگردان تجربه کرد.

حلیة المتقین دین را به زندگی روزمره آورد

در میان آثار فارسی مجلسی، «حلیة المتقین» جایگاه متفاوتی دارد. کتاب درباره رفتار و آداب زندگی روزمره است و روایات مربوط به شیوه معاشرت، اخلاق، آداب فردی و اجتماعی و رفتار پسندیده را بر اساس موضوع کنار هم قرار می‌دهد.

عنوان کتاب نیز خود حامل یک نگاه اخلاقی است؛ «حلیة المتقین» یعنی زیور پرهیزگاران. در منطق کتاب، تقوا فقط در عبادت‌های بزرگ خلاصه نمی‌شود. انسان متقی باید در جزئیات زندگی هم خود را نشان دهد؛ در نوع رفتار، سخن گفتن، معاشرت و انتخاب‌های روزانه.

همین نگاه شاید یکی از دلایل ماندگاری کتاب باشد. مجلسی تلاش کرد فاصله میان «دانستن» و «زیستن» را کمتر کند. حدیث وقتی از صفحه کتاب جدا می‌شود و به رفتار روزانه می‌رسد، دیگر صرفا یک متن تاریخی نیست؛ به الگویی برای زندگی تبدیل می‌شود.

در واقع، بخش مهمی از پروژه فرهنگی مجلسی را می‌توان همین‌جا دید: او می‌خواست تشیع فقط در مدرسه و منبر شناخته نشود؛ می‌خواست نشانه‌های آن در رفتار روزمره جامعه هم دیده شود.

زهد مجلسی در عمل معنا پیدا می‌کرد

وقتی از زهد و پرهیزگاری مجلسی سخن می‌گوییم، باید میان گزارش‌های تاریخی و روایت‌های ستایشگرانه تفاوت بگذاریم.

منابع متاخر شیعه از تقوا، عبادت و ساده‌زیستی او بسیار گفته‌اند و حتی روایت‌هایی درباره کرامات و جایگاه معنوی ویژه او شکل گرفته است، اما پژوهش تاریخی نشان می‌دهد اطلاعات قطعی درباره زندگی خصوصی مجلسی کمتر از چیزی است که شهرت گسترده او انتظار ایجاد می‌کند. نخستین منابع تاریخی هم جزئیات فراوانی درباره زندگی شخصی او ثبت نکرده‌اند.

با این حال، معنای زهد مجلسی را می‌توان از مسیر دیگری نیز بررسی کرد؛ از نوع آثاری که نوشت و دغدغه‌هایی که در آنها دنبال کرد.

در «حلیة المتقین»، تقوا از آسمان به زمین می‌آید و وارد جزئیات زندگی انسان می‌شود. در «عین الحیات» بر اخلاق و موعظه تمرکز می‌شود و در «حق الیقین» مسئله باور‌های دینی و بنیان‌های اعتقادی مورد توجه قرار می‌گیرد. این آثار در کنار یکدیگر تصویری از عالمی می‌سازند که دین را مجموعه‌ای از مناسک جدا از زندگی نمی‌دید.

برای همین، اگر بخواهیم از زهد مجلسی سخن بگوییم، شاید بهتر باشد به جای ساختن تصویری افسانه‌ای از شخصیت او، به همین پیوند میان دانش، اخلاق و عمل توجه کنیم.

قدرت سیاسی چهره دیگری از مجلسی ساخت

اما تاریخ علامه مجلسی بدون اشاره به قدرت سیاسی او ناقص می‌ماند.

انتصاب مجلسی به مقام شیخ‌الاسلام اصفهان در سال ۱۶۸۷ میلادی، او را در یکی از مهم‌ترین موقعیت‌های مذهبی پایتخت صفوی قرار داد. این جایگاه در دوره شاه سلیمان و سپس شاه سلطان حسین به او نفوذی کم‌سابقه بخشید.

از این نقطه، مجلسی دیگر صرفا عالمی پشت میز درس و کتاب نبود. تصمیم‌ها و مواضع او می‌توانست در عرصه اجتماعی و مذهبی اثر بگذارد. او با آنچه بدعت می‌دانست مخالفت می‌کرد و بر اجرای شریعت و امر به معروف و نهی از منکر تاکید داشت. مخالفت او با تصوف و اهل سنت نیز بخشی از همین رویکرد بود و به یکی از جنبه‌های بحث‌برانگیز میراث تاریخی او تبدیل شد.

این بخش از زندگی مجلسی را نمی‌توان با معیار‌های امروزی ساده‌سازی کرد. او فرزند زمانه صفوی بود؛ دوره‌ای که حکومت، مذهب و سیاست به شکل عمیقی در هم تنیده بودند. بنابراین، تاثیر او بر تشیع ایران همزمان یک تاثیر علمی، فرهنگی و سیاسی بود.

همین جاست که تصویر مجلسی از یک عالم منزوی فاصله می‌گیرد. او در مرکز تحولات جامعه‌ای ایستاده بود که تشیع دوازده‌امامی در آن به مذهب رسمی تبدیل شده و در حال ساختن نهاد‌ها و فرهنگ عمومی تازه‌ای بود.

مجلسی تشیع را برای یک جامعه بزرگ روایت کرد

یکی از مهم‌ترین دلایل تاثیر تاریخی مجلسی، توانایی او در روایت کردن تشیع برای مخاطبی گسترده‌تر بود.

آثار تخصصی عربی او همچنان برای اهل علم اهمیت داشت، اما نوشته‌های فارسی راه دیگری را باز کردند. پژوهش‌های تاریخی، همین آثار فارسی را از عوامل مهم گسترش تشیع دوازده‌امامی در ایران دانسته‌اند. مجلسی با استفاده از زبان فارسی توانست مفاهیم اعتقادی، اخلاقی، تاریخی و روایی را از فضای تخصصی دانشمندان به سطح گسترده‌تری از جامعه منتقل کند.

این تغییر زبان، تغییر مخاطب هم بود.

وقتی یک مفهوم دینی به زبان مردم نوشته می‌شود، امکان انتقال آن از مدرسه به خانه افزایش پیدا می‌کند. کتاب دیگر فقط برای طلبه و عالم نیست؛ می‌تواند در خانه خوانده شود، میان اعضای خانواده بچرخد و بخشی از حافظه دینی نسل بعد شود.

مجلسی از همین ظرفیت استفاده کرد. «حیات القلوب» تاریخ پیامبران، پیامبر اسلام و امامان را از منظر روایات شیعی روایت می‌کرد. «جلاء العیون» به زندگی پیامبر، حضرت فاطمه و امامان می‌پرداخت و «تحفة الزائر» درباره زیارت و آداب آن بود. هر کدام از این کتاب‌ها بخشی از جهان دینی مخاطب را پوشش می‌دادند.

به همین دلیل است که تاثیر مجلسی را نمی‌توان فقط در حوزه حدیث جست‌و‌جو کرد. او در حال ساختن یک روایت منسجم از هویت شیعی بود؛ روایتی که تاریخ، اعتقاد، اخلاق، زیارت، خانواده و رفتار روزمره را در کنار یکدیگر قرار می‌داد.

بحارالانوار میراث پراکنده را کنار هم نشاند

اما در نهایت همه راه‌ها دوباره به «بحارالانوار» می‌رسد.

پروژه بحارالانوار بخش بزرگی از زندگی مجلسی را به خود اختصاص داد. کار از مجموعه‌ای محدودتر آغاز شد و به تدریج گسترش یافت تا تقریبا سراسر میراث حدیثی امامیه را دربر بگیرد. چاپ مشهور این اثر ۱۱۱ جلد دارد.

تصور چنین کاری در قرن هفدهم میلادی آسان نیست. پیش از عصر پایگاه‌های اطلاعاتی و موتور‌های جست‌و‌جو، گردآوری این حجم از متن به دسترسی به نسخه‌ها، کتاب‌ها، سفرها، ارتباط با عالمان و ساعت‌های طولانی مطالعه و مقابله نیاز داشت.

مجلسی با گردآوری این منابع، کاری انجام داد که پیامد آن از زمان خودش بسیار فراتر رفت: بسیاری از روایات و متون پراکنده در یک مجموعه بزرگ کنار هم قرار گرفتند و برای نسل‌های بعد قابل دسترس‌تر شدند.

البته بحارالانوار را نباید یک کتاب حدیثی با روایات هم‌سطح دانست. خود گستردگی مجموعه به این معناست که روایت‌های آن نیازمند بررسی سندی و محتوایی جداگانه‌اند. اهمیت تاریخی بحارالانوار در درجه نخست در حفظ، گردآوری و سازمان‌دهی گسترده میراث روایی امامیه است، نه اینکه تک‌تک روایات آن بدون بررسی پذیرفته شوند؛ و شاید همین ویژگی اصلی زندگی علمی علامه مجلسی باشد؛ مردی که برای حفظ یک میراث عظیم، حاضر شد حجم گسترده‌ای از روایت‌ها را کنار هم قرار دهد، حتی در مواردی که اعتبار همه آنها یکسان نبود.

میراث مجلسی هنوز تمام نشده است

علامه مجلسی در سال ۱۶۹۹ یا ۱۷۰۰ میلادی درگذشت، اما پایان زندگی او پایان تاثیرش نبود.

آثارش در دوره‌های بعد بار‌ها منتشر شد و به زبان‌های مختلف ترجمه شد. حتی در قرن نوزدهم، برخی آثار او توجه مترجمان و مبلغان مسیحی را به خود جلب کرد. در دوره معاصر نیز نوشته‌های او بار‌ها در ایران و جهان شیعه بازنشر شده‌اند.

میراث مجلسی البته یکدست و بی‌اختلاف نیست. عده‌ای او را یکی از بزرگ‌ترین عالمان حدیث شیعه و از مهم‌ترین چهره‌های تثبیت تشیع در ایران می‌دانند و منتقدانش بر پیوند نزدیک او با قدرت صفوی، سخت‌گیری مذهبی و مخالفتش با جریان‌هایی مانند تصوف تاکید می‌کنند. همین اختلاف نگاه نشان می‌دهد که مجلسی هنوز یک شخصیت تاریخی زنده در پژوهش درباره تشیع و ایران است.

شاید دقیق‌ترین تصویر از علامه مجلسی، تصویری باشد که همه این لایه‌ها را همزمان ببیند: عالمی حدیث‌شناس، نویسنده‌ای پرکار، معلمی تاثیرگذار، مبلغی توانا، فقیهی صاحب نفوذ و سیاستمداری دینی که در یکی از حساس‌ترین دوره‌های تاریخ ایران زندگی کرد.

او میراثی را که در کتاب‌های پراکنده و نسل‌های گذشته باقی مانده بود، گرد آورد؛ بخشی از آن را به زبان مردم سپرد و بخشی را در مدرسه و حلقه‌های علمی منتقل کرد. به همین دلیل، سه قرن پس از مرگش هنوز وقتی سخن از حدیث شیعه در ایران به میان می‌آید، نام مجلسی در میان نخستین نام‌ها شنیده می‌شود.

تاریخ گاهی یک انسان را به دلیل آنچه ساخته به یاد می‌سپارد و گاهی به دلیل پرسشی که پس از او باقی می‌ماند. درباره مجلسی هر دو اتفاق افتاده است؛ «بحارالانوار» ساخته اوست و پرسش درباره نسبت دانش، قدرت، دین و جامعه، میراثی است که هنوز درباره او ادامه دارد.

در نهایت، شاید اهمیت مجلسی در یک جمله خلاصه شود: او کاری کرد که بخشی از حافظه حدیثی تشیع، از میان صفحات پراکنده کتاب‌های کهن عبور کند و به یکی از ماندگارترین ستون‌های فرهنگ مکتوب شیعه در ایران تبدیل شود؛ و این همان نقطه‌ای است که مجلسی از یک عالم قرن هفدهم عبور می‌کند و به یک مسئله تاریخی تبدیل می‌شود؛ مسئله‌ای که برای شناخت تشیع ایرانی، فرهنگ صفوی و حتی رابطه دانش دینی با قدرت سیاسی، هنوز باید دوباره خوانده شود.

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار