معامله مسکو و دمشق در پایگاه طرطوس و الحریر

توافق جدید در خصوص پایگاه‌های نظامی روسیه در سوریه، به کاهش حضور ارتش این کشور و امتیازدهی تعبیر شده، چرا که طی آن ارتش سوریه مدیریت بخشی از زیرساخت‌های غیرنظامی را پس می‌گیرد. هرچند از نظر کرملین این روند، یک بازسازی هوشمندانه است، نه یک خروج کامل.
کد خبر: ۸۵۵۵۶۴
تاریخ انتشار: ۳۰ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۰ - 21August 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: بسیاری از ناظران سیاسی و تحلیل‌گران غربی پس از تحولات سیاسی اخیر در سوریه و سقوط دولت بشار اسد، پیش‌بینی می‌کردند که نفوذ و حضور گسترده روسیه در این کشور با سرعتی بی‌سابقه رو به افول خواهد نهاد. تحولات اخیر تصویری پیچیده از آینده روابط دو کشور ارائه می‌دهد.

جولانی و پوتین

مقام‌های جدید سوریه و دیپلمات‌های ارشد مسکو، مدلی عمل‌گرایانه را برای تنظیم تعاملات خود برگزیده‌اند. رویداد‌های هم‌زمان اخیر در پایتخت سوریه به‌خوبی گواهی بر این تغییر جهت هستند. پس از حدود هجده ماه مذاکرات فشرده، پیچیده و نفس‌گیر، مقام‌های دمشق و مسکو سرانجام درباره یادداشت‌تفاهم جدیدی به توافق رسیدند که چارچوب حقوقی و عملیاتی تازه و دست‌کاری‌شده‌ای را برای ادامه استفاده از تسهیلات پایگاه‌های نظامی روسیه در «طرطوس» و «حمیمیم» مشخص می‌سازد. 

درست در همین بازه زمانی، هیاتی عالی‌رتبه از «آژانس فدرال همکاری‌های بشردوستانه و فرهنگی روسیه» (Rossotrudnichestvo) وارد دمشق شد و پس از گفت‌و‌گو با مقام‌های ارشد سوری، برنامه‌ریزی‌های نهایی برای بازگشایی و فعالیت مجدد مرکز مبادلات فرهنگی «خانه روسیه» را اعلام کرد. این دو رویداد نشان می‌دهند که روابط دو کشور از هم نپاشیده اما دستخوش یک بازسازی ساختاری شده است؛ فرآیندی که طی آن، ساختار همکاری‌های نظامی اصلاح شده، روابط فرهنگی و انسانی مجددا احیا شده و شریان‌های اصلی تجارت، تامین انرژی، مواد غذایی و آموزش همچنان به عنوان پل‌های ارتباطی میان دمشق و مسکو عمل می‌کنند. 

علت اصلی این تداوم را باید در تغییر معیار‌های ارزیابی در دمشق جست‌و‌جو کرد. رهبران جدید سوریه هیچ پیشینه یا تعهد تاریخی به روابط گذشته با روسیه ندارند تا بخواهند به خاطر وفاداری‌های سیاسی به آن پایبند بمانند، اما در مقابل، با حجم عظیمی از بحران‌های فوری و ملموس رو‌به‌رو هستند که مدیریت آنها نیازمند ابزار‌های واقعی است. سوریه در حال حاضر با زیرساخت‌های آسیب‌دیده، توان مالی و مالیاتی بشدت ضعیف، بحران‌های سنگین در تامین انرژی، وابستگی بالا به واردات کالا‌های پایه و غذایی و فرآیندی هنوز ناتمام در تثبیت حاکمیت ملی دست‌وان پنجه نرم می‌کند. 

در چنین شرایط سخت و پیچیده‌ای، اولویت‌های ایدئولوژیک جای خود را به کارآمدی و منفعت عینی می‌دهند و کشور‌ها و شرکای خارجی نه بر اساس هم‌پیمانی‌های سیاسی، بلکه بر پایه بازارها، منابع، فناوری‌ها و کمک‌های امنیتی و لجستیکی که می‌توانند ارائه دهند، سنجیده می‌شوند.

این نگاه واقع‌بینانه به‌خوبی تبیین‌کننده سیاست به ظاهر متناقضی است که دولت جدید سوریه در پیش گرفته است. دمشق از یک سو به شدت در پی تقویت و گسترش روابط با آمریکا، اتحادیه اروپا، ترکیه و کشور‌های حوزه خلیج فارس است و از سوی دیگر، تمام تلاش خود را به کار بسته‌است تا از گسست یا رویارویی با مسکو جلوگیری کند. 

این رفتار تنها زمانی متناقض به نظر می‌رسد که از سوریه انتظار داشته باشیم حتما یک اردوگاه ژئوپلیتیکی خاص را انتخاب کند. حقیقت این است که دمشق برای بازسازی و دسترسی به نظام مالی بین‌المللی نیازمند سرمایه‌گذاری‌های غربی و منطقه‌ای است، اما برای حفظ اداره روزمره کشور به زنجیره‌های تامین فعال، منابع انرژی و دانش نظامی تجدیدپذیر نیز احتیاج مبرم دارد. کشوری که سال‌ها زیر فشار جنگ و تحریم‌های کمرشکن بوده، هیچ انگیزه منطقی ندارد تا کانال‌های ارتباطی و تامین کالایی را که همچنان کارایی خود را اثبات کرده‌اند، مسدود سازد.

موضوع تامین نفت و انرژی یکی از بارزترین مثال‌ها در نشان دادن این تعادل ظریف است. در اوایل ماه اوت، گزارش‌هایی منتشر شد مبنی بر اینکه طرف سوری در سیگنال‌هایی به واشنگتن، آمادگی خود را برای کاهش حجم خرید‌های نفتی از روسیه اعلام کرده است. محدود کردن حضور اقتصادی مسکو یکی از محور‌های اصلی استراتژی منطقه‌ای آمریکا به شمار می‌رود، اما حقیقت فنی و اقتصادی این است که روسیه به یکی از تامین‌کنندگان اصلی و قابل اعتماد نفت سوریه تبدیل شده و جایگزینی سریع این حجم از انرژی در کوتاه‌مدت، بسیار دشوارتر از اعلام تمایل سیاسی برای تنوع‌بخشی به واردات است.

ابعاد حیاتی این پیوند اقتصادی بیش از هر چیز در حوزه امنیت غذایی خود را نشان می‌دهد. اهمیت روسیه برای سوریه زمانی آشکارتر می‌شود که تجارت دوجانبه نه بر اساس حجم کل مالی، بلکه بر اساس ترکیب و جنس کالا‌های مبادلاتی ارزیابی شود. صادرات روسیه به سوریه مستقیما بر قطعات حساس و روزمره‌ای دست می‌گذارد که با معیشت مردم، ثبات اجتماعی و توانایی حکومت در نگهداری چرخه اقتصاد مرتبط هستند. 

طبق آمار‌های رسمی گمرک سوریه، حدود ۸۵ درصد از گندم وارداتی این کشور در ۲۰۲۵–۲۰۲۶ که رقمی معادل ۲.۹ میلیون تن را شامل می‌شود، از مبدا روسیه تامین شده است. در کشوری که نان عنصر اصلی سبد غذایی خانواده‌ها است و قدرت خرید مردم در اثر سال‌ها تورم و جنگ بشدت افول کرده، واردات مستمر گندم اهمیتی فراتر از یک مبادله تجاری معمولی دارد. گندم مستقیما بر خرید‌های دولتی، قیمت‌های بازار، یارانه‌ها و آرامش افکار عمومی تاثیر می‌گذارد و هرگونه اختلال در تامین آن می‌تواند از یک مشکل اقتصادی به یک بحران عمیق سیاسی و اجتماعی بدل شود. 

همین وضعیت در حوزه سوخت و انرژی نیز حاکم است. روسیه در سال ۲۰۲۵ حدود ۱۶.۸ میلیون بشکه نفت به سوریه تحویل داده و در ماه‌های نخست سال ۲۰۲۶ این صادرات به حدود ۶۰،۰۰۰ بشکه در روز رسیده است که رشدی ۷۵ درصدی را در بازه‌ای کوتاه نشان می‌دهد. تولید داخلی نفت در سوریه همچنان فرسنگ‌ها با سطوح پیش از جنگ فاصله دارد و جوابگوی نیاز‌های داخلی نیست. نفت وارداتی شریان اصلی حمل‌ونقل، تولید برق، کشاورزی، صنایع، خدمات شهری و طرح‌های بازسازی است. در یک محیط شکننده پس از بحران، کمبود سوخت می‌تواند ثبات اجتماعی را مختل کرده و ناامیدی عمومی را تعمیق بخشد. 

در بعد نظامی و امنیتی نیز، توافقنامه جدید پیرامون پایگاه‌های طرطوس و حمیمیم زاییده همین منطق عمل‌گرایانه است. این توافق به درستی به کاهش حضور نظامی روسیه و امتیازدهی تعبیر شده، چرا که سوریه مدیریت بخشی از زیرساخت‌های غیرنظامی را پس گرفته و چارچوب حقوقی قدیمی منسوخ شده است، اما از نظر کرملین این روند یک بازسازماندهی هوشمندانه است نه یک خروج کامل. پس از هجده ماه گفت‌و‌گو، مسکو و دمشق موفق شدند از فروپاشی همکاری‌های دفاعی جلوگیری کرده و آن را متناسب با شرایط جدید بازتعریف کنند. 

بر اساس اطلاعات منتشر شده، تاسیسات و بخش‌های غیرنظامی تحت کنترل و مدیریت مستقیم سوریه قرار می‌گیرد و بخش‌های نظامی به مراکز مشترک آموزش تخصصی و ارتقای مهارتی نیرو‌های مسلح تبدیل می‌شوند. همچنین بخشی از نیرو‌های نظامی روسیه برای کادرسازی و پشتیبانی در محل باقی خواهند ماند. 

این توافق پیچیده نشان می‌دهد که دمشق به هیچ وجه درصدد حذف کامل روسیه از معادله امنیتی خود نبوده است. مذاکرات طولانی‌مدت اثبات می‌کند که سوریه خواهان تغییر شرایط توافق بود نه قطعی کامل روابط، و مسکو نیز ترجیح داد نقش موثر و واقعی خود را حفظ کند حتی اگر مجبور باشد از ادعا‌های گذشته دست بکشد. نیرو‌های مسلح سوریه در حال حاضر با فرآیندی طولانی برای بازسازی، اصلاح ساختار فرماندهی، نگهداری تجهیزات و تامین امنیت مرز‌ها رو‌به‌رو هستند. در مقابل، روسیه چندین دهه تجربه تعامل با نهاد‌های نظامی سوریه را دارد، با تجهیزات موجود کاملا آشناست و ساختار دفاعی این کشور را می‌شناسد؛ دانشی تجربی که جایگزین کردن سریع آن برای دمشق امری بسیار دشوار خواهد بود.

بازگشایی مجدد «خانه روسیه» پیوند‌ها را به حوزه‌های آموزش، زبان، فرهنگ و تربیت کادر‌های متخصص متصل می‌سازد. نسل‌های متعددی از متخصصان، مهندسان و پزشکان سوری در اتحاد جماهیر شوروی و روسیه تحصیل کرده‌اند و شبکه‌ای از ارتباطات انسانی و حرفه‌ای را شکل داده‌اند که توانسته است از بحران‌های سیاسی عبور کند. اگر غذا و سوخت نیاز‌های روزمره را برطرف می‌کنند و تعاملات نظامی امنیت را شکل می‌دهند، همکاری‌های آموزشی و فرهنگی پیوند‌های نهادی مستحکمی می‌سازند که می‌توانند فراتر از دوره‌های انتقالی دوام بیاورند.

در نهایت، رویکرد حاکم بر دمشق نشان‌دهنده یک موازنه ظریف است: رژیم حاکم بر سوریه به هیچ وجه درصدد کنار گذاشتن روسیه نیست و تمایل دارد مسکو را همچنان به عنوان یکی از مهره‌های اصلی در معادلات اقتصادی، انرژی، نظامی و فرهنگی خود حفظ کند؛ چرا که کارآمدی عملیاتی این پیوند‌ها برای ثبات کشور ضروری است. 

با این حال، دمشق دیگر قصد ندارد مانند گذشته سطح وابستگی یک‌جانبه و بالایی به مسکو داشته باشد. رژیم حاکم بر سوریه در تلاش است تا با تعریف الگویی متوازن، ضمن صیانت از کانال‌های حیاتی موجود با روسیه، روابط خود را با آمریکا، ترکیه، متحدان غربی و شرکای عربی توسعه دهد تا از این طریق، استقلال استراتژیک، مانورپذیری سیاسی و تنوع در منابع بازسازی کشور را تضمین کند.

انتهای پیام/ ۱۳۴

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار