سجادی: آمریکا از دکترین وحشت برای فرسایش اقتصادی و سیاسی کشورها استفاده می‌کند

یک کارشناس بین‌الملل، با تشریح راهبرد سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم گفت: دکترین وحشت، یکی از پایه‌های سیاست خارجی آمریکا بوده که این کشور با تکیه بر ایجاد هراس، فشار اقتصادی و جنگ روانی تلاش کرده است دولت‌ها و ملت‌های مخالف خود را فرسوده و وادار به عقب‌نشینی کند؛ راهبردی که در ایران نیز از کودتای ۲۸ مرداد تا سال‌های پس از انقلاب اسلامی قابل مشاهده است.
کد خبر: ۸۵۶۷۹۹
تاریخ انتشار: ۳۱ مرداد ۱۴۰۵ - ۱۲:۵۵ - 22August 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، داریوش سجاد، پژوهشگر و کارشناس بین‌الملل، در نشست تخصصی ۷۳ سال دشمنی آمریکا با ملت ایران به بررسی رویکرد سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم و شیوه‌های این کشور برای مقابله با دولت‌ها و جریان‌های مستقل پرداخت.

بین الملل

وی با اشاره به شکل‌گیری سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم اظهار داشت: سیاست خارجی آمریکا پس از جنگ جهانی دوم بر اساس دیدگاه‌هایی شکل گرفت که برادران دالس در سازمان اطلاعات مرکزی آمریکا و وزارت امور خارجه آن کشور دنبال می‌کردند و یکی از محورهای مهم آن، دکترین وحشت بود.

سجاد افزود: این دکترین اساساً بر ایجاد هراس و استفاده از قدرت برای تأثیرگذاری بر نظام بین‌الملل استوار بود. آمریکا پس از استفاده از بمب اتمی در ژاپن، قدرت نظامی و هسته‌ای جدیدی به دست آورد و با تکیه بر همین قدرت وارد عرصه سیاست جهانی شد.

میلیتاریسم؛ پایه سیاست خارجی آمریکا

این کارشناس بین‌الملل با بیان اینکه آمریکا پیش از جنگ جهانی دوم رویکرد متفاوتی نسبت به حضور در مناسبات جهانی داشت، گفت: ایالات متحده پیش از جنگ جهانی دوم بر اساس سیاست عدم ورود گسترده به دیپلماسی جهانی عمل می‌کرد و تمرکز خود را عمدتاً بر قاره آمریکا گذاشته بود، اما پس از جنگ جهانی دوم و به‌ویژه با استفاده از قدرت نظامی و هسته‌ای، سیاست خارجی این کشور بر پایه نظامی‌گری و اتکا به قدرت سخت شکل گرفت.

وی ادامه داد: برادران دالس این رویکرد را در ساختار سیاست خارجی و اطلاعاتی آمریکا نهادینه کردند و نتیجه آن را هم در داخل آمریکا، با برخورد سنگین با کمونیست‌ها، و هم در خارج از این کشور با حمایت از کودتاها و عملیات سیاسی مشاهده کردیم.

سجاد کودتای ۲۸ مرداد را یکی از نمونه‌های این سیاست دانست و افزود: این مدل بعدها در کودتای علیه سالوادور آلنده در شیلی نیز مورد استفاده قرار گرفت و آمریکا تلاش کرد با مجموعه‌ای از ابزارهای اقتصادی، سیاسی و رسانه‌ای دولت‌های مخالف خود را تضعیف کند.

فرسایش اقتصادی؛ ابزار فشار آمریکا

این کارشناس بین‌الملل با اشاره به نقش فشار اقتصادی در سیاست خارجی آمریکا اظهار داشت: یکی از اهداف اصلی این راهبرد، ایجاد فرسایش اقتصادی در کشور مورد تخاصم است. آمریکا تلاش می‌کند با ایجاد بحران اقتصادی و معیشتی، انگیزه و توان اجتماعی مردم را کاهش دهد و فاصله میان جامعه و حکومت را افزایش دهد.

وی با اشاره به تجربه شیلی گفت: پس از روی کار آمدن آلنده، آمریکا تحریم‌های اقتصادی را علیه شیلی اعمال کرد و فشارهای اقتصادی در نهایت به شکل‌گیری بحران‌های اجتماعی و سیاسی در این کشور کمک کرد.

سجاد تجربه نیکاراگوئه را نیز نمونه دیگری از این رویکرد دانست و گفت: در نیکاراگوئه نیز پس از روی کار آمدن ساندینیست‌ها، آمریکا از ابزارهای اقتصادی و تحریمی برای فشار بر حکومت جدید استفاده کرد و فشارهای معیشتی در طول سال‌های بعد بر جامعه تأثیر گذاشت.

وی افزود: در نهایت، پس از سال‌ها فشار اقتصادی، جامعه‌ای که پیش‌تر از دولت ساندینیست حمایت می‌کرد، در یک انتخابات دموکراتیک به رقیب مورد حمایت آمریکا رأی داد.

این کارشناس بین‌الملل با اشاره به رویارویی آمریکا با اتحاد جماهیر شوروی نیز اظهار داشت: در مورد شوروی سابق نیز آمریکا با اجرای طرح‌هایی همچون جنگ ستارگان تلاش کرد بودجه و منابع این کشور را به سمت هزینه‌های نظامی سوق دهد و از طریق فشار اقتصادی، توان رقیب خود را کاهش دهد.

دکترین وحشت در قبال ایران

سجاد با بیان اینکه همین الگو در قبال ایران نیز مورد استفاده قرار گرفته است، گفت: در دوره نخست‌وزیری مصدق، فشارهای اقتصادی غرب علیه ایران را شاهد بودیم و پس از انقلاب اسلامی نیز شدت این فشارها افزایش پیدا کرد.

وی افزود: مبنای دکترین وحشت این است که طرف مقابل باید از آمریکا بترسد و بر اساس همین ترس، امتیاز بدهد. حتی در سال‌های اخیر نیز برخی مقامات آمریکایی از این موضوع گلایه کرده‌اند که ایران به اندازه کافی از آمریکا نمی‌ترسد؛ چراکه اساس این نوع دیپلماسی، ایجاد هراس و وادارکردن طرف مقابل به عقب‌نشینی است.

سجاد با اشاره به تحریم‌های دوره مصدق اظهار داشت: در دوره ملی‌شدن صنعت نفت نیز تحریم‌های سنگین غرب علیه ایران اعمال شد. در عین حال، خوش‌بینی مصدق نسبت به آمریکا نیز قابل توجه است؛ چراکه او در مقطعی به آمریکا پناه برد، در حالی که آمریکا در نهایت به یکی از عوامل اصلی اجرای کودتای ۲۸ مرداد تبدیل شد.

تفاوت رویکرد انگلیس و آمریکا در کودتای ۲۸ مرداد

این کارشناس بین‌الملل در ادامه با اشاره به نقش انگلیس و آمریکا در کودتا گفت: در ماجرای کودتای ۲۸ مرداد، می‌توان میان هوشمندی انگلیسی‌ها و اشتباه محاسباتی آمریکایی‌ها تفاوت قائل شد.

وی توضیح داد: آمریکا پیش از کودتا در ایران سابقه فعالیت‌هایی داشت و به دلایل مختلف، از جمله برخی فعالیت‌های اقتصادی و اصلاح‌طلبانه، تصویر نسبتاً مثبتی در بخشی از جامعه ایران داشت؛ اما ورود آمریکا به کودتای ۲۸ مرداد موجب شکل‌گیری نفرت عمومی گسترده‌ای نسبت به این کشور شد.

سجاد ادامه داد: انگلیسی‌ها در آن مقطع تلاش کردند نقش خود را در اجرای کودتا تا حد امکان پنهان کنند؛ زیرا مسئله اصلی در ایران، منافع انگلستان در صنعت نفت بود و ملی‌شدن نفت، مستقیماً منافع این کشور را تهدید می‌کرد.

وی با اشاره به روایتی درباره کرمیت روزولت، از عوامل اجرایی کودتا، گفت: پس از موفقیت کودتا، روزولت در مسیر بازگشت به آمریکا در لندن با وینستون چرچیل دیدار کرد. بنا بر خاطرات منتشرشده، چرچیل ضمن تبریک به او، توصیه کرده بود در خاطرات آینده خود از نقش انگلیس در این ماجرا نامی نبرد و موفقیت کودتا به نام آمریکایی‌ها ثبت شود.

این کارشناس بین‌الملل افزود: انگلیسی‌ها می‌دانستند که اگر روزی شرایط تغییر کند، باید هزینه افکار عمومی متوجه آمریکا باشد. به همین دلیل، در جریان انقلاب اسلامی نیز بخش عمده شعارهای ضد استکباری متوجه آمریکا بود و انگلیس تا حد زیادی در پشت صحنه باقی ماند.

جنگ روانی و رسانه‌ای علیه نهضت ملی

سجاد در بخش دیگری از سخنان خود با اشاره به نقش رسانه‌ها در زمینه‌سازی کودتا اظهار داشت: از ابتدای ملی‌شدن صنعت نفت و زمانی که نهضت ملی‌شدن نفت شکل گرفت، شاهد عملیات روانی و رسانه‌ای از سوی دولت انگلستان علیه دکتر مصدق و رهبران نهضت بودیم.

وی افزود: هرچه به کودتا نزدیک‌تر می‌شویم، شدت این تبلیغات بیشتر می‌شود و آمریکایی‌ها نیز از شبکه‌هایی که در ایران داشتند برای انتشار مطالب علیه مصدق و آیت‌الله کاشانی استفاده کردند.

این کارشناس بین‌الملل با اشاره به ابزارهای رسانه‌ای آن دوره گفت: رادیو و روزنامه‌ها مهم‌ترین ابزارهای رسانه‌ای آن دوران بودند و از آنها برای ایجاد اختلاف و شکاف میان رهبران نهضت و همچنین میان رهبران و مردم استفاده می‌شد.

کودتای ۲۸ مرداد و شکل‌گیری افسردگی سیاسی

سجاد در ادامه با ارائه تحلیلی اجتماعی از پیامدهای کودتا گفت: به اعتقاد من، در ماجرای ۲۸ مرداد، مسئله ملی‌شدن صنعت نفت به تنهایی موضوعیت نداشت؛ بلکه ملی‌گرایی و نهضت ملی‌شدن نفت بهانه‌ای برای جامعه بود تا مخالفت خود را با نظام مستقر نشان دهد.

وی افزود: به همین دلیل بود که مردم از مصدق و جریان ملی‌گرایی استقبال کردند؛ زیرا آن را به عنوان یک جریان چالشگر در برابر حکومت مستقر می‌دیدند. اما هنگامی که مصدق با کودتا کنار گذاشته شد، جامعه ایران وارد مرحله‌ای از افسردگی سیاسی و سرخوردگی شد.

این کارشناس بین‌الملل ادامه داد: مردم از جریان ملی‌گرایی که به آن امید بسته بودند، نتیجه نگرفتند و این شکست، آثار خود را در فرهنگ و هنر ایران نیز نشان داد.

سجاد با اشاره به بازتاب اجتماعی کودتا در ادبیات و هنر گفت: بعد از کودتا، ادبیات ایران، رمان‌ها، شعرها و حتی سینمای ایران حال و هوایی محزون پیدا کرد. برای نمونه، رمان همسایه‌ها نوشته احمد محمود در فضای پس از کودتا شکل گرفت و شعر خانه از مهدی اخوان ثالث نیز بازتابی از همان فضای حزن و سرخوردگی بود.

وی افزود: حتی در برخی آثار سینمایی نیز می‌توان این سرخوردگی را مشاهده کرد؛ جایی که قهرمان داستان به‌تنهایی در برابر بی‌عدالتی و برای احقاق حق خود می‌ایستد. این آثار را می‌توان نوعی برون‌ریزی جامعه از افسردگی سیاسی ناشی از سرکوب نهضت ملی دانست.

امام خمینی(ره) و جایگزینی گفتمان دینی

سجاد در پایان با اشاره به تحولات پس از کودتای ۲۸ مرداد اظهار داشت: پس از سرکوب نهضت ملی، امام خمینی(ره) با هوشمندی توانست گفتمان دینی را به عنوان یک گفتمان جایگزین مطرح کند و جریان مبارزه را از چارچوب ملی‌گرایی به سمت یک گفتمان دینی و انقلابی هدایت کند.

وی تأکید کرد: بررسی این روند نشان می‌دهد که کودتای ۲۸ مرداد صرفاً یک رخداد سیاسی نبود، بلکه پیامدهای عمیقی در فضای اجتماعی، فرهنگی و سیاسی ایران بر جای گذاشت و زمینه را برای تحولات بعدی فراهم کرد.

انتهای پیام/ 121

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار