مجموعۀ سروده‌های شاعران تبریز و آذربایجان در شهادت قائد امت و جنگ رمضان

این کتاب، که اشعار شاعران تبریز و آذربایجان دربارۀ شهادت قائد امت و جنگ رمضان را در برمی‌گیرد به کوشش شاعر و پژوهشگر گرانمایه، استاد جلال محمدی در مجموعۀ گرانسنگ «ماه در محراب خون» به شیرازه درآمده و از سوی انتشارات عاصم در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.
کد خبر: ۸۵۸۶۰۱
تاریخ انتشار: ۰۷ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۹:۵۸ - 29August 2026

به گزارش دفاع‌پرس از آذربایجان شرقی، مجموعه «ماه در محراب خون» شامل سروده‌های شاعران تبریز و آذربایجان دربارۀ شهادت قائد امت و جنگ رمضان، به کوشش شاعر و استاد «جلال محمدی» به شیرازه درآمده و از سوی انتشارات عاصم در اختیار علاقه‌مندان قرار گرفته است.

کتاب

در بخشی از مقدمۀ کتاب به قلم مؤلف ارجمند می‌خوانیم: «شعر، زبان دل و جان و قلب و روح انسان است و به بیانی، زبان ضمیر انسان است. از این رو شعر نخستین هنری است که در مقابل اتفاقات و حوادث و لحظات دشوار یا خاص از تاریخ یک ملت فرهیخته و ریشه‌دار واکنش نشان می‌دهد.
واکنش شعر ایران و پارۀ تن آن تبریز و آذربایجان جان، به واقعۀ سهمگین شهادت متفکر بزرگ جهان، زعیم حکیم و حاکم دینی، شاعر، نویسنده، ادیب، خطیب، سیاستمدار و رهبر عظیم‌الشأن انقلاب اسلامی، حضرت آیت‌الله‌العظمی سیدعلی خامنه‌ای(اعلی‌الله مقامه) و جنگ رمضان، پاسخی است که می‌توان آن را آمیزه‌ای از اندوه و خشم شعله‌ور و حماسه و حسرت و عاطفه خواند.
میان رهبر شهید و مردم تبریز و آذربایجان، پیوندی دلی و درونی برقرار بود...»

در قسمت دیگری از این مقدمه کتاب می‌خوانیم: «آنچه از آثار جمعی از شاعران تبریز و آذربایجان در این مجموعه به شیرازه درآمده است، اشعاری است که در پرتو تأثیر تفکر و شهادت قائد عظیم‌الشأن و حماسه‌های پروردگان مکتب معظم له سرورده است. تفکر ایشان تفکر، تفکر حسینی بود و پیام او به طاغوت عصر، همان پیام جّد شهید اوست: مِثلِی لا یُبایِعُ مِثل یزید. انسان آزاده هرگز با طاغوت و ستمگران بیعت نمی‌کند.»

مؤلف در ادامۀ مقدمۀ عالمانۀ کتاب می‌آورد: «شهادت رهبر ملت ایران و جنگ رمضان، نقطۀ عطفی در تاریخ رویارویی ایران  با گردنکشان و خونخواران عالم است. شاعران «مؤمن» میهن ما، خاصه شاعران تبریز و آذربایجان در این جنگ سهمگین تماشاگر نبودند. بلکه هر یک مانند سربازی جانفدا به میدان آمدند و با سلاح شعر به سوی دشمن آتش گشودند. این مجموعه سندی تاریخی دربارۀ نقش شاعران در جنگ سرنوشت ایران است. البته ممکن است در این میان قلیلی از مدعیان شاعری نیز باشند که؛ هر یک از گوشه‌ای فرا رفتند. شاعران شب و شیرینی و شمع‌اند آنان

 هر کجا مائده‌ای باشد جمع‌اند آنان.

 استاد جلال محمدی می‌افزاید: «اشعار این مجموعه، سرودۀ شاعرانی است که در استعداد هنری و سابقه شاعری و دانش ادبی با هم تفاوت دارند و از این رو ممکن است رنگ و بوی اشعار و ارزش ادبی آنها نیز متفاوت از هم باشد

این مجموعۀ ارزشمند که در دو بخش اشعار فارسی و آذری و در 424 صفحه راهی بازار کتاب شده است، در آغاز، به تبرّک و تیمّن سه غزل از سروده‌های فاخر زعیم حکیم امت، قائد استوار ملت، فقیه، مفسر قرآن، ادیب، هنرشناس، شاعر و سیاستمدار عصر، آیت‌الله‌العظمی شهید سیدعلی خامنه‌ای (اعلی‌الله مقامه) زینت‌بخش دفتری است که حاوی سروده‌های پرشور و شیوای شاعرانی است که از داغ شهادت او دلسوخته‌اند.

 

در پایان متذکر می‌گردد این اثر ارزشمند و ماندگار با اشعاری از استاد حسین اسرافیلی، استاد شیرینعلی گلمرادی، استاد کلامی زنجانی، استاد جلال محمدی، دکتر سعید سلیمان‌پور ارومی، استاد بیت‌الله جعفری، علی داودی، سعید بابایی، لیلا حسین‌نیا، حسن رزتقی، امیر رحیمی، عارف ساسانی، جهان سلیمانی، علی شهودی، مرتضی طوسی، قبلۀ آرباطان، حسین فرهادی و... مزین شده است.

چهار قطعه از اشعار این مجموعه تقدیم خوانندگان عزیز می‌شود.:

1

در بهار افکنده رخت و در خزان برخاستم

 

از سر جان بهر پیوند کسان برخاستم

چون الف در وصل دل‌ها از میان برخاستم

واژگون هر چند جام روزی‌ام چون لاله بود

از کنار خوان قسمت شادمان برخاستم

بزم هستی را غرض مهر فروزان تو بود

همچو شبنم چهره چون کردی عیان برخاستم

همچو بلبل با گرانجانان ندارم الفتی

طوطیان چون لب گشودند از میان برخاستم

از لگدکوب حوادث عمر دیگر یافتم

چون غبار از زیر پای کاروان برخاستم

طاقت دم سردی دوران ندارم همچو گل

در بهار افکنده رخت و در خزان برخاستم

آزمودم عیش راحت را به کنج دام تو

از سر جولانگه کون و مکان برخاستم

صحبت شوریده حالان مایه شوریدگی‌ست

با «امین» هر گه نشستم بی امان برخاستم

                          شهید آیت‌الله امام خامنه‌ای

2

 

باورم نیست که پروانۀ جان سوخته است

 

باورم نیست که پروانۀ جان سوخته است

شمع شب‌های مرا روح روان سوخته است

باورم نیست که آن قامت سرسبز شکوه

در بهار دل گلزار جوان سوخته است

باز هم مرثیه در باغ شقایق خوانید

روح این باغ به تاراج خزان سوخته است

آفتابی که از این مشرق خون می‌تابد

در هیاهوی عطش شعله‌زنان سوخته است

بر تو ای کوه زدم تکیه به گاه غم و درد

با که گوییم که آن کوه گران سوخته است

                            حسین اسرافیلی

 

3


             صدای فتح  

در خلیج فارسی توفان صدایم می‌کند

موج‌های سرکش عمان صدایم می‌کند

می‌روم تا جانفدای تنگۀ هرمز شوم

روح سرداران تنگستان صدایم می‌کند

پای زیبای سه رنگم سر می‌اندازم به شوق

غرقۀ خون پرچم ایران صدایم می‌کند

هر طرف «نصرمن‌الله» خوش طنين انداخته

آیه آیه ملت قرآن صدایم می‌کند

هر کسی در خانه بنشیند، وطن را باخته

جبهه اکنون در کف میدان صدایم می‌کند

«یا علی» گویان، بزن بر فرق مرحب تیغ را

قلعه‌های خیبر دوران صدایم می‌کند

گوش کن، از عرش می‌آید صدای فتح و نصر

شورو شوق لشکر ایمان صدایم می‌کند

                                   عارف ساسانی

 


4

بار گلیر ...

گوز یاشیلا سولایین کوچه‌لری، یار گلیر

گول سپین مقدمینه، موعد دیدار گلیر

سفرِ عشقيده سرمنزل مقصوده چاتیب

هامی پئشوازه چیخین، قافله‌سالار گلیر

گئتدی میدانه مگر پرچم ایران اوجالا

بورونوب پرچم ایرانه، علمدار گلیر

ایلدیملار کیمی قارداشلاریمیز پارلادیلار

داها قالماق بو قارانليقدا بيزه عار گلير

عشق باغیندا فیزیل گول‌لری کیم گؤرسه، بیلر

نییه هر گول بو جهاندا گؤزومه خار گلیر

آچیر آغوشینی عشق اهلى بلا اوخلارينا

بیر تیکان یاره سی بیرعده‌یه دشوار گلیر

تبریزین کوچه‌لرین عطرِ شهادت بورويوب

کربلادن گینه بیر سروِ سبکبار گلیر

گنتدی میدان‌دا وفا ائيلييه عهدِ شرفه

روسفید اولدی او سردار وفادار گلیر

ہو گلن معرکه‌دن کیمدی، سؤال انتسن اگر

دبیرم فاطمه‌نین نوکری «عمار» گلیر

                              جلال محمدی

انتهای پیام/

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار