راهبرد وحدت در برابر سیاست تفرقه

پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت میلاد پیامبر اکرم (ص) و هفته وحدت، فراتر از یک پیام مناسبتی، حاوی یک چارچوب سیاسی و راهبردی برای مواجهه جهان اسلام با شرایط کنونی است.
کد خبر: ۸۵۸۸۹۳
تاریخ انتشار: ۰۹ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۶:۱۴ - 31August 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس: پیام رهبر انقلاب اسلامی به مناسبت هفته وحدت را نمی‌توان صرفاً در چارچوب یک پیام مذهبی و مناسبتی خواند. اگرچه بخش قابل توجهی از متن به جایگاه پیامبر اسلام (ص)، سیره نبوی و آموزه‌های دینی اختصاص دارد، اما بخش سیاسی پیام، تصویری روشن از چگونگی مواجهه جهان اسلام با نظم قدرت موجود ارائه می‌کند؛ تصویری که در مرکز آن یک مفهوم قرار دارد: وحدت به‌عنوان یک مؤلفه قدرت.

آیت‌الله سید مجتبی حسینی خامنه‌ای

در این چارچوب، وحدت برای جهان اسلام یک انتخاب تزئینی یا حتی صرفاً اخلاقی نیست؛ یک ضرورت راهبردی است. رهبر انقلاب در پیام خود با اشاره به آیه «اَشِدّاءُ عَلَی الکُفّارِ رُحَماءُ بَینَهُم»، دو سطح از رفتار سیاسی امت اسلامی را در کنار یکدیگر قرار می‌دهد: همبستگی و رحمت در درون جهان اسلام و ایستادگی در برابر دشمن خارجی؛ بنابراین از این منظر، جامعه‌ای که در داخل دچار فرسایش و تنازع باشد، عملاً بخشی از ظرفیت خود برای مواجهه با فشار‌های بیرونی را از دست می‌دهد.

این مسئله زمانی اهمیت بیشتری پیدا می‌کند که پیام در بستر شرایط امروز منطقه خوانده شود. جهان اسلام در سال‌های اخیر با مجموعه‌ای از بحران‌های هم‌زمان مواجه بوده است؛ از جنگ و ناامنی گرفته تا مسئله فلسطین، رقابت‌های ژئوپلیتیکی، فشار‌های اقتصادی و مداخلات قدرت‌های خارجی. در چنین شرایطی، مسئله اصلی صرفاً وجود تهدید نیست؛ بلکه میزان توانایی دولت‌ها و ملت‌های اسلامی برای تبدیل ظرفیت‌های پراکنده خود به قدرتی هماهنگ است.

دقیقاً از همین نقطه است که رهبر انقلاب مفهوم «وحدت» را از یک موضوع مذهبی به یک مسئله سیاسی و امنیتی ارتقا می‌دهد. در پیام تأکید می‌شود که اختلافات تنها به اختلافات شیعه و سنی محدود نیست و دشمن می‌تواند تفاوت‌های قومی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی، سیاسی و جغرافیایی را نیز به ابزار ایجاد شکاف تبدیل کند. این گزاره از منظر سیاسی معنای مهمی دارد: تفرقه صرفاً محصول اختلافات طبیعی جوامع نیست؛ می‌تواند به یک ابزار ژئوپلیتیکی تبدیل شود.

در واقع، پیام نسبت میان «اختلاف داخلی» و «قدرت خارجی» را برجسته می‌کند. هرچه کشور‌های اسلامی درگیر منازعات داخلی بیشتری باشند، امکان شکل‌گیری یک سیاست مستقل و هماهنگ در برابر بازیگران خارجی کاهش پیدا می‌کند. در مقابل، کاهش شکاف‌ها و ایجاد همکاری میان کشور‌های اسلامی می‌تواند هزینه مداخله و فشار خارجی را افزایش دهد.

اشاره مستقیم پیام به آمریکا و رژیم صهیونیستی نیز در همین چارچوب قابل تحلیل است. در این روایت، مسئله تنها اختلاف جمهوری اسلامی ایران با آمریکا یا اسرائیل نیست؛ بلکه این دو بازیگر به‌عنوان بخشی از یک ساختار گسترده‌تر سلطه و مداخله در منطقه معرفی می‌شوند. به همین دلیل، مخاطب پیام فقط ایران نیست؛ حاکمان کشور‌های اسلامی، به‌ویژه کشور‌های غرب آسیا و حاشیه خلیج فارس، نیز مستقیماً مورد خطاب قرار گرفته‌اند.

این بخش از پیام واجد یک نکته مهم در سطح سیاست منطقه‌ای است. رهبر انقلاب از کشور‌های منطقه می‌خواهد در تعریف «دشمن واقعی» بازنگری کنند و میان اختلافات درون منطقه و تهدید‌های بیرونی تمایز بگذارند. به بیان دیگر، پیام تلاش می‌کند یک معادله امنیتی متفاوت را مطرح کند: امنیت کشور‌های منطقه نباید بر وابستگی به قدرت‌های فرامنطقه‌ای بنا شود، بلکه باید از همکاری و همگرایی خود کشور‌های منطقه حاصل شود.

نمونه فلسطین در این استدلال جایگاه محوری دارد. پرسش مطرح‌شده در پیام درباره اینکه اگر مسلمانان «ید واحده» بودند، آیا مردم فلسطین تا این اندازه بی‌پناه می‌ماندند، در حقیقت یک آزمون برای سنجش کارآمدی وحدت اسلامی است. فلسطین در اینجا تنها یک مسئله انسانی یا سرزمینی نیست؛ نمادی از پیامد‌های شکاف و ناهماهنگی در جهان اسلام است.

همین منطق درباره کشور‌های حاشیه خلیج فارس نیز مطرح می‌شود. پیام با اشاره به تهدید علیه سرزمین‌ها و دارایی‌های این کشورها، بر این نکته تأکید دارد که امنیت پایدار از بیرون منطقه وارد نمی‌شود. از نگاه این پیام، اتکای دولت‌های منطقه به قدرت‌های خارجی ممکن است در کوتاه‌مدت نوعی بازدارندگی ایجاد کند، اما در بلندمدت الزاماً به استقلال و امنیت پایدار منجر نخواهد شد.

نکته قابل توجه دیگر، تفکیکی است که پیام میان سه مرحله از همکاری اسلامی ایجاد می‌کند. مرحله نخست، عدم تنازع و اتحاد است؛ مرحله دوم، دفاع از یکدیگر در برابر تهدیدها؛ و مرحله سوم، همکاری و هم‌افزایی در حوزه‌های اقتصادی، علمی، امنیتی و اجتماعی. این ترتیب نشان می‌دهد که وحدت در نگاه مطرح‌شده، مقصد نهایی نیست؛ بلکه نقطه آغاز یک فرآیند قدرت‌سازی است.

از این منظر، مفهوم «تمدن نوین اسلامی» که در پایان پیام مطرح می‌شود نیز صرفاً یک مفهوم فرهنگی یا آرمانی نیست. تمدن در این چارچوب نیازمند پشتوانه اقتصادی، علمی، امنیتی و سیاسی است و دستیابی به چنین ظرفیتی بدون همکاری میان کشور‌های اسلامی دشوار خواهد بود؛ بنابراین میان «وحدت»، «قدرت» و «تمدن» یک زنجیره مفهومی شکل می‌گیرد: وحدت، امکان همکاری را فراهم می‌کند؛ همکاری ظرفیت‌های پراکنده را به قدرت تبدیل می‌کند و قدرت، امکان استقلال و پیشرفت را افزایش می‌دهد.

در این میان، یک نکته مهم برای داخل ایران نیز وجود دارد. پیام در کنار خطاب به کشور‌های اسلامی، مستقیماً از مردم ایران می‌خواهد اجازه ندهند اختلافات در جامعه بروز و گسترش پیدا کند. این بخش را می‌توان امتداد داخلی همان راهبرد دانست. یعنی اگر وحدت قرار است در سطح جهان اسلام به تولید قدرت منجر شود، در داخل کشور نیز انسجام اجتماعی بخشی از همان قدرت محسوب می‌شود.

در نهایت، پیام رهبر انقلاب را می‌توان تلاشی برای بازتعریف «وحدت اسلامی» از یک شعار مناسبتی به یک راهبرد سیاسی و ژئوپلیتیکی دانست. در این نگاه، جهان اسلام زمانی می‌تواند در معادلات منطقه‌ای و بین‌المللی نقش مؤثر ایفا کند که اختلافات خود را مدیریت کرده، ظرفیت‌های اقتصادی، علمی و امنیتی خود را هم‌افزا کند و در برابر تلاش‌های خارجی برای ایجاد شکاف، مقاومت نشان دهد.

پیام اصلی در واقع ساده، اما راهبردی است: در محیطی که بازیگران خارجی از شکاف‌های داخلی برای افزایش نفوذ خود استفاده می‌کنند، تفرقه هزینه امنیتی و سیاسی دارد و وحدت یک منبع قدرت است. از همین رو، هفته وحدت در این پیام صرفاً یادآور یک مناسبت مذهبی نیست؛ بلکه فرصتی برای بازخوانی این پرسش است که آیا کشور‌های اسلامی می‌خواهند همچنان مجموعه‌ای از بازیگران منفرد باشند یا می‌توانند ظرفیت‌های مشترک خود را به یک قدرت مستقل و اثرگذار تبدیل کنند.

انتهای پیام/381

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار