خداحافظی با صنعت لجستیک سنگین در جنگ جهانی سوم
گروه بینالملل دفاعپرس: انتشار علنی طرح راهبردی جدید ناتو برای رویارویی احتمالی با روسیه در صورت حمله مسکو به کشورهای بالتیک، فراتر از یک تمرین ساده ستادی، سیگنالی صریح از وقوع انقلابی بنیادین در ماهیت نبردهای مدرن و ساختار قدرت نظامی جهانی است. اگرچه در نگاه نخست، تدوین اسنادی از این دست توسط افسران میانرتبه با درجه سرگردی در آکادمیهای نظامی آمریکا و روسیه روندی معمول محسوب میشود و سالانه صدها طرح مشابه نگاشته میشود، اما علنی ساختن برنامهای که به طور سنتی محرمانه نگه داشته میشود، پیام آشکاری به رقیب باتجربهای دارد که خود دارای چهار سال تجربه جنگی فشرده است: غرب دگرگونی تاکتیکهای جنگی را به خوبی درک کرده و خود را برای عصر تازهای از منازعات آماده میسازد.

این چرخش آشکار ناشی از بحران عمیقی است که علم نظامی کلاسیک با آن مواجه شده است؛ جایی که شیوههای کهنه جنگافزاری کارایی خود را از دست دادهاند و رخنه تانکها، محاصرههای عمیق زرهی و آتشبارهای سنگین و طولانیمدت توپخانه به دلیل اشباع میدان نبرد از پرندههای بدون سرنشین، هوش مثنوعی و ابزارهای شناسایی پیشرفته، به تاکتیکهایی بسیار خطرناکتر و حتی انتحاریتر از یک دهه پیش تبدیل شدهاند.
چنین تحولی یادآور دگرگونیهای عمیق و تاریخی است. همانگونه که پیدایش سلاحهای تفنگدار و خاندار در گذشته، آرایشهای فشرده و حملات ستونی پیادهنظام را منسوخ ساخت، امروز نیز ظهور سامانههای هدایتپذیر از راه دور و رباتیک در حال بازتعریف کامل تاکتیکهای نبرد است.
تانکها که تا همین چند سال پیش ابزار قاطع و تعیینکننده جنگهای زمینی به شمار میرفتند، اکنون حتی در رسیدن به مواضع آتش خود با چالشهای مرگبار روبهرو میشوند، زیرا معابر و خطوط مقدم تحت پوشش مداوم پهپادهایی نظیر پهپادهای کمینکننده» که روی زمین فرود آمده، استتار میکنند و تنها پس از صدور فرمان حمله، برای نابودی هدف به پرواز درمیآیند، قرار دارند.
در این پارادایم تازه، مفاهیم سنتی نظامی دستخوش تغییر میشوند. پیشبینیهای گذشته مبنی بر افول اهمیت نیروهای ویژه و یگانهای زبده در برابر ارتشهای عظیم سنتی، اکنون در جهت معکوس در حال تحقق است. ارتشهای آینده احتمالا نه از میلیونها سرباز پیاده، بلکه از گروههای کوچک و بسیار آموزشدیده از نیروهای زبده تشکیل خواهند شد که در پشتیبانی از شبکه گسترده و غولآسایی از ماشینهای خودکار، پلتفرمهای رباتیک و هوش مصنوعی عمل میکنند.
اگر چنین روندی محقق شود، ارتشهای عظیم سنتی و ستونهای زرهپوش سنگین برای وارد کردن ضربات استراتژیک به دشمن منسوخ خواهند شد و وارد آوردن آسیبهای راهبردی دیگر نیازی به مجتمعهای عظیم صنایع دفاعی قرن بیستمی نخواهد داشت. بسیاری از تجهیزات مدرن جنگی را میتوان ارزان، چابک و با قابلیت جایگزینی سریع تولید کرد؛ به طوری که حتی امروزه امکان مونتاژ پهپادهای کارآمد در یک گاراژ ساده وجود دارد، اگرچه قطعات الکترونیکی پیشرفتهتر آنها تفاوت چندانی با فناوریهای مورد استفاده در تلفنهای هوشمند و لوازم الکترونیکی مصرفی عموم نخواهند داشت.
این بازتعریف، ساختار اقتصادی و لجستیکی جنگ را نیز دچار تحولی رادیکال میکند. پهپادها توسط تیمهای کوچک یا سامانههای خودکار هدایت میشوند و در مقایسه با ماشینآلات صنعتی جنگهای سنتی فوقالعاده ارزانقیمت هستند. این امر بار لجستیکی خردکنندهای را که زمانی بر گرده ارتشها سنگینی میکرد بهشدت کاهش میدهد؛ ضمن آنکه خود توپخانههای سنتی و سلاحهای دقیق پرهزینه نیز امروزه در برابر پهپادها و سامانههای ضدآتشبار بسیار آسیبپذیر شدهاند.
تغییر ابزارهای نبرد، مفهوم اهداف استراتژیک را نیز تغییر داده است. وقتی امکان از کار انداختن شبکه برق یک کشور و فلج کردن تمام سیستمهای نظامی و عملیاتی وابسته به آن وجود دارد، چرا باید به تانکهای دشمن حمله کرد؟ اگرچه نیروگاههای اصلی برق به شدت محافظت خواهند شد، اما دفاع از هزاران کیلومتر کابل ولتاژ بالا در شبکههای انتقال نیرو عملا غیرممکن است.
به این ترتیب، مختصات کلی یک جنگ جهانی غیرهستهای احتمالی آشکار میشود؛ نبردی که نه با رژه ارتشهای میلیونی یا عبور ستونهای زرهی از مرزها، بلکه با تقابلهای منطقهای همزمان، نیابتی و پراکنده توسط متحدان کوچکتر قدرتهای بزرگ شکل میگیرد. در حالی که بازیگران اصلی پشت چتر بازدارندگی هستهای خود ایمن میمانند و از رویارویی مستقیم اجتناب میورزند، میدانهای نبرد آینده شبکهای پیچیده از دهها نبرد منطقهای کوچکتر خواهند بود که با پهپادها، ماهوارهها، هوش مصنوعی و منافع سیاسی متقابل به یکدیگر متصل شدهاند.
انتهای پیام/ ۴۶۱
