حکمتِ تذکر مهم رهبر انقلاب به دولت

کافی است فشار اقتصادی از یک «مشکل» به یک «احساس بن‌بست» تبدیل شود؛ اینجاست که جنگ اقتصادی و جنگ روانی به هم می‌رسند.
کد خبر: ۸۵۹۴۱۳
تاریخ انتشار: ۱۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۹:۰۳ - 01September 2026

به گزارش گروه سیاسی دفاع‌پرس، برای شکست دادن یک کشور همیشه لازم نیست توان نظامی یا اقتصادی‌اش را نابود کرد؛ گاهی کافی است مردمش را نسبت به توان ادامه دادن خودشان مردد کرد. کافی است فشار اقتصادی از یک «مشکل» به یک «احساس بن‌بست» تبدیل شود؛ کافی است هر ضعف و ناکارآمدی آن‌قدر تکرار شود که در ذهن جامعه از یک مسئله قابل حل، به تصویری از آینده تبدیل شود. اینجاست که جنگ اقتصادی و جنگ روانی به هم می‌رسند.

رهبری

دشمن فقط سفره مردم را هدف نمی‌گیرد؛ می‌خواهد تحمل مردم برای ایستادن پای این سفره را هم فرسوده کند. سال‌هاست فشار اقتصادی در محاسبات دشمن صرفاً ابزار تضعیف اقتصاد نیست؛ ابزاری برای ضربه زدن به جامعه است: «امروز دشمنان جمهوری اسلامی برای اینکه بتوانند اهداف خودشان را در مورد ایران و ایرانی و جمهوری اسلامی محقّق کنند، دنبال راهکارهای اقتصادی، و یا به تعبیر درست‌تر، دنبال ضربه‌زدن اقتصادی به ملّت ایرانند.» ۱۳۹۶/۰۱/۰۱ پس گرانی، کاهش قدرت خرید و سخت‌تر شدن زندگی، فقط یک مسئله اقتصادی نیست. اگر فشار بتواند اعتماد را فرسوده و امید به اصلاح را کم‌رنگ کند، به بخشی از جنگ ترکیبی تبدیل می‌شود.

نقشه شوم دشمن علیه سفره مردم
مقصد این فشار نیز سال‌ها قبل توسط رهبر شهید انقلاب روشن شده بود: «در جنگ اقتصادی هدف آمریکا ایجاد نارضایی است؛ هدفشان این است؛ میخواهند نارضایی ایجاد کنند بلکه بتوانند این نارضایی را به اغتشاش داخلی تبدیل کنند.» ۱۳۹۷/۰۵/۲۲ یعنی نارضایتی برای دشمن پایان راه نیست؛ یک حلقه از زنجیره است: فشار اقتصادی، نارضایتی، فرسایش اعتماد و در نهایت تلاش برای بی‌ثباتی.

اینجا «ناکـارآمدنمایی» اهمیت پیدا می‌کند. دشمن لازم نیست واقعیت را جعل کند؛ یک مشکل واقعی کافی است. یک گرانی، یک تصمیم اشتباه، یک کمبود یا یک ضعف مدیریتی. سپس کافی است این مشکل از یک مسئله مشخص به نشانه‌ای از «ناتوانی کلی» تبدیل شود. 

اما اینجا دقیقاً همان جایی است که مسئولان باید وارد میدان شوند. اگر یک گلوگاه تولید وجود دارد، باید باز شود؛ اگر تصمیمی فشار بیشتری به معیشت مردم وارد می‌کند، باید اصلاح شود؛ اگر قیمت‌ها بی‌ثبات شده‌اند، باید علت را هدف گرفت؛ اگر دستگاهی ناکارآمد است، باید پاسخگو شود. مردم پیش از هر چیز، نتیجه اقدام را می‌بینند. تاب‌آوری با توصیه به صبر ساخته نمی‌شود؛ با این احساس ساخته می‌شود که مسئله فهمیده شده و کسی برای حل آن ایستاده است.

مسئول؛ راوی ضعف یا راوی قدرت؟
هیچ کشوری با انکار مشکلات قوی نمی‌شود. مردم مشکلات را لمس می‌کنند و حق دارند درباره آن‌ها مطالبه داشته باشند. مسئله جای دیگری است: آیا مسئول، مشکل را برای حل کردن دنبال می‌کند یا برای تکرار کردن؟

اگر مسئولی ضعف را می‌بیند، برایش برنامه می‌چیند، منابع را بسیج می‌کند، مانع را برمی‌دارد و نتیجه را پیگیری می‌کند، در حال مقابله با مسئله است. اما اگر به جای این کار، مدام از فهرست ضعف‌ها سخن بگوید، ناخواسته همان تصویری را تقویت می‌کند که دشمن می‌خواهد.

به همین دلیل، رهبر شهید انقلاب به مسئولان توصیه کرده بودند که به‌جای بازگویی ضعف‌ها، راوی قدرت، قوت و ظرفیت‌های کشور باشند: «دوستانی از مسئولان کشور که با مردم حرف میزنند، راوی قدرت و قوت و امکانات کشور باشند؛ راوی ضعفها نباشند.» ۱۴۰۴/۰۶/۱۶
این توصیه به معنای ندیدن ضعف نیست؛ به معنای تغییر نقطه تمرکز مسئول از «توصیف مشکل» به «حل مشکل» است. مسئول باید در اتاق تصمیم، ضعف‌ها را بی‌رحمانه شناسایی کند؛ در میدان عمل برای رفع آن‌ها بجنگد؛ و در برابر مردم به جای بازخوانی فهرست مشکلات، مسیر حل و ظرفیت‌های کشور را توضیح دهد.

مشکل را حل کن، نه تکرار!
گاهی مقابله با جنگ روانی را با تولید محتوا و روایت‌سازی اشتباه می‌گیریم. اما اگر قیمت یک کالای ضروری بالا رفته، گزارش رسانه‌ای مشکل مردم را حل نمی‌کند. اگر تولیدکننده‌ای گرفتار مانع است، مصاحبه با او مانع را کنار نمی‌زند. اگر یک سیاست اقتصادی نتیجه نداده، تکرار سخنرانی درباره امید، جای اصلاح سیاست را نمی‌گیرد.

اولین عملیات خنثی‌کننده جنگ روانی، عملکرد درست مسئولان است. بهترین پاسخ به شبهه ناکارآمدی، نه در حرف بلکه در کارنامه‌ای از اقدامات و نتایج واقعی نشان داده می‌شود. کاهش فشار از سفره مردم، باز کردن گره‌های تولید، اصلاح تصمیم‌های ناکارآمد، مبارزه با اتلاف منابع، سرعت دادن به اجرای تصمیمات و پاسخگو کردن دستگاه‌ها، همگی علاوه بر اثر اقتصادی، اثر روانی دارند. آن‌ها به جامعه نشان می‌دهند که مشکلات واقعی‌اند اما کشور در برابر آن‌ها منفعل نیست.

این همان معنایی است که در این هشدار رهبر معظم انقلاب باید دید: «ضعف و نقص و کمبود، نیازمند روایت و برجسته‌سازی نیست؛ بلکه نیازمند برنامه‌ریزی و اقدام برای رفع و حلِّ مشکل است. گاه بیان صادقانه ضعف‌های خود در وقتی که دشمن به روحیّه نیاز دارد، کمک بزرگی به او است و ای بسا دلهای دوستان و همراهان را دچار نگرانی نموده و ایشان را سرگردان و متحیّر سازد.» ۱۴۰۵/۰۶/۰۶ پس سؤال بعد از هر بیان ضعف باید روشن باشد: برای رفع آن چه کرده‌ای؟

امید از پشت تریبون نمی‌آید
امید با دستور تولید نمی‌شود. وقتی مردم هر روز با مشکل تازه‌ای روبه‌رو هستند، گفتن «نگران نباشید» کافی نیست. امید زمانی شکل می‌گیرد که مردم نشانه‌های حل مسئله را ببینند: یک تصمیم اصلاح شود، یک گلوگاه باز شود، یک مانع تولید کنار برود، جلوی تغییرات بی‌حساب‌وکتاب قیمت کالاهای اساسی گرفته شود، یک مدیر ناکارآمد تغییر کند یا وعده‌ای که داده شده، واقعاً به نتیجه برسد. این‌ها فقط اقدامات اجرایی نیستند؛ در جنگ ترکیبی، خود اقدام اقتصادی یک پیام روانی است. پیامش این است: مشکل وجود دارد، اما بن‌بست وجود ندارد.

بعد از اقدام، نوبت روایت است؛ نشان دادن ظرفیت‌های کشور، توضیح مسیر حل مشکلات و بازگو کردن پیشرفت‌ها. نه با اغراق و تبلیغات بلکه با واقعیت. روایت قدرت یعنی پنهان کردن ضعف نیست؛ یعنی اجازه ندادن به ضعف برای تعریف کردن تمام واقعیت کشور.

میدان اصلی جنگ همین‌جا است

شاید دشمن بیش از آنکه بخواهد همه مشکلات ایران را خودش ایجاد کند، بخواهد از مشکلات موجود یک نتیجه بسازد: دیگر راهی برای اصلاح وجود ندارد. ممکن است فشار اقتصادی واقعی باشد؛ اما «بن‌بست» یک تفسیر است. ممکن است ناکارآمدی برخی مسئولین واقعی باشد؛ اما «ناتوانی مطلق» یک روایت است. ممکن است زندگی سخت‌تر شده باشد؛ اما هیچ کاری نمی‌شود کرد، دیگر گزارش واقعیت نیست.

پس پاسخ مسئولان نیز باید دوگانه باشد: اقدام و روایت

در جبهه اقدام، باید فشار از زندگی مردم کم شود، موانع تولید برداشته شود، تصمیم‌های غلط اصلاح شود و دستگاه‌ها برای حل مسئله پاسخگو باشند. در جبهه روایت، باید ظرفیت‌ها، پیشرفت‌ها و امکان حل مشکلات برای مردم روشن شود. اقدام بدون روایت دیده نمی‌شود و روایت بدون اقدام باور نمی‌شود.

دشمن از ضعف واقعی خوشحال می‌شود؛ اما بیشتر از آن، از باور ما به ضعف سود می‌برد. شاید به همین دلیل، مهم‌ترین پاسخ امروز مسئولان نه یک سخنرانی، نه یک گزارش و نه یک وعده تازه باشد؛ حل یک مسئله واقعی در زندگی واقعی مردم است. چون در جنگی که هدفش شکستن تاب‌آوری است، بهترین راه برای خنثی کردن روایت دشمن این است که مردم با چشم خود ببینند: مشکل هست، فشار هست، اما دستگاه مسئول هنوز ایستاده و دارد کاری می‌کند.

انتهای پیام/ 151

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار