پوپولیست ورشکسته در پی دو قطبی‌های مصنوعی صلح و جنگ

در میانه جنگ منطقه‌ای، کشور نیازمند وحدت، تقویت اراده ملی و پایبندی به اصول مقاومت است؛ نه ظهور ادبیات پوپولیستی که تجربه‌های شکست‌خورده گذشته را زنده می‌کند.
کد خبر: ۸۶۰۴۵۹
تاریخ انتشار: ۱۵ شهريور ۱۴۰۵ - ۱۹:۴۳ - 06September 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس، امیرعلی شعبانی؛ رئیس جمهور پیشین ایران در شرایطی که کشور درگیر یک نبرد منطقه‌ای وجودی، حساس و سرنوشت‌ساز است، بار دیگر با ادبیاتی آشنا، اما نیتی مشکوک، از مشورت با مردم، پذیرش نظر اکثریت و پایان‌دادن به درگیری‌ها بر اساس رأی عمومی سخن گفته است. این اظهارات نه تنها با واقعیت کارنامه هشت‌ساله ریاست‌جمهوری او در تضاد آشکار است، بلکه در مقطع کنونی بار معنایی خطرناکی پیدا کرده است.

ی

در دوران مسئولیت او به عنوان رئیس جمهور، مردم بار‌ها اعتراض عمیق خود را به وضعیت معیشت، تورم افسارگسیخته، رکود اقتصادی و پیامد‌های سیاست‌های اتخاذشده نشان دادند. عملکرد فاجعه‌بار دولت بنفش در زمینه‌های گوناگون سیاسی، اجتماعی، فرهنگی و اقتصادی در کنار دیکتاتوری بروکراتیک رئیس دولت‌های یازدهم و دوازدهم، منجر به اعتراضات گسترده دی‌ماه ۱۳۹۶ و فاجعه بنزینی آبان ۱۳۹۸ شد. اگر معیار «رأی مردم» و «مشورت» برای وی اهمیت داشت، باید همان زمان به این خواستعمومی پاسخ داده و مسیر اداره کشور را هماهنگ با خواست و نظر مردم تنظیم می‌کرد..

بدیهی است کسی که در اوج قدرت، اعتراضات مردمی را نادیده گرفت و میدان را به روی منتقدان سیاست‌های فاجعه‌بار دولت خود بست، امروز حق ندارد خود را مدافع دغدغه‌های مردم معرفی کند. وی حتما فراموش کرده است که عملکرد خسارت‌بار اقتصادی و دیپلماسی ذلیلانه او در همان مقطع باعث شده بود که طی اتفاقی بی‌سابقه، تنها پس از گذشت هشت‌ماه از انتخاب وی به ریاست جمهوری در سال ۹۶، کمپین گسترده «من پشیمانم»، نه از سمت مخالفین سنتی وی، بلکه از سمت هواداران و طرفداران جناح متبوعش کلید زده شود؛ علاوه بر این مسئله، خواست عمومی برای استعفای وی از سمت ریاست جمهوری و طرح جمع‌آوری امضا برای محاکمه وی برای هیچ رئیس جمهور دیگری در تاریخ ایران تکرار نشده است. به نظر می‌رسد که رئیس کابینه بنفش، در آن زمان اعتقاد چندانی به نظر مردم نداشته و یا شاید به آب و هوای پاستور بیش از حد وابسته بوده است. نکته جالب این است کهپرونده محاکمه وی هنوز در افکار عمومی کاملا مفتوحه است..

برجام یکی از روشن‌ترین نمونه‌های شکست سیاست‌ورزی‌های دولت همیشه بازنده است. توافقی که با اعتماد بیش از حد به طرف مقابل، پذیرش محدودیت‌های گسترده هسته‌ای، تعطیلی بخش‌هایی از صنعت و گشودن در‌های بازرسی‌های بی‌سابقه همراه شد. نتیجه عملی آن، از قول رئیس وقت بانک مرکزی «تقریبا هیچ» بود و همین «تقریبا» هیچ با خروج آمریکا از توافق، جای خود را به «کاملا» هیچ داد. برجام نه تنها مشکل را حل نکرد، بلکه با لو رفتن مشکوک راه‌های دورزدن تحریم، توان بازدارندگی کشور را تضعیف، و کشور را در موقعیتی انفعالی در کارزار فشار حداکثری قرار داد. دفاع مجدد از این توافق پس از مشاهده همه پیامد‌های خسارت‌بار آن، چیزی جز اصرار بر یک مسیر شکست‌خورده نیست. تکرار این نسخه در شرایط فعلی، آن هم در میانه یک جنگ منطقه‌ای، در خوشبینانه‌ترین ارزیابی نشان‌دهنده عدم درک واقعیت‌های میدان است..

نباید فراموش کرد که گوینده همین سخنان بی‌محتوا و زرد، در دوران ریاست‌جمهوری خود چنان حلقه بسته‌ای را بر مدیریت کشور اعمال کرده بود که نه تنها مردم، بلکه وزرای کابینه نیز آزادی ملاقات با رئیس کابینه برای پیش‌برد امور را نداشتند؛ این از برکات جنگ منطقه‌ای ایران است که شخصی با چنین کارنامه درخشانی از اهمیت به خواست مردم، اکنون مدافع تمام‌عیار مردم ایران شده است. البته شاید ایشان صبح جمعه‌ای که مشخص نیست کی فرا برسد، خبردار شود که مردم مبعوث شده، نزدیک به ۱۹۰ شب است که نظر خویش را در میادین فریاد می‌زنند..

بخش دیگری از اظهارات وی، دو قطبی‌سازی آشکار و خلاف دیدگاه رهبری است. قرار دادن دیپلماسی در برابر مقاومت، و گره‌زدن مسائل راهبردی امنیت ملی به مسائل پوپولیستی، دقیقاً همان دو قطبی کاذبی است که رهبری در آخرین پیام خود به مناسبت هفته دولت نسبت به آن هشدار داده‌اند. دیدگاه رهبری همواره بر حفظ همزمان قدرت بازدارندگی و دیپلماسی عزتمندانه استوار بوده است. کسی که در شرایط جنگ منطقه‌ای، تصمیمات کلان را به رأی متغیر افکار عمومی وابسته می‌کند، عملاً اراده ملی را تضعیف و جبهه مقاومت را دچار تردید می‌سازد. این موضع‌گیری با رهنمود‌های صریح رهبری در تعارض کامل قرار دارد..

آنچه بیش از همه نگران‌کننده است، خط مشکوکی است که در این اظهارات دنبال می‌شود. طرح چنین سخنانی در میانه یک نبرد حساس، آن هم از سوی کسی که سال‌ها در بالاترین سطوح امنیتی و اجرایی کشور مسئولیت داشته، نمی‌تواند تصادفی تلقی شود. گره زدن مسائل راهبردی نظامی و امنیتی به پوپولیسم و تضعیف جایگاه تصمیم‌گیری‌های راهبردی، مسیری است که باید با دقت و بدون ملاحظات سیاسی بررسی شود. قوه قضائیه، دادگاه ویژه روحانیت و شورای عالی امنیت ملی موظفند این خط مشکوک را به‌طور جدی، دقیق و بدون اغماض مورد رسیدگی قرار دهند. چنین ادبیاتی در شرایط کنونی کشور، نیازمند بررسی قاطعانه و بی‌ملاحظه در همه ابعاد است..

در میانه جنگ منطقه‌ای، کشور نیازمند وحدت، تقویت اراده ملی و پایبندی به اصول مقاومت است؛ نه ظهور ادبیات پوپولیستی که تجربه‌های شکست‌خورده گذشته را زنده می‌کند و دو قطبی‌های مصنوعی می‌سازد. بهتر است افراد از پیگیری آمال و آرزو‌های برآورده نشده خود دست برداشته و در زیر یک پرچم، تحت هدایت رهبری معظم انقلاب اسلامی به تلاش برای اعتلای میهن بپردازند..

انتهای پیام/

برچسب ها: ایران ، همدلی ، اتحاد ، جنگ ، صلح
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار