امید؛ موتور محرک مقاومت و ستون فقرات قدرت ملی

امید، صرفاً یک احساس خوشایند یا رویاپردازی بی‌پایه نیست؛ بلکه یک «استراتژی زیست» و رکن اصلی مقاومت است. بدون امید، مقاومت به بن‌بست می‌رسد و تداوم آن غیرممکن می‌گردد. حقیقت این است که امید، پیش‌شرطِ عمل است. ما زمانی برای تغییر، ساختن و ایستادگی تلاش می‌کنیم که در دل خود، امکان‌پذیر بودنِ این مسیر را حس کنیم.
کد خبر: ۸۶۱۵۸۷
تاریخ انتشار: ۲۰ شهريور ۱۴۰۵ - ۲۱:۲۷ - 11September 2026

گروه فرهنگ دفاع‌پرس - سید محمد نادری؛ در روزگاری که تلاطم‌های جهانی و پیچیدگی‌های سیاسی، ذهن‌ها را به سمت بدبینی و ناامیدی سوق می‌دهد، بازگشت به مفاهیم بنیادین برای بازسازی روح جمعی یک ملت، ضرورتی انکارناپذیر است. اگر بخواهیم از منظر استراتژیک به پایداری یک ملت بنگریم، باید بپذیریم که پایه و اساس انسجام و قدرت ملی، چیزی جز «مقاومت» نیست. اما پرسش اصلی اینجاست: چه چیزی بر موتور مقاومت سوخت می‌رساند؟ پاسخ در یک واژه نهفته است: امید.

سید محمد نادری

امید، صرفاً یک احساس خوشایند یا رویاپردازی بی‌پایه نیست؛ بلکه یک «استراتژی زیست» و رکن اصلی مقاومت است. بدون امید، مقاومت به بن‌بست می‌رسد و تداوم آن غیرممکن می‌گردد. حقیقت این است که امید، پیش‌شرطِ عمل است. ما زمانی برای تغییر، ساختن و ایستادگی تلاش می‌کنیم که در دل خود، امکان‌پذیر بودنِ این مسیر را حس کنیم.

نگاهی به کلام وحی و سنت نبوی

در فرهنگ اسلامی، امید، بر خلاف نگاهی که آن را با تسلیم اشتباه می‌گیرد، موتور حرکت است. قرآن کریم با وعده‌های خود، روح را از ناامیدی تهی می‌کند. جایی که خداوند می‌فرماید: «وَلَا تَیْئَسُوا مِنْ رَوْحِ اللَّهِ...» (و از رحمت خدا ناامید نشوید)، در واقع به ما می‌آموزد که گره‌های هستی، تنها با باور به قدرت مطلق الهی و حرکت مستمر، گشوده می‌شوند. 

همچنین در سنت پیامبر اکرم (ص) و اهل‌بیت (ع)، همواره بر «حسن ظن» (گمان نیک) تاکید شده است. حسن ظن به خدا و حسن ظن به آینده، همان بذر امیدواری است که در خاک مقاومت کاشته می‌شود تا ثمره قدرت و استقلال را به ارمغان بیاورد.

مسئولیت مدیران فرهنگی و هنرمندان

در این میان، نقش متخصصان حوزه فرهنگ و هنر، فراتر از یک نقش‌آفرینی ساده است. مدیران فرهنگی و هنرمندان، «مهندسانِ ذهنیت ملی» هستند. هنر، قدرتمندترین ابزار برای بازنمایی مفاهیم انتزاعی مانند امید است. یک اثر هنری که با نگاهی تاریک و ناامیدانه خلق می‌شود، حتی اگر واقع‌گرایانه به نظر برسد، در نهایت به فرسایش روانی جامعه می‌انجامد.

وظیفه هنرمند امروز این نیست که واقعیت‌های تلخ را نادیده بگیرد، بلکه وظیفه او این است که از دلِ این واقعیت‌ها، «راهِ خروج» و «نورِ امید» را بازنمایی کند. هنرمند باید بتواند به مخاطب نشان دهد که علی‌رغم تمام سختی‌ها، حرکت و ایستادگی، معنا و زیبایی همچنان ممکن است.

مدیران فرهنگی نیز باید با ایجاد بستر‌های مناسب، اجازه ندهند که فضای فرهنگی جامعه تحت تاثیر موج‌های ناامیدیِ ساختاریافته، دچار انفعال شود. حمایت از آثاری که بر پایه «امیدآفرینیِ آگاهانه» (نه خوش‌بینیِ کاذب و توخالی) بنا شده‌اند، یک ضرورت استراتژیک برای حفظ امنیت روانی و انسجام ملی است.

سخن پایانی

اگر مقاومت را سپر دفاعی ملت بدانیم، امید را قلب تپنده این سپر خواهیم دانست. ما برای رسیدن به مقصد، نیازمند نگاهی است که هم واقع‌بین باشد و هم امیدوار. هنر و فرهنگ باید این پل میان «واقعیتِ سخت» و «امیدِ برحق» را بسازند تا قدرت ملی ما، نه تنها در ابزار‌های مادی، بلکه در روح و روانِ ملت، تجلی یابد.

انتهای پیام/ ۱۳۴

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار