«هتل گمو»

«هتل گمو» داستان جنگ را از زاویه‌ی زندگی، عشق، خاطره و بحران‌های درونی انسان‌ها روایت می‌کند.
کد خبر: ۸۶۳۸۸۰
تاریخ انتشار: ۳۱ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۳:۴۴ - 22September 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، کتاب «هتل گمو» اثر شهریار عباسی رمانی درباره‌ی جنگ، خاطره، عشق و آدم‌هایی است که زندگی‌شان در سایه‌ی جنگ ایران و عراق مسیر دیگری پیدا می‌کند. این رمان اجتماعی با تکیه بر تجربه‌های نویسنده از حضور در جبهه‌های جنگ عراق با ایران، ت«هتل گمو»صویری انسانی و متفاوت از فضای جنگ ارائه می‌دهد؛ تصویری که در آن، زندگی و احساسات آدم‌ها در کنار خشونت و اضطراب جریان دارد.

کتاب

کتاب حاضر یک رمان جنگی و از آثار ادبیات دفاع مقدس است. اما نگاه عباسی به جنگ با روایت‌های کلیشه‌ای فاصله دارد. جنگ در این رمان فقط میدان نبرد و درگیری نظامی نیست؛ آدم‌ها در همان شرایط عاشق می‌شوند و با ترس‌ها و بحران‌های شخصی خود مواجه می‌شوند. این نگاه انسانی، در کنار روایت واقع‌گرایانه‌ی نویسنده، از ویژگی‌های متمایزکننده‌ی این رمان به حساب می‌آید.

بخشی از متن کتاب

شنیده بودم اینجا سد بوکان است، ولی نمی‌دانستم اینقدر به سد و رودخانه‌اش نزدیک هستیم. چکمه می‌پوشیم و بیرون می‌رویم. فاصله‌ی چادرِ ما تا رودخانه صد قدم است. هوا مثلِ روز روشن است. احساس می‌کنم آمده‌ایم اردوی تفریحی و برای اولین بار از دیروز تا حالا، احساسِ راحتی می‌کنم. سرِ راه، بچه‌های واحد را می‌بینیم که هر کدام چند ماهی توی ظرفی انداخته‌اند و می‌آیند. یکی هم اورکتش را درآورده و تویش ماهی ریخته است. نورایی راست می‌گفت. رودخانه آب ندارد و شن‌های کفش پیداست. نیرو‌های لشکر ریخته‌اند داخلِ بسترِ رودخانه و ماهی‌هایی را که روی شن‌ها بالا و پایین می‌پرند، می‌گیرند. اینجا قیامتی است.

چنان هلهله‌ای به پا شده که یادِ جشنِ عروسی می‌افتم. کفِ رودخانه پر از قزل‌آلاست. هر کس هرقدر بخواهد، می‌تواند بردارد. مردی که می‌خورد چهل ساله باشد، وسطِ رودخانه ایستاده، پاهایش را از هم باز کرده و ماهی‌ها را روی هوا می‌گیرد. ریش‌های بلند جوگندمی‌اش آب‌چکان است. چنان فرز است که باورم نمی‌شود.

سخت است جوان‌های لاغری را که لباس‌های خاکی‌رنگ می‌پوشیدند و ریش‌های تُنک و نرم داشتند و مثل کبک جابه‌جا می‌شدند، با این شکم‌های گنده و ریش‌های سفید و زِبر ببینی و باور کنی همان آدم‌ها هستند. آدم فکر می‌کند اینها کاریکاتور خودشان هستند. شاید اگر کسی بیست سال پیش کاریکاتور مرا می‌کشید، از اینکه هستم خنده‌دارتر از آب در نمی‌آمد.

راست است وقتی سن بالا می‌رود، مو‌هایی که دلت نمی‌خواهد در بیاید مثلِ قارچ سبز می‌شود و مو‌های جایی که دلت نمی‌خواهد بریزد، چنان می‌ریزد که وقتی به خودت می‌آیی، جایش مثلِ کویر صاف و براق است.

کتاب «هتل گمو» به قلم «شهریار عباسی» در ۲۰۴ صفحه به نگارش درآمده و توسط نشر مرکز منتشر شده است.

انتهای پیام/ 161

نظر شما
captcha
پربیننده ها