«دیار مادری»؛ قصهای که قزوین را به قاب تلویزیون آورد
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، قزوین فقط یک جغرافیا برای ساخت یک سریال تلویزیونی نیست؛ شهری است که بخش مهمی از تاریخ، فرهنگ و هنر ایران را در خود جای داده است. از عبید زاکانی و علیاکبر دهخدا در عرصه ادبیات تا میرعماد حسنی قزوینی و عمادالکتاب در خوشنویسی، از عارف قزوینی در شعر و موسیقی تا محمد قزوینی در پژوهش و تصحیح متون کلاسیک، نام قزوین با بخش مهمی از میراث فرهنگی ایران گره خورده است. در تاریخ معاصر نیز چهرههایی همچون شهید محمدعلی رجایی، شهید سیدعلیاکبر ابوترابیفرد و شهید عباس بابایی، بخشی از هویت تاریخی و ملی این دیار را شکل دادهاند.

با چنین پیشینهای، طبیعی است که قزوین ظرفیت زیادی برای دیدهشدن در رسانه داشته باشد؛ ظرفیتی که فقط به بناهای تاریخی و جاذبههای گردشگری محدود نمیشود و ادبیات، هنر، موسیقی، فرهنگ عامه و شخصیتهای تأثیرگذار این سرزمین را نیز دربرمیگیرد. از این منظر، تولید یک مجموعه تلویزیونی در قزوین میتواند فرصتی برای نزدیکتر شدن مخاطب سراسر کشور با بخشی از این هویت باشد.
«دیار مادری» به کارگردانی حسین تبریزی، در همین جغرافیا شکل گرفته است. سریالی خانوادگی که قصه خود را در فضای روستایی و اجتماعی قزوین دنبال میکند و تلاش دارد زندگی خانوادهای را در مواجهه با مسائل مختلف به تصویر بکشد. نقطه اهمیت این مجموعه، بیش از آنکه صرفاً در داستان آن باشد، به استفاده از فضای واقعی قزوین و عناصر بومی در شکلگیری روایت بازمیگردد.
یکی از این عناصر، **لهجه قزوینی** است. لهجه هر منطقه بخشی از هویت فرهنگی آن محسوب میشود و استفاده طبیعی از آن در یک اثر نمایشی میتواند به باورپذیری شخصیتها و فضای داستان کمک کند. حضور لهجه قزوینی در «دیار مادری» از این جهت اهمیت دارد که بخشی از فرهنگ گفتاری این استان را به مخاطبانی خارج از قزوین معرفی میکند.
سریال در کنار فضای بومی، سراغ مسائل ملموس زندگی خانوادگی نیز میرود؛ از مشکلات مالی و بدهی و ضمانت گرفته تا تصادف، از دست دادن شغل، سالمندی و تنهایی. ماجراهایی که قرار نیست صرفاً بهانهای برای پیشبرد قصه باشند، بلکه بخشی از همان مسائلی هستند که خانوادههای واقعی ممکن است با آنها مواجه شوند.
در این میان، برخی خطوط داستانی مانند شغل پروین در معرفی بناهای تاریخی قزوین به گردشگران، میتواند پیوند دیگری میان قصه و ظرفیتهای استان ایجاد کند. همچنین پرداختن به موضوع مهاجرت معکوس و بازگشت به روستا، فرصتی برای طرح دوباره مفهوم تعلق به زادگاه و ریشههای خانوادگی است.
اما شاید «دیار مادری» را بتوان از زاویهای بزرگتر دید. تولید آثاری که خارج از پایتخت و در بستر فرهنگی استانها شکل میگیرند، میتواند به تلویزیون کمک کند تصویری متنوعتر از ایران ارائه دهد. ایران فقط تهران و چند شهر بزرگ نیست؛ هر استان، گویش، لهجه، تاریخ، شخصیتها و سبک زندگی خاص خود را دارد و قاب تلویزیون میتواند این تنوع را به مخاطب نشان دهد.
قزوین نیز با پشتوانه تاریخی و فرهنگی خود، ظرفیت بیشتری برای حضور در روایتهای تصویری دارد. استانی که زادگاه یا خاستگاه چهرههای بزرگی در ادبیات، هنر، موسیقی و تاریخ معاصر بوده است و هنوز بخش قابل توجهی از این سرمایه فرهنگی میتواند در تولیدات رسانهای بازتاب پیدا کند.
«دیار مادری» از این منظر میتواند فراتر از یک سریال خانوادگی دیده شود؛ تجربهای برای پیوند دادن یک قصه تلویزیونی با هویت یک منطقه. هرچه این پیوند طبیعیتر و دور از نگاه تزئینی باشد، امکان آن بیشتر است که مخاطب هم با داستان ارتباط برقرار کند و هم با قزوینی آشنا شود که در حافظه تاریخی ایران، سهمی فراتر از یک نام روی نقشه دارد.
در شکلگیری این فضای بومی، عوامل «دیار مادری» نیز نقش مهمی داشتهاند؛ حسین تبریزی در مقام کارگردان، در کنار بازیگرانی همچون زیبا بروفه، سیاوش طهمورث، امیر کاظمی، اتابک نادری، نگین معتضدی و دیگر بازیگران مجموعه، توانستهاند در کنار روایت یک قصه خانوادگی، بخشی از بافت اجتماعی و فرهنگی قزوین را نیز به تصویر بکشند.
استفاده از فضای واقعی منطقه، لهجه قزوینی و نشانههای فرهنگی و اجتماعی این دیار باعث شده است قزوین صرفاً محل وقوع داستان نباشد و به عنصری مؤثر در شکلگیری فضای سریال تبدیل شود؛ ظرفیتی که میتواند به شناساندن بخشی از هویت فرهنگی و هنری این استان در قاب رسانه ملی کمک کند.
انتهای پیام/ 121
