از دستان خالی تا بازدارندگی؛ میراث دفاع مقدس برای قدرت دفاعی ایران
گروه سیاسی دفاعپرس: آغاز جنگ تحمیلی در سال ۱۳۵۹، جمهوری اسلامی ایران را در شرایطی قرار داد که هنوز ساختارهای سیاسی، اقتصادی و دفاعی کشور در حال بازسازی پس از انقلاب بودند. ارتش با تغییرات گسترده سازمانی مواجه شده بود، تحریمهای تسلیحاتی دسترسی ایران به بسیاری از تجهیزات و قطعات را محدود کرده بود و کشور برای تأمین نیازهای دفاعی خود با مشکلات جدی روبهرو بود. در چنین شرایطی، حمله عراق صرفاً یک تهدید نظامی نبود؛ آزمونی برای توانایی یک نظام سیاسی تازهتأسیس در دفاع از تمامیت ارضی و استقلال خود بود.

آیتالله سیدمجتبی حسینی خامنهای در پیام ششم مهرماه ۱۴۰۵، دقیقاً بر همین نقطه دست میگذارند. ایشان با مقایسه وضعیت ایران در ابتدای جنگ با شرایط امروز، مینویسند آن روزها کشور برای دفاع از خود در برابر تهدیدات، «دستانی خالی» را از نظام پیشین به ارث برده بود؛ اما امروز، به تعبیر ایشان، وضعیت به جایی رسیده که سلطهگران متجاوز در برابر حملات رزمندگان اسلام به دنبال جانپناه و پایان جنگ هستند.
فارغ از ارزیابیهای سیاسی درباره این توصیف، نکته مهمی که از این مقایسه تاریخی به دست میآید، تغییر بنیادین در رویکرد ایران به مسئله توان دفاعی است. تجربه جنگ به کشور نشان داد که اتکا به منابع خارجی برای تأمین امنیت، در شرایط بحرانی میتواند آسیبپذیری ایجاد کند. از همینجا، توسعه ظرفیتهای داخلی دفاعی به یک ضرورت راهبردی تبدیل شد.
جنگ هشتساله در این زمینه یک مدرسه عملیاتی بزرگ بود. نیروهای ایرانی در طول جنگ با انواع مختلفی از تهدیدات مواجه شدند؛ از حملات زمینی و هوایی گرفته تا حملات موشکی به شهرها و جنگ نفتکشها. هر یک از این تجربهها، نیاز تازهای را در حوزه دفاعی آشکار میکرد. در نتیجه، به تدریج مجموعهای از دانش، تجربه، نیروی انسانی و زیرساختهای صنعتی در کشور شکل گرفت که بعدها زمینه توسعه صنایع دفاعی را فراهم کرد.
این تحول در حوزه موشکی اهمیت ویژهای داشت. ایران در سالهای جنگ با تهدید موشکی عراق و حملات به شهرها مواجه شد و محدودیت در پاسخ متقابل، ضرورت ایجاد توان بومی را برجسته کرد. توسعه برنامه موشکی پس از جنگ، در همین بستر قابل مطالعه است. بعدها، توسعه پهپادها، سامانههای پدافندی، شناورهای نظامی و دیگر حوزههای دفاعی نیز به بخشی از همین روند تبدیل شد.
البته تبدیل تجربه جنگ به توان دفاعی، یک فرآیند یکشبه نبود. آنچه امروز به عنوان صنایع دفاعی و ظرفیت بازدارندگی ایران شناخته میشود، حاصل چند دهه سرمایهگذاری، تربیت نیروی متخصص، انتقال و بومیسازی دانش، آزمون و خطا و انباشت تجربه است. به همین دلیل، دفاع مقدس را میتوان نقطه آغاز یک فرآیند بلندمدت دانست، نه اینکه تمام دستاوردهای دفاعی امروز را مستقیماً محصول دوران جنگ تلقی کنیم.
نکته دیگر، تغییر مفهوم «بازدارندگی» در تجربه ایران است. بازدارندگی صرفاً به معنای داشتن سلاح نیست؛ بلکه زمانی شکل میگیرد که طرف مقابل احتمال دهد هزینه اقدام نظامی علیه یک کشور بالا خواهد بود. از این منظر، توسعه توان موشکی، پهپادی، پدافندی و دریایی ایران را میتوان در چارچوب تلاش برای افزایش هزینه هرگونه اقدام نظامی علیه کشور تحلیل کرد.
پیام اخیر آیتالله سیدمجتبی خامنهای نیز قدرت دفاعی را صرفاً در تجهیزات خلاصه نمیکند. در بخشهای مختلف پیام، از حضور مردم، مشارکت اقشار گوناگون جامعه و نقش زنان سخن گفته شده است. این نگاه، مؤلفه انسانی را در کنار توان نظامی قرار میدهد و نشان میدهد که در روایت رسمی جمهوری اسلامی، دفاع ملی ترکیبی از توان سخت و پشتوانه اجتماعی است.
از این منظر، یکی از مهمترین درسهای دفاع مقدس را میتوان در مفهوم «خوداتکایی» جستوجو کرد. کشوری که در ابتدای جنگ برای تأمین بسیاری از نیازهای دفاعی خود به خارج وابسته بود، در دهههای بعد تلاش کرد زنجیرههای بیشتری از طراحی، تولید و پشتیبانی تجهیزات نظامی را در داخل ایجاد کند. این تغییر، صرفاً یک تصمیم صنعتی نبود؛ بلکه پاسخی به تجربه تحریم و محدودیت دسترسی به بازارهای تسلیحاتی بینالمللی نیز محسوب میشد.
در عین حال، ارزیابی دقیق این مسیر نیازمند تفکیک میان ادعاهای رسمی و دادههای قابل اندازهگیری است. درباره میزان دقیق توانمندیهای دفاعی ایران، سطح آمادگی عملیاتی و تأثیر واقعی هر یک از سامانههای نظامی، روایتهای متفاوتی از سوی ایران، کشورهای غربی و نهادهای پژوهشی منتشر شده است. بنابراین، تحلیل علمی بازدارندگی ایران باید علاوه بر روایتهای رسمی، بر دادههای نظامی، روند توسعه تسلیحات، تجربه عملیاتها و رفتار طرفهای مقابل نیز تکیه کند.
با این حال، یک واقعیت تاریخی قابل انکار نیست: دفاع مقدس نقطه عطفی در شکلگیری رویکرد ایران به امنیت و دفاع بود. ایران جنگ را در شرایطی آغاز کرد که با محدودیتهای گسترده مواجه بود و آن را در شرایطی به پایان رساند که تجربهای کمسابقه از جنگ زمینی، هوایی، دریایی، موشکی و دفاع مردمی در اختیار داشت. همین تجربه بعدها در شکلگیری ساختارهای دفاعی و راهبردی جمهوری اسلامی مورد استفاده قرار گرفت.
به همین دلیل، وقتی در پیام هفته دفاع مقدس از «دستان خالی» آغاز جنگ و ظرفیتهای امروز سخن گفته میشود، میتوان این مقایسه را فراتر از یک مقایسه نظامی دید. مسئله اصلی، تغییر یک الگوی امنیتی است: از اتکا به تجهیزات وارداتی و منابع خارجی، به تلاش برای ایجاد ظرفیتهای داخلی و افزایش توان پاسخگویی مستقل.
میراث دفاع مقدس در این معنا، تنها خاطره عملیاتها، شهدا و رزمندگان نیست؛ بخشی از این میراث، تجربهای نهادی و راهبردی است که به ایران آموخت امنیت بدون توان دفاع از خود پایدار نمیماند. جنگ هزینههای سنگینی بر کشور تحمیل کرد، اما همزمان ضرورت ایجاد ظرفیتهایی را آشکار کرد که در دهههای بعد توسعه یافتند.
از «دستان خالی» ابتدای جنگ تا مفهوم بازدارندگی امروز، بنابراین باید یک مسیر چنددههای را دید؛ مسیری که از دل نیازهای فوری جنگ آغاز شد و به تدریج به توسعه صنایع دفاعی، تربیت نیروی انسانی متخصص و شکلگیری ظرفیتهای بومی انجامید. اگر دفاع مقدس نقطه آغاز این مسیر بود، بازدارندگی امروز را باید حاصل انباشت تجربه چهار دههای دانست؛ تجربهای که همچنان یکی از مهمترین مؤلفههای محاسبات امنیتی ایران و رقبای آن در منطقه است.
انتهای پیام/381
