«آرش»؛ روایتی موفق از شاهنامه روی صحنه تئاتر
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، تئاتر-ارکسترال «آرش» به کارگردانی علی سرابی و نویسندگی امید سهرابی، در چهلوپنجمین شب اجرا با استقبال مخاطبان همراه شد؛ نمایشی که با تلفیق بازیگری، موسیقی زنده ارکسترال و فناوریهای بصری، تلاش میکند روایتی تازه از اسطوره آرش کمانگیر پیش روی تماشاگر امروز قرار دهد.

شاهنامه فردوسی ظرفیت بازخوانیهای بیشماری دارد؛ اما اقتباس از اسطورههای شناختهشده، خطر تکرار روایتهای آشنا را نیز به همراه دارد. تئاتر-ارکسترال «آرش» با تهیهکنندگی علی محتشم، میکوشد از بازگویی صرف داستان عبور کند و با بهرهگیری از ظرفیتهای اجرایی تئاتر، تجربهای تازه از این اسطوره ایرانی خلق کند.
اجرای نمایش در رویال هال اسپیناس پالاس، فضایی گسترده در اختیار گروه قرار داده است؛ فضایی که هماهنگی بازیگران، دکور، موسیقی و عناصر بصری را به یکی از چالشهای اصلی اجرا تبدیل میکند. امتداد فضای نمایش به میان تماشاگران نیز مرز متعارف صحنه و سالن را گسترش داده و امکان ارتباط متفاوتی با مخاطب فراهم میآورد.
در چنین اجرایی، وسعت صحنه و تعداد بازیگران بهتنهایی معیار موفقیت نیست؛ بلکه چگونگی استفاده از این امکانات برای پیشبرد روایت اهمیت دارد. کارگردانی علی سرابی در بخشهایی از نمایش تلاش میکند عناصر متعدد اجرا را در خدمت جهان داستان قرار دهد.
استفاده از راویان درون نمایش، یکی از تمهیدهای قابلتوجه «آرش» است. با توجه به زمان اجرای حدود ۱۵۰ دقیقهای اثر، تغییر شیوه روایت میتواند به حفظ تمرکز مخاطب کمک کند. حضور راویان فرصتی برای فاصلهگرفتن از خط اصلی وقایع و بازگشت دوباره به جهان داستان فراهم میآورد؛ نوعی تنفس روایی که در صورت هماهنگی با صحنههای اصلی، به تنظیم ضرباهنگ اجرا کمک میکند.
این شیوه همچنین میتواند نگاه مخاطب را از بازگویی یک داستان کهن به تأمل درباره معنای آن در زمانه امروز هدایت کند؛ هرچند ریتم بخشهای روایی در برخی لحظات با نوسان همراه است.
حضور بازیگرانی چون سجاد بابایی، امین بانی، مارال بنیآدم، مهدی پاکدل، شیدا خلیق، کیوان ساکتاف، علی شادمان، طناز طباطبایی و نوید محمدزاده، ترکیبی متنوع از چهرههای شناختهشده را در این اجرا شکل داده است.
با این حال، در نمایشی با چنین ابعادی، اهمیت بازیگری تنها به نقشهای اصلی محدود نمیشود. بازیگران گروهی نیز در ساخت فضای تاریخی، شکلگیری تصویر صحنه و ایجاد حس جمعی نقش دارند. هماهنگی این مجموعه و قرارگرفتن بازیگران در خدمت جهان اثر، یکی از معیارهای مهم ارزیابی چنین اجرایی است.
طراحی بصری دیجیتال و استفاده از ویدئو مپینگ، از دیگر ویژگیهای «آرش» است. ترکیب تصویرپردازی دیجیتال با بازی زنده، موسیقی و طراحی صحنه، تجربهای چندرسانهای ایجاد میکند که میتوان آن را از منظر تئاتر بینارسانهای بررسی کرد.
با این حال، فناوری زمانی در خدمت تئاتر قرار میگیرد که فراتر از جلوههای تزئینی عمل کند و به ساخت فضای داستانی و انتقال مفاهیم کمک برساند. ایجاد تعادل میان امکانات فنی، بازیگری و روایت، در چنین اجرایی اهمیتی اساسی دارد.
موسیقی نمایش را فردین خلعتبری ساخته است و ارکستر به رهبری بهنام ابوالقاسم، تمام قطعات را بهصورت زنده اجرا میکند. موسیقی در این تجربه تنها نقش همراهیکننده ندارد، بلکه در کنار حرکت بازیگران و تصاویر صحنه، به شکلگیری فضای اسطورهای و انتقال بار عاطفی لحظات کمک میکند.
ترکیب موسیقی ارکسترال، بازی زنده و طراحی بصری دیجیتال، «آرش» را به اجرایی چندوجهی تبدیل کرده است؛ تجربهای که میکوشد مفاهیمی همچون هویت، جسارت، عشق و انتخاب را در قالب روایت آرش کمانگیر بازتاب دهد.
اهمیت «آرش» را نمیتوان تنها در وسعت صحنه، شمار بازیگران یا بهرهگیری از فناوری خلاصه کرد. مسئله اصلی، بازگرداندن یک روایت کهن به تجربه زیسته مخاطب امروز است. اسطوره زمانی زنده میماند که از سطح داستانی آشنا فراتر برود و پرسشهای تازهای پیش روی تماشاگر بگذارد.
این نمایش با تلفیق بازیگری، موسیقی زنده ارکسترال و امکانات بصری، در پی ایجاد چنین مواجههای است. هرچند اجرا با چالشهایی در تنظیم ریتم روبهروست، تلاش برای بهکارگیری ظرفیتهای مختلف هنرهای نمایشی در بازخوانی یک اسطوره ایرانی، «آرش» را به تجربهای قابلتأمل در اجرای بزرگ تئاتر ایران تبدیل کرده است.
انتهای پیام/ 121
