اندیشکده شورای روابط خارجی بررسی کرد؛

تشدید نارضایتی داخلی و ظهور موج آبی در آستانه انتخابات میاندوره‌ای

نه ماه از آغاز جنگ منطقه‌ای ایران، دونالد ترامپ با یک انتخاب سرنوشت‌ساز روبروست: تشدید درگیری با ایران، یافتن راهی برای همزیستی یا حفظ وضعیت موجود.
کد خبر: ۸۷۲۸۷۴
تاریخ انتشار: ۰۸ آبان ۱۴۰۵ - ۰۷:۰۰ - 30October 2026

گروه بین‌الملل دفاع‌پرس: تحولات اخیر در جریان جنگ منطقه‌ای ایران، چشم‌انداز آینده تقابل میان تهران و واشنگتن را با ابهامات فزاینده‌ای روبه‌رو کرده است. در حالی که دولت دونالد ترامپ از یک‌سو بر دستیابی به اهداف خود در این جنگ تأکید دارد و از سوی دیگر با پیامد‌های اقتصادی و سیاسی تداوم درگیری‌ها مواجه است، افزایش حضور نظامی آمریکا در غرب آسیا و تداوم فشار‌های اقتصادی علیه ایران، احتمال تشدید مجدد تنش‌ها را مطرح کرده است. هم‌زمان، افزایش قیمت انرژی، نگرانی از گسترش دامنه درگیری به سایر کشور‌های منطقه و تأثیر جنگ بر اقتصاد جهانی، تصمیم‌گیری کاخ سفید را با پیچیدگی‌های بیشتری همراه ساخته است.

دونالد ترامپ

در این میان، انتخابات میان‌دوره‌ای کنگره آمریکا و نگرانی جمهوری‌خواهان از پیامد‌های سیاسی جنگ، می‌تواند بر محاسبات نظامی و دیپلماتیک ترامپ تأثیرگذار باشد. با این حال، ازسرگیری حملات نظامی، ادامه مذاکرات یا حفظ وضعیت موجود، هر یک با فرصت‌ها و مخاطرات راهبردی خاص خود همراه است و هیچ‌کدام تضمینی برای تحقق اهداف واشنگتن فراهم نمی‌کند.

در همین چارچوب، اندیشکده آمریکایی «شورای روابط خارجی» در تحلیلی به بررسی گزینه‌های پیش روی دولت ترامپ در قبال ایران، محدودیت‌های راهبردی آمریکا و پیامد‌های احتمالی تشدید تنش‌ها پس از انتخابات میان‌دوره‌ای پرداخته است.

متن کامل این تحلیل به شرح زیر است:

دونالد ترامپ رئیس جمهور آمریکا چندین هفته است که به پیروزی آمریکا در جنگ منطقه‌ای ایران اشاره می‌کند. در اوایل همین ماه، وی اظهار داشت که آمریکا درست پس از انتخابات یا شاید پیش از انتخابات در جنگ منطقه‌ای ایران پیروز خواهد شد. هنگامی که مجله «آتلانتیک» گزارش داد که وی حمله به ایران پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای را مد نظر دارد، ترامپ اعلام کرد: ما پیش از انتخابات میان‌دوره‌ای که قرار است در تاریخ ۳ نوامبر در آمریکا برگزار شود، به ایران حمله نخواهیم کرد.

در همین حال، پنتاگون به تقویت نیرو‌های خود در غرب آسیا ادامه می‌دهد. تا پایان هفته آینده، سه گروه از یازده گروه ناو هواپیمابر آمریکا در منطقه حضور خواهند داشت. پنتاگون همچنین به سنتکام دستور داده است تا تدارکات لازم برای از سرگیری عملیات‌های رزمی گسترده علیه ایران را تکمیل کند. علاوه بر این، «بنیامین نتانیاهو» نخست‌وزیر اسرائیل، روز چهارشنبه اظهار داشت که ترامپ به او گفته است آمریکا آماده است که کار را در ایران تمام کند.

اعلام ترامپ مبنی بر اینکه آمریکا پیش از سوم نوامبر به ایران حمله نخواهد کرد، یک مشکل سیاسی را برای حزب جمهوری‌خواه حل کرد. جنگ منطقه‌ای ایران در میان افکار عمومی آمریکا به‌شدت نامحبوب است، به‌طوری که تنها یک‌سوم آمریکایی‌ها از آن حمایت می‌کنند. درگیری‌ها موجب جهش قیمت بنزین و گازوئیل شده و بسیاری از آمریکایی‌ها را به این پرسش واداشته است که چرا ترامپ برای رسیدگی به بحران هزینه‌های زندگی در آمریکا، اقدامات بیشتری انجام نمی‌دهد. از سرگیری جنگ منطقه‌ای ایران، درست در زمانی که رأی‌دهندگان به پای صندوق‌های رأی می‌روند، فشار‌های سیاسی موجود بر نامزد‌های جمهوری‌خواه کنگره را تشدید کرده و احتمال وقوع یک «موج آبی» (پیروزی گسترده دموکرات‌ها) را در روز انتخابات افزایش می‌دهد.

پس از سوم نوامبر، محدودیت‌های سیاسی پیشِ روی ترامپ کاهش خواهد یافت. با این حال، چالش راهبردی او همچنان به قوت خود باقی است: آیا مجموعه‌ای از گزینه‌های نظامی و اقتصادی وجود دارد که او بتواند به کار گیرد و پیروزیِ وعده‌داده‌شده را با هزینه‌ای که برای افکار عمومی آمریکا قابل‌قبول باشد، محقق سازد؟ ارتش آمریکا در مرحله آغازین «عملیات خشم حماسی»، اگرچه موفق شد که آسیب‌هایی به زیرساخت‌های نظامی و اقتصادی ایران وارد کند، با این حال آمریکا نتوانسته است این موفقیت‌ها را به یک پیروزی واقعی و بادوام تبدیل کند. در عوض، وضعیت به بن‌بستی تبدیل شده است که در آن هر یک از طرفین منتظر است تا طرف مقابل کوتاه بیاید.

پیامد‌های این وضعیت برای آمریکا بسیار وحشتناک است. از سرگیری درگیری‌ها می‌تواند بن‌بست کنونی را عمیق‌تر کند، قیمت انرژی را به شدت بالا ببرد و اقتصاد جهانی را دچار آشفتگی و سقوط کند. اما حفظ وضع موجود یا دستیابی به یک راه‌حل دیپلماتیک قابل‌قبول نیز ممکن است به همان اندازه چالش‌برانگیز باشد.

ترامپ سه گزینه اساسی در برابر ایران دارد: تشدید تنش، مذاکره یا صبر کردن.  

اول، او می‌تواند به ارتش آمریکا دستور دهد تا حملات خود را به ایران تجدید کند و فشار اقتصادی بر این کشور را افزایش دهد. هدف این تشدید تنش می‌تواند دستیابی به فروپاشی حکومت یا وادار کردن آن به پذیرش شرایط آمریکا برای توافق صلح باشد.

دوم، ترامپ می‌تواند تلاش‌های خود برای مذاکره را دوچندان کند، در چنین وضعیتی محتمل است که ترامپ از تهدید حملات مجدد نظامی آمریکا به عنوان اهرمی برای امتیازگیری از ایران استفاده کند.

سوم، ترامپ می‌تواند وضعیت موجود را حفظ کند به این امید که به مرور زمان، ایران تسلیم خواسته‌های آمریکا شود.

هر سه گزینه دارای جنبه‌های منفی قابل توجهی و احتمال موفقیت اندکی هستند. سیاست احتمالی ترامپ برای تشدید تنش و از سرگیری حملات نظامی دو سوال را به ذهن متبادر می‌کند. سوال اول اینکه چرا تصور می‌شود دور دیگری از حملات با موفقیت همراه خواهد بود در حالی که عملیات خشم حماسی نتوانست حکومت ایران را سرنگون یا آن را مجبور به تسلیم کند؟

دوم، آیا آمریکا می‌تواند از حمله ایران به همسایگان خلیج فارس، به ویژه زیرساخت‌های انرژی آنها جلوگیری کند؟ خطری که ترامپ با آن مواجه است این است که هرگونه اختلال در تولید نفت و گاز در خلیج فارس به علت حملات تلافی‌جویانه ایران باعث افزایش قیمت انرژی و به طور بالقوه ایجاد رکود جهانی می‌شود. درخواست‌ها برای افزایش فشار اقتصادی بر تهران با تحریم چین به دلیل ادامه ارتباط اقتصادی با ایران نیز خطری مشابه دارد.  

«اسکات بسنت» وزیر خزانه داری آمریکا در مردادماه تاکید کرد که هدف قرار دادن شرکت‌های تجاری چینی می‌تواند سیستم مالی جهانی را منفجر کند. چین می‌تواند با قطع دسترسی آمریکا به مواد معدنی حیاتی ضروری برای اقتصاد این کشور، تلافی کند. ایران نیز هیچ علاقه‌ای به مذاکره در مورد شرایطی که برای آمریکا قابل قبول باشد نشان نداده است.

اگرچه عملیات آمریکا علیه ایران موسوم به «عملیات طرد اقتصادی»، فشار بر اقتصاد ایران را تشدید کرده است، اما هیچ نشانه‌ای وجود ندارد که این فشارها مردم ایران را برای اعتراض به دولت و حاکمیت این کشور تحریک کند. همچنین تلاش‌های آمریکا برای آزادسازی تنگه هرمز موفق نبوده و منجر به کاهش قیمت جهانی انرژی نشده است.

سوال مهمی که برای فهم راهبرد آتی واشنگتن در قبال ایران باید پرسیده شود این است که آیا آمریکا می‌تواند با ایران همزیستی کند؟ اگر ایران یک تهدید وجودی برای واشنگتن به شمار می‌رود، ترامپ باید مایل باشد که ریسک کرده و بهای گزافی را برای سرنگونی حاکمیت ایران یا وادار کردن آن به پذیرش خواسته‌های آمریکا بپردازد. با این حال، تهدید ایران برای آمریکا به هیچ عنوان تهدیدی وجودی محسوب نمی‌شود، پس آمریکا حاضر نیست هزینه گزافی را برای خلاص شدن از شر ایران بپردازد. در این مرحله، ترامپ باید بفهمد که چگونه می‌تواند آنچه را که نیاز دارد به دست آورده و آنها را مجبور کند که از انسداد تنگه هرمز توسط نیرو‌های مسلح ایران جلوگیری کند.

سوال مهم دیگر این است که آیا آمریکا در صورت از سرگیری جنگ به مجموعه وسیع تری از اهداف حمله خواهد کرد یا خیر. آیا ترامپ با هدف پیروزی در جنگ حمله خواهد کرد یا صرفا هدف وی از جنگ ایجاد یک پروپاگاندای رسانه‌ای برای فریب افکار عمومی و اعلام اتمام جنگ خواهد بود؟ ترامپ باید این نکته را درک کند که ممکن است آغاز جنگ با وی باشد، اما پایان این جنگ زمانی خواهد بود که تهران تصمیم بگیرد.

انتهای پیام/ 999

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار