دفاع مردمپایه؛ شبکهای توانمند در برابر تهدیدات
گروه استانهای دفاعپرس- «زهرا رزقی» کارشناس ارشد روابط بینالملل؛ در جنگهای گذشته، وقتی از «دفاع» حرف میزدیم، بیشتر ذهنمان به سمت ارتش، تجهیزات، مرزها و مراکز فرماندهی میرفت. اما جنگ امروز دیگر فقط در میدان نظامی اتفاق نمیافتد؛ بخشی از آن در ذهن مردم، فضای رسانهای، اقتصاد، شبکههای اجتماعی و حتی در روابط میان خود مردم جریان دارد. از این منظر، یک سؤال مهم مطرح میشود آیا میتوان با ساختارهای متمرکز و از بالا به پایین، با تهدیدهایی مقابله کرد که در همه لایههای جامعه پراکنده شدهاند؟

نظریه سیستمهای پیچیده پاسخ جالبی به این سؤال میدهد هرچه تهدید شبکهایتر شود، دفاع هم باید شبکهایتر شود. جامعه را میتوان مثل یک شبکه بزرگ دید؛ میلیونها انسان، خانواده، مدرسه، مسجد، گروه مردمی و نهاد که به یکدیگر متصلاند. در چنین سیستمی، قدرت فقط در یک مرکز نیست؛ بلکه در تعداد گرهها، توان آنها و کیفیت ارتباطشان با یکدیگر شکل میگیرد. پس دفاع مردمپایه یعنی چه؟ یعنی مردم فقط کسانی نباشند که باید از آنها دفاع کرد؛ خود مردم بخشی از ظرفیت دفاع و مقابله باشند.
این ظرفیت را میتوان در چند سطح دید:
۱. سطح شناخت؛ دفاع از ذهن قبل از میدان: اولین میدان، ذهن مردم است. شایعه، اخبار جعلی، ناامیدی و القای بیفایدگی، میتواند بدون شلیک حتی یک گلوله، بخشی از توان یک جامعه را از بین ببرد. در این سطح، شهروند آگاه فقط خبر دریافت نمیکند؛ خبر را میسنجد، شایعه را بازتولید نمیکند و در برابر عملیات روانی، خودش به یک نقطه تشخیص تبدیل میشود. جامعهای که خوب فکر میکند، سختتر فریب میخورد.
۲. سطح اجتماعی؛ دفاع از پیوندها: یک جامعه متشکل از افراد زیاد، لزوماً یک جامعه قدرتمند نیست. اگر اعتماد از بین برود، اگر مردم از هم جدا شوند و اگر هرکس فقط به خودش فکر کند، شبکه اجتماعی از درون ضعیف میشود. اینجا خانواده، محله، مسجد، مدرسه، گروههای مردمی و شبکههای اجتماعی اهمیت پیدا میکنند. کارکرد آنها فقط فرهنگی یا اجتماعی نیست؛ آنها پیوندهای شبکه را حفظ میکنند. دشمن همیشه لازم نیست گرهها را از بین ببرد؛ گاهی کافی است رابطه میان گرهها را قطع کند.
۳. سطح مهارت و آمادگی؛ مردم توانمند، نه مردم تماشاچی: دفاع مردمپایه بدون مردم توانمند معنا ندارد. جامعه باید برای موقعیتهای مختلف، از مدیریت بحران و امداد گرفته تا سواد رسانهای، مهارتهای لازم را داشته باشد. در سیستمهای پیچیده، هر گره هرچه توانمندتر باشد، کل شبکه ظرفیت بیشتری پیدا میکند. یعنی به جای اینکه در هر بحران منتظر باشیم فقط یک مرکز تصمیم بگیرد، خود جامعه نیز توان واکنش داشته باشد.
۴. سطح اطلاعات و فناوری؛ سرعت همبخشی از قدرت است: در بحران، اطلاعات درست اگر دیر برسد، ممکن است عملاً بیاثر شود؛ بنابراین شبکههای ارتباطی مردمی و استفاده هوشمندانه از فناوری، بخشی از ظرفیت دفاعی جامعه است. جامعهای که بتواند سریع اطلاعات درست را دریافت، پردازش و منتقل کند، در برابر آشفتگی و شایعه آسیبپذیری کمتری دارد.
۵. سطح خدمت و همیاری؛ تبدیل مردم به یک شبکه زنده: گروههای جهادی، شبکههای داوطلبانه و مجموعههای مردمی فقط در زمان بحران به کار نمیآیند. آنها در روزهای عادی هم سرمایه اجتماعی تولید میکنند؛ اعتماد میسازند، مسئله حل میکنند و مردم را به یکدیگر وصل میکنند. در یک سیستم پیچیده، همین پیوندهاست که در لحظه بحران، ظرفیتهای پنهان جامعه را فعال میکند.
۶. سطح تعامل؛ اتصال شبکه مردمی به ساختار رسمی: مردمپایه بودن به معنای حذف نهادهای رسمی نیست؛ برعکس، نقطه قوت زمانی ایجاد میشود که ظرفیت مردمی و ظرفیت حاکمیتی به یکدیگر متصل شوند. فعالیت حلقههای میانی بخشی از همین فرآیند است. ساختار رسمی میتواند امکانات، آموزش و جهتدهی فراهم کند و شبکههای مردمی میتوانند این ظرفیت را در متن جامعه جاری کنند.
در نهایت، تفاوت یک جامعه آماده با یک جامعه منفعل، فقط در میزان امکاناتش نیست؛ در معماری ارتباطاتش است. جامعهای که همه چیز را در چند نقطه متمرکز کرده باشد، با ضربه به همان نقاط آسیبپذیر میشود. اما جامعهای که ظرفیت آگاهی، مهارت، ارتباط، خدمت و واکنش را میان خود مردم توزیع کرده باشد، حتی در شرایط بحران هم میتواند خودش را دوباره سازمان دهد. دفاع مردمپایه یعنی تبدیل جامعه از «مخاطب تهدید» به «بخشی از راهحل». در جنگ پیچیده، قرار نیست فقط از مردم محافظت کنیم؛ باید ظرفیت دفاعی خود مردم را هم بسازیم.
انتهای پیام/
