چگونه اولین امام جمعه تبریز به دست فرقان ترور شد
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، آیتالله «سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی»، اولین امام جمعه تبریز و از شهدای محراب بود که پس از اقامه نماز مغرب و عشاء در مسجد شعبان این شهر، در راه بازگشت به منزل هدف گلوله یکی از اعضای گروهک فرقان قرار گرفت و به شهادت رسید.

از تبریز تا قم و نجف؛ سالهای شکلگیری یک عالم
آیتالله سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی در ۶ جمادیالاول ۱۳۳۱ قمری (۲۴ فروردین ۱۲۹۲ شمسی، برابر با سال ۱۲۹۳ در برخی منابع) در تبریز دیده به جهان گشود. او از سادات حسنی بود که با ۳۳ واسطه به «حسن مثنی» فرزند امام حسن مجتبی (ع) میرسید. پدرش سیدباقر مشهور به میرزا باقر و عمویش میرزا اسدالله، از علمای برجسته تبریز بودند.
سیدمحمد تحصیلات مقدماتی علوم دینی را در مدرسه طالبیه تبریز نزد پدر و عمویش آغاز کرد. در سال ۱۳۵۹ قمری برای ادامه تحصیل به حوزه علمیه قم مهاجرت کرد و ده سال در این شهر ماند. در این مدت از محضر بزرگانی، چون مرعشی نجفی، سید محمد حجت، سید صدرالدین صدر، سیدمحمدرضا گلپایگانی، عبدالنبی عراقی و سید حسین بروجردی بهره برد.

وی در سال ۱۳۶۹ قمری (۱۳۲۹ شمسی) راهی نجف اشرف شد و سه سال در محضر استادانی، چون عبدالحسین رشتی، میرزا باقر زنجانی، سید حسن بجنوردی، سیدمحسن حکیم، سید ابوالقاسم خویی و محمدحسین کاشفالغطاء شاگردی کرد و به درجات عالی فقاهت و اجتهاد رسید. از مراجع بزرگی، چون آیتالله حکیم و آیتالله کاشفالغطاء اجازه اجتهاد گرفت.
آیتالله کاشفالغطاء در یکی از نامههای خود به شاگردش نوشت: «ای سید بزرگوار وای دانشمند والامقام… ما از حالا میبینیم که مردم آذربایجان عموماً و اهالی تبریز خصوصاً از راهنماییهای و ارشادات شما بهرهمند میشوند و چه زود است تأثیر خدمات ارزنده شما در نصرت حق و از بین بردن باطل محسوس و ملموس باشد.»
آیتالله قاضی طباطبایی در سال ۱۳۳۲ شمسی و در ۴۲ سالگی با کولهباری از دانش و معرفت به تبریز بازگشت و ضمن ادامه کارهای تحقیقاتی، قدم در عرصه ارشاد و تبلیغ نهاد. ثمره بیش از ۳۰ سال تلاش علمی او، انتشار دهها کتاب و رساله و مقاله در علوم مختلف اسلامی است.
سالهایی که تبعید و زندان هم او را از میدان بیرون نبرد
بر اساس آنچه در اسناد تاریخی آمده است، مبارزات آیتالله قاضی طباطبایی پیش از انقلاب را میتوان در چند محور اصلی خلاصه کرد.
در جریان طرح لایحه انجمنهای ایالتی و ولایتی که بر اساس آن شرط کتاب آسمانی برای انتخابکنندگان و نامزدها به جای قرآن کافی دانسته شده بود، علمای تبریز اعلامیههایی صادر کردند که آیتالله قاضی از جمله امضاکنندگان آن بود.
در واقعه مدرسه طالبیه تبریز، وقتی مأموران شهربانی خواستند اعلامیه امام خمینی را از دیوار این مدرسه پاره کنند، با مقاومت طلاب مواجه شدند و درگیری به بازار کشیده شد. آیتالله قاضی در واکنش به این حادثه اعلامیهای صادر کرد که فردای آن روز با خط سرخ در تمام شهر منتشر شد.
به دلیل فعالیتهای انقلابی و افشاگری علیه رژیم پهلوی، وی در سال ۱۳۴۷ شمسی ابتدا به مدت شش ماه به شهرستان بافت کرمان و سپس به زنجان تبعید شد. در روایت است که روز سیام آذر ۱۳۴۷ مصادف با عید فطر، آیتالله قاضی در تبریز نماز عید را اقامه کرد و در سخنرانی خود روابط دولت با رژیم صهیونیستی را محکوم کرد؛ غروب همان روز پس از نماز مغرب و عشا در مسجد شعبان، مزدوران ساواک او را دستگیر و به بافت کرمان تبعید کردند.

در بافت کرمان، یکی از مأموران ساواک روزانه برای کنترل حضور وی، به جای وارد شدن از در اتاق، با کفش از پنجره میپرید وسط اتاق. آیتالله قاضی چند بار به او تذکر داد، اما آن مأمور گوشش بدهکار نبود. روزی وقتی آن مزدور با همان رفتار وارد شد، آیتالله فوراً کتاب سنگین «المنجد» را برداشت و محکم بر پسگردن مأمور کوبید و فرمود: «بیادب! مگر نگفتم مؤدب باش…». مأمور مغرور، با ترس از اتاق بیرون رفت.
در سال ۱۳۴۲ شمسی و با آغاز نهضت امام خمینی (ره)، آیتالله قاضی بهعنوان یکی از ارکان مبارزه، رهبری مردم آذربایجان را به عهده گرفت. ساواک در ۱۳ آذرماه ۱۳۴۲ او را دستگیر و به زندان قزلقلعه تهران منتقل کرد و پس از مدتها حصر و تبعید، سرانجام به تبریز بازگشت.
در سال ۱۳۵۲ شمسی در تبریز، برای تقویت حرکتهای ضد رژیم، صندوقی به نام «مجاهدین اسلامی» زیر نظر ایشان تأسیس شد تا از چاپ و نشر اعلامیه، کمک به خانوادههای زندانیان سیاسی و مساعدت به فعالان مبارزه پشتیبانی شود.
قیام مردم قم در ۱۹ دی ۱۳۵۶، موجی را در سراسر کشور پدید آورد. این موج در تبریز با رهبری علمایی، چون آیتالله قاضی طباطبایی انعکاس یافت و خود را در قیام ۲۹ بهمن تبریز نشان داد.
از منبر جمعه تا محراب شهادت
با پیروزی انقلاب اسلامی، در مرداد ماه ۱۳۵۸ طی حکمی از سوی امام خمینی (ره)، آیتالله قاضی طباطبایی بهعنوان نماینده تامالاختیار و امام جمعه تبریز منصوب شد و همه هفته با حضور در مراسم باشکوه نماز جمعه به ایراد خطبه و ارشاد و راهنمایی مردم پرداخت.
وی در راستای ایجاد امنیت و ثبات در تبریز تلاش کرد؛ از جمله در اواخر خرداد ۱۳۵۸ که عدهای از همافران دست به تحصن زدند، با تلاش وی دست از تحصن برداشتند. با تأسیس حزب جمهوری اسلامی نیز با صدور اعلامیههایی مردم را به عضویت در آن تشویق میکرد.

آیتالله قاضی یکی از عالمان روشنبین و ژرفنگر بود که همیشه بر وحدت اسلامی تأکید داشت. وی نقل میکند: «یاد دارم در زمانی که از سوریه برگشته وارد عراق شدم و غروب نزدیک بود… عدهای از جوانان اهل تسنن آمدند و در چند قدمی ایستادند… من هم در موقع سجده پیشانی را بر بالای حصیر گذاشتم و سایر رفقا نیز اغلب از من تبعیت کردند، بعد از فراغت از نماز چند نفر از آنها از حقیقت سجده بر تربت کربلا سؤال کردند، واقع امر را به آنها بیان کردم، بسیار قانع شده و امتنان به جا آوردند و اظهار کردند که به ما جور دیگر تلقین کردهاند.»
با پیروزی انقلاب، بحرانهایی در آذربایجان شرقی ظهور کرد. حزب خلق مسلمان با محوریت آیتالله شریعتمداری در آن فعال بود و تهدیدات تلفنی مکرر علیه آیتالله قاضی، توزیع اعلامیههایی علیه وی و راهاندازی دستههایی که شعار «مرگ بر قاضی» سر میدادند، نگرانیهایی ایجاد کرده بود.
چند روز پیش از شهادت، زنی ناشناس به رئیس کمیته مسجد شعبان تلفنی گفته بود که تا سه روز دیگر قاضی کشته میشود. وقتی این موضوع را به آیتالله رساندند، فرمود: «خداوند حافظ است.» یکی از نزدیکان نیز پیشنهاد تجهیز خودرو به شیشه ضدگلوله را داد، اما ایشان پس از اطلاع از هزینه زیاد آن فرمود: «پول آن را به صندوق مستضعفین واریز کنید.»
هنوز شش ماه از انقلاب نگذشته بود که گروهک فرقان آیتالله مرتضی مطهری را به شهادت رساند. وقتی خبر شهادت استاد مطهری به گوش آیتالله قاضی رسید، بسیار متأثر شد و همواره به اطرافیان خود میفرمود: «کاش بنده هم مثل استاد مطهری روزی به فیض شهادت برسم.»
روز عید قربان، آیتالله قاضی پس از اقامه نماز عید در ورزشگاه تختی تبریز و شرکت در راهپیمایی، به منزل بازگشت. ساعتی بعد با تماس از مسجد شعبان تبریز و اصرار مردم، برای اقامه نماز مغرب و عشاء به مسجد رفت. پس از نماز، هنگام بازگشت به سمت میدان ساعت، در کوچه مسجدیه، ناگهان برق رفت. فردی نزدیک خودرو شد و ادعا کرد میخواهد نامهای به آیتالله بدهد؛ اما بهمحض نزدیک شدن، اسلحه کشید و گلولهای به سر و گلولهای دیگر به کتف ایشان شلیک کرد. آیتالله قاضی طباطبایی در ۱۰ آبان ۱۳۵۸ شمسی مصادف با عید قربان به شهادت رسید.
قاتل که در دانشگاه تبریز درس میخواند، بعداً شناسایی شد و در اعترافاتش گفت در نامهای که به آیتالله داده، نوشته بود که «شما را ترور میکنم». این فرد با تأثیرپذیری از افکار گروه فرقان، حتی در پای دار افتخار میکرد که «خمینی دوم» انقلاب اسلامی را به شهادت رسانده است.

امام خمینی (ره) در پیام تسلیت خود نوشتند:
«بسم الله الرحمن الرحیم / إنا لله وإنا إلیه راجعون
با کمال تأسف ضایعه ناگوار شهادت عالِم مجاهد، حجتالاسلام والمسلمین، آقای حاج سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی — رحمة الله علیه — را به عموم مسلمانان متعهد و علمای اعلام مجاهد و مردم غیور مجاهد آذربایجان و خصوص بازماندگان این شهید سعید تسلیت عرض و از خداوند متعال صبر انقلابی برای مجاهدین راه حق و اسلام خواستارم.
ملت عزیز برومند ایران و آذربایجانیان غیرتمند عزیز باید در این مصیبتهای بزرگ که نشانه شکست حتمی دشمنان اسلام و کشور و عجز و ناتوانی و خودباختگی آنان است، هر چه بیشتر مصمم و در راه هدف اعلی اسلام و قرآن مجید بر مجاهدات خود افزوده و از پای ننشینید…
شهادت در راه خداوند زندگی افتخارآمیز ابدی و چراغ هدایت برای ملتهاست. ملتهای مسلمان باید از فداکاری مجاهدین ما در راه استقلال و آزادی و اهداف مقدسه اسلام بزرگ الگو بگیرند…»
پیکر پاک این شهید، فردای شهادت با تشییع باشکوه مردم مصیبتزده آذربایجان، در آرامگاه خانوادگی واقع در مسجد مقبره بازار تبریز به خاک سپرده شد.
از آیتالله قاضی طباطبایی دهها اثر علمی در علوم مختلف برجای مانده است که از جمله آنها میتوان به «تحقیق درباره اربعین حضرت سیدالشهداء (ع)» — یکی از مشهورترین آثار او که در آن با بیان اقوال مختلف و استنادات فراوان، بازگشت اهل بیت (ع) به کربلا در روز اربعین اثبات میشود — و نیز آثاری، چون الاجتهاد و التقلید، الفوائد، خاندان عبدالوهاب، فی علم الکلام، فصلالخطاب فی تحقیق اهل الکتاب، السعاده فی الاهتمام علی الزیاره، اجوبه الشبهات الواهیه، رساله فی اثبات وجود الامام (ع) فی کل زمان، سفرنامه بافت، المباحث الاصولیه، حاشیه بر رسائل و مکاسب شیخ انصاری، حاشیه بر کفایهالاصول، قضا در اسلام، صدقات امیرالمؤمنین و صدیقه طاهره (ع)، رساله در دلالت آیه تطهیر، رساله در اوقات نماز، رساله در مباهله، رساله فی مساله الترتب، رساله در نماز جمعه و تعلیقات و مقدمههایی بر آثار کاشفالغطاء، علامه طباطبایی و طبرسی اشاره کرد.
آیتالله سیدمحمدعلی قاضی طباطبایی، مجتهدی روشنبین و مبارزی نستوه بود که از سالهای جوانی تا آخرین لحظه حیات، در مسیر احیای دین و مبارزه با ظلم و استکبار گام برداشت. او نخستین شهید محراب انقلاب اسلامی شد و نامش در تاریخ انقلاب برای همیشه جاودان ماند.

از آیتالله قاضی طباطبایی دهها اثر علمی در علوم مختلف برجای مانده است که از جمله آنها میتوان به موارد زیر اشاره کرد:
تحقیق درباره اربعین حضرت سیدالشهداء (ع) — یکی از مشهورترین آثار او؛ در این کتاب با بیان اقوال مختلف و استنادات فراوان، بازگشت اهل بیت (ع) به کربلا در روز اربعین اثبات میشود.
کتاب الاجتهاد و التقلید
کتاب الفوائد
کتاب خاندان عبدالوهاب
کتاب فی علم الکلام
کتاب فصلالخطاب فی تحقیق اهل الکتاب
کتاب السعاده فی الاهتمام علی الزیاره
کتاب اجوبه الشبهات الواهیه
رساله فی اثبات وجود الامام (ع) فی کل زمان
سفرنامه بافت
المباحث الاصولیه
حاشیه بر کتاب رسائل شیخ انصاری
حاشیه بر کتاب مکاسب شیخ انصاری
حاشیه بر کتاب کفایهالاصول آخوند خراسانی
تقریرات اصول آیتالله حجت کوهکمری
کتاب قضا در اسلام
کتاب صدقات امیرالمؤمنین و صدیقه طاهره (ع)
کتاب ذکر حدیقه الصالحین
رساله در دلالت آیه تطهیر بر اهل بیت (ع)
رساله در اوقات نماز
رساله در مباهله
رساله فی مساله الترتب
رساله در نماز جمعه
تعلیقات بر کتاب الفردوس الاعلی تألیف علامه شیخ محمدحسین کاشفالغطاء
تعلیقات بر کتاب انوار نعمانیه تألیف سید نعمتالله جزایری
مقدمه و تعلیق بر تفسیر جوامع الجامع طبرسی
تعلیقات بر کتاب اسلام صراط مستقیم
تعلیقات بر کتاب کنزالعرفان
مقدمه بر کتاب صحائفالابرار کاشفالغطاء
آثار تاریخی آیتالله العظمی حکیم
مقدمه بر تنقیح الاصول مرحوم حاج میرزاآقا
مقدمه بر کتاب مرآت الصلوه
پیشگفتار بر علم امام علامه طباطبایی
مقدمه بر کتاب معجزه و شرایط آن
مقدمه بر کتاب جنةالمأوی اثر کاشفالغطاء
انتهای پیام/ 119
