«علی‌اکبر» برای نجات گردان کمیل به دل آتش زد

شهادت حاجی‌پور در شانزدهم آبان سال ۱۳۶۲، در جریان مرحله سوم عملیات والفجر ۴ و در منطقه دشت قزلچه، ضایعه‌ای سنگین برای نیرو‌های لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) بود.
کد خبر: ۸۷۳۹۶۸
تاریخ انتشار: ۱۶ آبان ۱۴۰۵ - ۰۶:۵۶ - 07November 2026

به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاع‌پرس، شهید «علی‌اکبر حاجی‌پور» در بیست‌ویکم اسفند سال ۱۳۲۹ در شهرستان آذرشهر استان آذربایجان شرقی دیده به جهان گشود. دوران تحصیل را در زادگاهش سپری کرد و پس از پایان تحصیلات متوسطه، در سال ۱۳۵۰ به استخدام ارتش درآمد.

شهید علی‌اکبر حاجی‌پور

او پس از گذراندن دوره‌های آموزشی درجه‌داری، خدمت خود را در لشکر گارد آغاز کرد؛ اما تحولات سیاسی و اجتماعی سال‌های پایانی حکومت پهلوی، مسیر زندگی‌اش را تغییر داد.

با گسترش مبارزات مردمی علیه رژیم پهلوی و افزایش برخورد‌های نظامی با معترضان، حاجی‌پور در آذر سال ۱۳۵۷ تصمیم گرفت از ارتش جدا شود. او با بازخرید خدمت، از موقعیت نظامی خود چشم پوشید و به صفوف مردمی پیوست که خواهان پایان حکومت پهلوی بودند. این تصمیم، آغاز مرحله‌ای تازه در زندگی او بود؛ مرحله‌ای که با پیروزی انقلاب اسلامی و شکل‌گیری نهاد‌های انقلابی، به حضور مستقیم در عرصه دفاع از کشور انجامید.

حاجی‌پور در مرداد سال ۱۳۵۸ به سپاه پاسداران انقلاب اسلامی پیوست و در سپاه تهران، در شمار نیرو‌های گردان ۶ پادگان ولی‌عصر (عج) قرار گرفت. در آن مقطع، بخشی از مناطق غرب کشور با فعالیت گروه‌های ضدانقلاب و درگیری‌های مسلحانه روبه‌رو بود. او همراه دیگر رزمندگان سپاه برای مقابله با این تحرکات راهی کردستان شد و در شرایط دشوار آن روز‌ها به انجام مأموریت پرداخت.

با آغاز تهاجم ارتش عراق به خاک ایران، حاجی‌پور بار دیگر به میدان نبرد رفت؛ این‌بار در جبهه‌های جنوب. او در مناطق عملیاتی خوزستان، به‌ویژه دشت آزادگان و محور سوسنگرد، حضور داشت و در دفاع از مواضع نیرو‌های ایرانی نقش ایفا کرد. تجربه حضور در مناطق مختلف عملیاتی و آشنایی با شرایط میدان، به‌تدریج توانمندی‌های نظامی او را آشکارتر کرد و زمینه حضورش در مسئولیت‌های فرماندهی را فراهم ساخت.

شهید علی‌اکبر حاجی‌پور

فرماندهی گردان عمار

با تشکیل تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) در اسفند سال ۱۳۶۰، حاجی‌پور به این یگان پیوست. احمد متوسلیان، فرمانده وقت تیپ، با توجه به توانایی‌ها و قابلیت‌های او، مسئولیت فرماندهی گردان عمار یاسر را به وی سپرد. این انتصاب، آغاز دوره‌ای تازه در فعالیت‌های رزمی حاجی‌پور بود؛ دوره‌ای که در آن، او در شمار فرماندهانی قرار گرفت که مسئولیت هدایت نیرو‌ها را در عملیات‌های مهم جنگ بر عهده داشتند.

گردان عمار یاسر به فرماندهی حاجی‌پور در عملیات فتح‌المبین و سپس عملیات الی‌بیت‌المقدس حضور یافت. این عملیات‌ها از مراحل مهم جنگ در جبهه جنوب به شمار می‌رفتند و نیرو‌های ایرانی در آنها برای عقب‌راندن ارتش عراق از مناطق اشغالی و آزادسازی سرزمین‌های کشور تلاش می‌کردند.

حاجی‌پور در مرحله دوم عملیات الی‌بیت‌المقدس به‌شدت مجروح شد؛ با این حال، مجروحیت نیز نتوانست او را برای مدت طولانی از میدان دور نگه دارد. در ادامه جنگ، پس از حضور نیرو‌های ایرانی در سوریه و لبنان و انجام مأموریت‌های مرتبط با تجاوز رژیم صهیونیستی به لبنان، حاجی‌پور نیز در شمار فرماندهان اعزامی ایران قرار گرفت.

این نیرو‌ها در قالب قوای محمد رسول‌الله (ص) به منطقه اعزام شدند. حاجی‌پور در کنار احمد متوسلیان، کاظم رستگار، مرتضی سلمان طرقی، قاسم دهقان و شماری دیگر از نیروها، در مأموریت‌های شناسایی مواضع ارتش اسرائیل مشارکت داشت. بنا بر روایت‌های موجود، بخشی از این مأموریت‌ها در مناطق بقاع و جولان انجام شد.

با اسارت احمد متوسلیان و همراهانش در لبنان، حاجی‌پور نیز به ایران بازگشت. او بار دیگر به جبهه‌های جنوب رفت تا در ادامه عملیات‌های جنگی شرکت کند. بازگشت به جبهه برای او به معنای پذیرفتن دوباره مسئولیت در شرایطی دشوار بود؛ مسئولیتی که با حضور در خط مقدم و همراهی با نیرو‌های تحت فرمانش معنا پیدا می‌کرد.

بازگشت به خط بعد از مجروحیت

حاجی‌پور پس از بازگشت از مأموریت سوریه و لبنان، با سمت فرمانده گردان عمار یاسر در مرحله سوم عملیات رمضان حضور یافت. در جریان این عملیات، بار دیگر به‌شدت مجروح شد و به بیمارستان انتقال یافت؛ اما مدت زیادی در بیمارستان نماند. او برخلاف آنچه از یک مجروح جنگی انتظار می‌رفت، بیمارستان را ترک کرد و به خط مقدم بازگشت.

بازگشت حاجی‌پور به جبهه، نشان‌دهنده اصرار او بر ادامه حضور در کنار نیروهایش بود. او پس از بازگشت، مسئولیت فرماندهی یکی از محور‌های عملیاتی تیپ ۲۷ را بر عهده گرفت و به انجام مأموریت پرداخت. تجربه‌های به‌دست‌آمده در عملیات‌های پیشین و شناختی که از شرایط میدان داشت، او را در شمار فرماندهان مورد اعتماد این یگان قرار داده بود.

با ارتقای تیپ ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) به سطح لشکر و پس از عملیات‌های والفجر مقدماتی و والفجر ۱، حاجی‌پور به دستور حاج محمد ابراهیم همت به فرماندهی تیپ یک عمار یاسر منصوب شد. این مسئولیت، جایگاه او را در ساختار فرماندهی لشکر تثبیت کرد و مأموریت‌های سنگین‌تری را پیش رویش قرار داد.

فرماندهی تیپ در آن شرایط، تنها به برنامه‌ریزی و صدور دستور محدود نمی‌شد. فرماندهان باید از وضعیت نیرو‌ها در خطوط درگیری اطلاع دقیق می‌داشتند، به گزارش‌های میدانی واکنش نشان می‌دادند و در لحظات بحرانی، برای جلوگیری از فروپاشی مواضع و حفظ جان رزمندگان تصمیم می‌گرفتند. روایت مربوط به آخرین ساعات زندگی حاجی‌پور نیز تصویری از همین نوع مسئولیت‌پذیری ارائه می‌کند؛ فرماندهی ک ه در شرایط دشوار، حضور خود در میدان را بخشی از وظیفه‌اش می‌دانست.

والفجر ۴ و وضعیت بحرانی گردان کمیل

عملیات والفجر ۴ در منطقه عمومی غرب کشور و در محور‌های کوهستانی آغاز شد. در مرحله سوم این عملیات، درگیری‌ها در ارتفاعات کانی‌مانگا و مناطق پیرامونی شدت گرفت. بنا بر روایت «سعید قاسمی» مسئول وقت واحد اطلاعات و عملیات لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص)، در آن مقطع شرایط خطوط درگیری بسیار پیچیده شده بود و رزمندگان با مقاومت نیرو‌های عراقی و حضور تانک‌های دشمن روبه‌رو بودند.

در جریان این نبردها، نیرو‌های گردان کمیل به فرماندهی «ابراهیم‌علی معصومی» توانستند از ارتفاع ۱۸۶۰ به سمت دشت نالپاریز پیشروی کنند و به مواضع لشکر چهارم ارتش عراق ضربه بزنند. این پیشروی، موقعیت نیرو‌های ایرانی را بهبود بخشید؛ اما ارتش عراق نیز به‌سرعت واکنش نشان داد و با وارد کردن نیرو‌های تازه‌نفس از گارد جمهوری، برای بازپس‌گیری مواضع ازدست‌رفته وارد عمل شد.

پس از شهادت ابراهیم علی معصومی، نیرو‌های گردان کمیل ناچار به عقب‌نشینی از نالپاریز شدند و در ادامه، روی یال ارتفاع ۱۸۶۰ با کماندو‌های گارد جمهوری عراق درگیر شدند. شرایط دشوار بود و حضور فرمانده گردان در کنار نیرو‌ها اهمیت زیادی داشت. در چنین موقعیت‌هایی، شهادت یا دور شدن فرمانده از خط می‌توانست بر روحیه رزمندگان اثر بگذارد و سازمان‌دهی دوباره نیرو‌ها را با دشواری روبه‌رو کند.

در همین شرایط، «سعید خدایی» معاون گردان کمیل، از طریق بی‌سیم وضعیت بحرانی نیرو‌ها را به اکبر حاجی‌پور گزارش کرد. حاجی‌پور که در آن زمان همراه عباس کریمی و سعید قاسمی در ارتفاع ۱۸۶۶ حضور داشت، از خطر پیشروی دشمن و احتمال وارد آمدن تلفات سنگین به نیرو‌های گردان آگاه شد.

او برای بررسی وضعیت و کمک به رزمندگان، با حاج محمد ابراهیم همت تماس گرفت و درباره وخامت شرایط خط توضیح داد. سپس برای رفتن به مواضع گردان کمیل اجازه خواست. بنا بر روایت قاسمی، همت با رفتن او موافقت کرد؛ تصمیمی که در آن شرایط، با توجه به خطر‌های پیش رو و احتمال آسیب دیدن نیرو‌های مستقر در خط، در راستای تلاش برای مهار بحران اتخاذ شد.

آخرین حرکت در دشت قزلچه

پس از دریافت اجازه، حاجی‌پور سوار بر موتورسیکلت تریل هوندا ۲۵۰ خود شد و به سمت مواضع گردان کمیل حرکت کرد. رسیدن او به خط، تأثیر مثبتی بر روحیه رزمندگان داشت. نیرو‌ها با دیدن فرمانده تیپ در کنار خود، توانستند انسجام بیشتری پیدا کنند و به مقابله با حملات دشمن ادامه دهند.

حاجی‌پور برای کاهش فشار نیرو‌های عراقی، با استفاده از چهار قبضه خمپاره‌انداز ۶۰ میلی‌متری، آتش مؤثری در برابر پیشروی دشمن برقرار کرد. این اقدام، بخشی از فشار واردشده بر خط گردان کمیل را کاهش داد و فرصت بیشتری برای مقاومت نیرو‌ها فراهم آورد.

پس از آنکه هدایت اوضاع را به سعید خدایی، معاون گردان، سپرد، حاجی‌پور تصمیم گرفت برای رایزنی با حاج همت به مواضع فرماندهی بازگردد. او بار دیگر سوار موتورسیکلت شد و از دامنه ارتفاع ۱۸۶۰ به سمت دشت قزلچه حرکت کرد؛ دشتی که بنا بر گزارش‌های اطلاعاتی، همچنان به حضور تانک‌های عراقی آلوده بود.

طبق روایت سعید قاسمی، اطلاعات رسیده به واحد اطلاعات و عملیات نشان می‌داد که دشمن علاوه بر تانک‌های مستقر در منطقه، تعدادی تانک دیگر نیز از سمت تنگه روکان وارد دشت قزلچه کرده است. این مسئله خطر عبور از دشت را افزایش می‌داد؛ با این حال، حاجی‌پور در مسیر بازگشت به حرکت ادامه داد.

هنگامی که به خاکریز رسید، ظاهراً قصد داشت با موتورسیکلت از روی آن عبور کند. در همین لحظه، گلوله مستقیم یک تانک دشمن به او اصابت کرد و فرمانده تیپ عمار یاسر به شهادت رسید. شدت اصابت به حدی بود که، بنا بر روایت قاسمی، نیرو‌های تعاون لشکر نتوانستند پیکر او را به‌صورت کامل جمع‌آوری کنند و تنها بقایای پیکر مطهرش را به عقب انتقال دادند.

شهادت حاجی‌پور در شانزدهم آبان سال ۱۳۶۲، در جریان مرحله سوم عملیات والفجر ۴ و در منطقه دشت قزلچه، ضایعه‌ای سنگین برای نیرو‌های لشکر ۲۷ محمد رسول‌الله (ص) بود. او در شرایطی جان خود را از دست داد که برای کمک به رزمندگان گردان کمیل به منطقه درگیری رفته و پس از کاهش فشار دشمن بر مواضع آنان، در مسیر بازگشت به محل فرماندهی هدف آتش تانک قرار گرفته بود.

سعید قاسمی در روایت خود به برداشت‌های متفاوتی اشاره می‌کند که پس از شهادت حاجی‌پور درباره مسئولیت افراد و چگونگی وقوع این حادثه مطرح شده بود. او با رد نگاه‌هایی که تلاش می‌کردند تقصیر را به گردن یک فرد یا یگان بیندازند، بر شرایط پیچیده میدان، خطر حضور تانک‌های دشمن و تصمیم فرمانده برای کمک به نیرو‌های در معرض تهدید تأکید می‌کند.

از نگاه این روایت، ماجرای شهادت حاجی‌پور را نمی‌توان جدا از وضعیت دشوار خطوط درگیری و مسئولیتی که فرماندهان در برابر نیرو‌های خود احساس می‌کردند، بررسی کرد. او برای پاسخ به درخواست کمک یک گردان وارد منطقه خطر شد و در همان مسیر، جان خود را از دست داد؛ سرانجامی که نامش را در شمار فرماندهان شهید دفاع مقدس ثبت کرد.

شهید اکبر حاجی‌پور در طول سال‌های جنگ، از کردستان و سوسنگرد تا عملیات‌های جنوب و ارتفاعات غرب کشور، مسئولیت‌های مختلفی را بر عهده گرفت. او پس از تجربه فرماندهی گردان عمار، به فرماندهی تیپ یک عمار یاسر رسید و تا آخرین روز حضورش در جبهه، از میدان نبرد فاصله نگرفت. زندگی و شهادت او، روایتی از سال‌هایی است که فرماندهی در جبهه، بیش از هر چیز با حضور در کنار نیرو‌ها و پذیرفتن خطر‌های میدان معنا پیدا می‌کرد.

انتهای پیام/ 122

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار