اصفهان آغوشش را به روی مسافران بهشت گشود
گروه استانهای دفاعپرس- «پژمان گنجیپور»؛ بعضی مهمانها با نام و نشانی میآیند و بعضی با سکوتی که هزاران حرف در دل دارد. این روزها اصفهان چشمانتظار مهمانانی است که نامشان را نمیداند، اما با خاطره فداکاریشان بیگانه نیست؛ شهیدانی که از دل سالهای دفاع مقدس آمدهاند تا بار دیگر کوچهها، میدانها، مدرسهها و دلهای مردم این سرزمین را به یاد روزهای ایثار پیوند بزنند.

قرار نیست برای شناخت این مهمانها، سراغ شناسنامه و نشانی خانهشان برویم. نامشان گم شده، اما قصهشان هنوز در حافظه این سرزمین جریان دارد. آنها روزگاری از خانههایشان راهی جبهه شدند؛ شاید مادری پشت پنجره چشمبهراهشان ماند، شاید پدری هر بار با شنیدن صدای در به استقبال فرزندش رفت و شاید نامهای ناتمام، آخرین نشانی از جوانی شد که دیگر بازنگشت.
حالا سالها از آن روزها گذشته است. شهرها بزرگتر شدهاند، نسلها تغییر کردهاند و بسیاری از کودکانی که آن روزها چشمبهراه بازگشت پدرانشان بودند، امروز خود پدر و مادر شدهاند. با این همه، قصه آن جوانان هنوز تمام نشده است. گاهی در قاب عکسی قدیمی، گاهی در روایت یک رزمنده و گاهی در لحظهای که پیکر شهیدی گمنام از راه میرسد، دوباره به زندگی مردم بازمیگردد.
این بار نوبت اصفهان است؛ شهری که خاطره بدرقه و بازگشت شهیدان در حافظه تاریخیاش ریشه دارد و حالا میخواهد بار دیگر میزبان مسافرانی از روزهای دفاع مقدس باشد.
اصفهان هنوز صدای آن بدرقه را به خاطر دارد
برای فهم معنای این میزبانی، باید به روزی برگشت که اصفهان در سوگ فرزندانش ایستاد؛ روزی که پیکر شهدای عملیات محرم به شهر بازگشت و مردم، خیابانها را به مسیر بدرقه و وداع تبدیل کردند.
بیستوپنجم آبان سال ۱۳۶۱، نام اصفهان با حماسهای گره خورد که از دل داغ و دلتنگی برخاست. مردم پیکرهای شهدا را بر دوش گرفتند و در همان روز، خانوادههایی که هنوز داغ عزیزانشان تازه بود، شاهد اعزام دوباره رزمندگان به جبههها شدند. این روز در حافظه تاریخی شهر به عنوان روز حماسه و ایثار مردم اصفهان ماندگار شد.
آن روز، معنای ایستادگی در رفتار مردمی دیده میشد که با وجود سنگینی مصیبت، پیوند خود را با جبهه و دفاع از سرزمینشان حفظ کردند. اصفهان در آن روز فقط شهر تشییع شهدا نبود؛ شهری بود که از میان اندوه، دوباره عزم و اراده خود را نشان داد.
اکنون کاروان «اهالی بهشت» در آستانه همان مناسبت تاریخی به حرکت درمیآید. گویی تاریخ، این بار با روایتی تازه به سراغ اصفهان آمده است؛ پیکرهایی از نسل دفاع مقدس در مسیر شهرها و روستاهای استان قرار میگیرند تا مردم بار دیگر فرصت دیدار و وداع با شهیدانی را پیدا کنند که هویتشان برای بسیاری ناشناخته مانده، اما یادشان در حافظه جمعی زنده است.
مسافران بینشان از راه میرسند
آغاز این دیدار از حرم مطهر حضرت زینب سلاماللهعلیها در اصفهان است؛ جایی که مردم برای استقبال و وداع گرد هم میآیند. پس از آن، کاروان راهی شهرستانها میشود. مقصد این حرکت، تنها یک شهر یا یک نقطه از استان نیست؛ قرار است مردم مناطق مختلف اصفهان، از شهرهای بزرگ تا آبادیهای دورتر، فرصت میزبانی از این مسافران را داشته باشند.
نام «اهالی بهشت» برای این حرکت، تصویری از همین پیوند را پیش چشم میآورد؛ کاروانی که در مسیر خود، مردم را به یک دیدار مشترک دعوت میکند. دیداری که در آن، سن و شغل و فاصله جغرافیایی چندان اهمیتی ندارد. هرکس میتواند به اندازه خودش در این استقبال سهم داشته باشد؛ با حضور در مراسم، خدمت به کاروان، روایت خاطرهای از دوران دفاع مقدس یا همراهی با نسلی که شاید آن روزها را ندیده باشد.
در این میان، حضور شهدا در تجمعات مردمی و برنامههای شبانه، معنای دیگری به این سفر میدهد. قرار است کاروان در کنار مردم و در فضای عمومی شهرها حضور داشته باشد؛ همان جاهایی که زندگی روزمره جریان دارد و آدمها پس از پایان کار و درس، دور هم جمع میشوند.
شهدا از قاب عکسها و کتابهای تاریخ بیرون میآیند و به میان مردم بازمیگردند؛ نه برای آنکه گذشته را جایگزین زندگی امروز کنند، برای آنکه یادآوری کنند بخشی از آنچه امروز در اختیار داریم، با فداکاری انسانهایی به دست آمده که بسیاری از آنها حتی نامی برای معرفی خود باقی نگذاشتند.
روایت شهدا به کلاسهای امروز میرسد
یکی از بخشهای مهم این میزبانی، حضور شهدا در محیطهای آموزشی است. قرار است دانشآموزان و دانشجویان نیز فرصت همراهی با این کاروان و حضور در برنامههای مرتبط با آن را داشته باشند.
برای نسلی که جنگ را در کتابهای درسی، فیلمها و خاطرات بزرگترها شناخته است، دیدار با پیکر یک شهید گمنام میتواند فرصتی متفاوت برای مواجهه با تاریخ باشد. تاریخ در این دیدار، دیگر فقط مجموعهای از نامها و تاریخها نیست؛ پرسشی است درباره انسانهایی که در سن جوانی تصمیم گرفتند از خانه و خانواده خود فاصله بگیرند و مسئولیتی بزرگتر را بر عهده بگیرند.
شاید برای یک دانشآموز، پرسش از هویت شهید آغاز این ارتباط باشد؛ اینکه اهل کدام شهر بوده، چه آرزویی داشته، چه کسی چشمانتظار بازگشتش بوده و چه چیزی او را به میدان دفاع کشانده است. پاسخ همه این پرسشها ممکن است در دسترس نباشد، اما همین پرسیدن میتواند دریچهای برای شناخت روزگار دفاع مقدس باز کند.
نسل تازه هم پای کار آمده است
شاید یکی از دیدنیترین بخشهای این حرکت، حضور جوانانی باشد که سالهای جنگ ۸ساله را تجربه نکردهاند، اما برای خدمت به کاروان و همراهی با شهدا پیشقدم شدهاند.
در میان خادمان این حرکت، جوانان نسل جدید حضور چشمگیری دارند. آنها جنگ ۸ساله را ندیدهاند، صدای آژیر خطر را از نزدیک نشنیدهاند و روزهای اعزام رزمندگان را در خیابانهای شهر تجربه نکردهاند، اما حالا میخواهند سهمی در زنده نگه داشتن یاد کسانی داشته باشند که زندگیشان در سالهای دور، با دفاع از سرزمین گره خورده است.
این همراهی، خود بخشی از داستان کاروان است. جوانی که برای خدمت به یک شهید گمنام قدم پیش میگذارد، در حقیقت به حلقهای از یک روایت تاریخی متصل میشود؛ روایتی که از نسلهای گذشته به امروز رسیده و برای ادامه یافتن، به راویان و همراهان تازه نیاز دارد.
شاید مهمترین اتفاق در چنین حرکتهایی همین باشد؛ اینکه یاد شهدا فقط در مناسبتها و مراسم رسمی زنده نماند و به تجربهای مشترک میان نسلها تبدیل شود. وقتی جوان امروز برای میزبانی از شهید دیروز داوطلب میشود، فاصله میان دو نسل کوتاهتر میشود و تاریخ، فرصت پیدا میکند در زبان و رفتار نسل تازه ادامه یابد.
کاروان در مسیر یک خاطره بزرگ حرکت میکند
حرکت «اهالی بهشت» در اصفهان، همزمان با ایام فاطمیه و در مسیری انجام میشود که به سالروز حماسه و ایثار مردم استان میرسد. این همزمانی، معنای ویژهای به میزبانی مردم میدهد؛ اصفهان در روزهایی از شهدا استقبال میکند که خاطره تاریخی خود از بدرقه فرزندانش را نیز زنده نگه میدارد.
اما آنچه از این حرکت باقی میماند، فقط خاطره یک استقبال یا تصویری از عبور کاروان نیست. ارزش چنین میزبانیای به روایتهایی است که در خانهها، مدرسهها، دانشگاهها و جمعهای خانوادگی شکل میگیرد؛ به گفتوگوهایی که شاید پس از دیدار با شهدا آغاز شود و به پرسشهایی برسد که سالها در ذهن نسل تازه بیپاسخ مانده است.
اصفهان در طول تاریخ خود بارها نشان داده که نسبت به شهدا و خانوادههایشان احساس مسئولیت دارد. این بار نیز قرار است در روزهایی که یاد حماسه و ایثارش تازه میشود، میزبان شهیدانی باشد که نام و نشانشان برای مردم روشن نیست، اما قصه فداکاریشان بخشی از تاریخ همین سرزمین است.
کاروان که از راه برسد، شاید هر شهر و روستا خاطرهای از این دیدار با خود نگه دارد؛ کودکی که برای نخستین بار معنای شهید گمنام را میپرسد، جوانی که برای خدمت پیشقدم میشود، مادری که در سکوت به تابوت شهیدی نگاه میکند و مردمی که کنار هم میایستند تا مهمانان بینشان را تنها نگذارند.
اصفهان حماسهساز، بار دیگر به استقبال شهیدان میرود؛ این بار با روایتی تازه از همان عهد قدیمی: فراموش نکردن کسانی که برای ماندن این سرزمین، از خود گذشتند.
انتهای پیام/
