رخداد ۱۳ آبان نقطه گذار از استقلال صوری به استقلال واقعی بود
عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان، در نشست علمی «خوانش پسااستعماری از ۱۳ آبان» گفت: رخداد ۱۳ آبان را میتوان نقطه گذار از استقلال صوری و حقوقی به استقلال واقعی و عملی و تلاشی برای بازپسگیری عاملیت دانست؛ رویدادی که از منظر جامعهشناختی و نظریههای پسااستعماری، زمینهای برای بازاندیشی در مناسبات استعمار و امپریالیسم فراهم میکند.
به گزارش دفاعپرس از کردستان، «فواد حبیبی» عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان، امروز سهشنبه در نشست علمی «خوانش پسااستعماری از ۱۳ آبان» اظهار داشت: رخداد ۱۳ آبان را میتوان نقطه گذار از استقلال صوری و حقوقی به استقلال واقعی و عملی و تلاشی برای بازپسگیری عاملیت دانست؛ رویدادی که از منظر جامعهشناختی و نظریههای پسااستعماری، زمینهای برای بازاندیشی در مناسبات استعمار و امپریالیسم فراهم میکند.

فواد حبیبی در تبیین پیوند میان استعمار و امپریالیسم گفت: استعمار را نباید صرفاً به معنای تصرف سرزمین، سلطه سیاسی و استخراج منابع اقتصادی دانست، بلکه باید آن را در ارتباط با امپریالیسم و بهعنوان یک منطق و سازوکار جهانی بررسی کرد.
وی با بیان اینکه استعمار یک اقدام و امپریالیسم منطق آن اقدام است، افزود: استعمار مفهومی تاریخی دارد، اما در عین حال با پدیدهای مواجهیم که استمرار مییابد و خود را در موقعیتها و قالبهای مختلف بازتولید میکند؛ از این رو میتوان از نوعی استعمار پایدار سخن گفت که با وجود تغییر شکلها، منطق اصلی آن ثابت میماند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان با اشاره به شکلگیری استعمار نو پس از پایان دوره استعمار کلاسیک عنوان کرد: بسیاری از کشورها پس از جنگ جهانی دوم به استقلال رسمی و حقوقی رسیدند، اما این استقلال به معنای پایان مناسبات استعماری نبود؛ چراکه در استعمار نو، کشورها در ظاهر مستقل هستند، اما از طریق سازوکارهای اقتصادی و سیاسی همچنان در روابط نابرابر جهانی قرار میگیرند.
حبیبی تأکید کرد: استعمار را نباید صرفاً در قالب تقابل اخلاقی میان دولتهای خوب و بد تحلیل کرد. هنگامی که از منطق جهانی امپریالیسم سخن میگوییم، با رابطه نابرابر میان مرکز و پیرامون مواجهیم؛ رابطهای که در آن مرکز در موقعیت فرادست و پیرامون در جایگاه فرودست قرار میگیرد و مستقل از اینکه چه دولت یا حزبی در قدرت باشد، این سازوکار به فعالیت خود ادامه میدهد.
وی در ادامه، با اشاره به نظریه شرقشناسی ادوارد سعید، تولید نظامی از دانش و معرفت درباره جوامع شرقی را یکی از سازوکارهای بازتولید استعمار دانست و گفت: در این نظام معرفتی، شرق بهعنوان موجودیتی غیرعقلانی، سنتی، عقبافتاده و ایستا بازنمایی میشود و در مقابل، غرب در جایگاه جامعهای مدرن، عقلانی و پیشرفته قرار میگیرد.
وی افزود: در چارچوب شرقشناسی، تاریخ از جوامع شرقی گرفته میشود و عقبماندگی بهعنوان ویژگی ذاتی این جوامع معرفی میشود؛ در حالی که چنین بازنماییای بخشی از سازوکار قدرت است و زمینه مداخله و تداوم روابط استعماری را فراهم میکند.
این استاد دانشگاه همچنین با اشاره به دیدگاههای فرانتس فانون درباره آثار استعمار بر ذهن و روان جوامع استعمارزده اظهار کرد: استعمار تنها به تصرف سرزمین و استخراج منابع محدود نمیشود، بلکه بر بدن، روان، میل و حتی خودفهمی انسانها اثر میگذارد و میتواند به شکلگیری احساس حقارت و خودکمپنداری در این جوامع منجر شود؛ وضعیتی که حتی پس از دستیابی به استقلال رسمی نیز امکان تداوم دارد.
حبیبی در بخش دیگری از سخنان خود، با تأکید بر اهمیت مفهوم بازپسگیری عاملیت در تحلیل رخداد ۱۳ آبان گفت: در این رویداد با نوعی قدرت مؤسس مواجهیم؛ نیرویی برخاسته از پایین که دانشجویان پیرو خط امام آن را نمایندگی میکردند و در وضعیت موجود مداخله کردند.
وی ادامه داد: استقلالی که پیشتر به شکل صوری و حقوقی تحقق یافته بود، در این مرحله با آنچه فانون از آن بهعنوان بازپسگیری عاملیت یاد میکند، پیوند پیدا کرد؛ به این معنا که جامعه بار دیگر در جایگاه سوژهای قرار میگیرد که نه صرفاً از نظر حقوقی و قانونی، بلکه از طریق کنش و مداخله عملی، در تعیین وضعیت خود نقش ایفا میکند.
این عضو هیئت علمی دانشگاه کردستان با اشاره به اهمیت ۱۳ آبان در نظریههای پسااستعماری خاطرنشان کرد: این رخداد را میتوان تلاشی برای خروج از جایگاه «دیگری» و تبدیلشدن به کانون تولید معرفت و روایت دانست؛ تلاشی برای آنکه فرودستان بتوانند سخن بگویند و از موقعیت ابژه بازنمایی دیگران خارج شوند.
حبیبی در جمعبندی سخنان خود تأکید کرد: اهمیت ۱۳ آبان از این منظر در آن است که استقلال صوری و حقوقی به سمت استقلال واقعی، عملی و عینی حرکت میکند و همین گذار، این رخداد را به موضوعی قابل تأمل و بازاندیشی تبدیل کرده است.
انتهای پیام/
لینک کپی شد
نظر شما
