خاطرات شهدا - صفحه 12

خاطرات شهدا
روایت‌هایی از زندگی ۵ شهید دانشجوی خراسان رضوی؛

کمک به جبهه جریمه تاخیر در اقامه نماز اول وقت

پدر شهيد «محمد قاسمیان‌شیروان»: پسرم خيلی به نماز اول وقت اهميت می‌داد. يک روز كه در حال آمدن به مشهد بوديم در مسیر اذان گفته شد. محمد ماشين را پارک كرد، وقتی علتش را سئوال كردم گفت: «ما در جبهه با خدای خود عهد كرده‌ايم در همه جا و در همه حال نماز اول وقت را بخوانيم و برای تأخير نماز اول وقت، جريمه قرار داده‌ايم.
کد خبر: ۳۲۱۸۴۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۹/۱۴

فراخوان همایش «حس پروانگی» در چهارمحال و بختیاری

مسئول نشر آثار و ارزش‌های مشارکت‌های زنان در دفاع مقدس استان چهارمحال و بختیاری ار انتشار فراخوان همایش «حس پروانگی» در این استان خبر داد.
کد خبر: ۳۲۱۶۳۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۹/۱۲

خاطرات خواستگاری شهدا؛

برای دومین بار؛ «با اجازه بزرگ‌ترها بله!»

کتاب «با اجازه بزرگ‌ترها بله!: خاطراتی از خواستگاری به سبک شهدا» شامل بخش‌هایی جذاب از سالنامه «خانواده معمولی» بوده که شامل روایت‌هایی از نحوه آشنایی، مراسم خواستگاری و ازدواج شهدا است.
کد خبر: ۳۱۷۸۱۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۸/۱۹

لبخند از روی لبان علی محو نمی‌شد

شهید «علی توکلی» به نقل خانواده و دوستانش همیشه در سلام کردن به بزرگ و کوچک پیش‌دستی می‌کرد و لبخند از روی لبانش محو نمی‌شد و همواره خانواده و دوستان را به صمیمیت و دوستی تشویق می‌کرد.
کد خبر: ۳۱۵۱۲۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۸/۰۸

وقتی شهید مدافع حرم روضه خوان حضرت رقیه (س) در بازار شام می‌شود

«دفعه اولی که شهید «حسین محرابی» به زیارت حرم حضرت رقیه (س) اومد، یه جوری ضجّه می‌زد و اشک می‌ریخت و فریاد می‌زد که انگار چند لحظه قبلش همه خانوادشو از دست داده. از حرم که بیرون اومدیم، رو کرد به من و گفت الآن می­‌خوام یک روضه زنده بخونم».
کد خبر: ۳۱۳۵۶۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۳/۰۶

فرمانده شهیدی که «چذابه» نقطه آغاز نوکریش برای ارباب شد

پایین تپه آوردمش، نای حرف زدن نداشت. از من خواست تا او را به بالای تپه انتقال دهم و صورتش را به سمت کربلا بگردانم. چشم‌هایش داشتند بسته می‌شدند. به دوردست‎‌‎ها، به سمت کربلا زل زده بود.
کد خبر: ۳۱۲۷۸۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۱/۱۰

از عاشورای حسینی تا کربلای خمینی؛

شهیدی که جبهه را همچون «کربلا» می‌دانست

درست است که 54 سال سن داشتم، ولی می‌خواستم من هم همراه جوان‌ها در جبهه شرکت کنم. جبهه برای من مثل کربلا بود و یک بار بدون گذرنامه به کربلا رفته بودم اما این بار کربلا در ایران بود؛ عاشورا در ایران بود.
کد خبر: ۳۰۹۰۷۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۷/۰۷

ماجرای مقنعه‌‎ای که از سر همسر شهید باکری جدا نشد

ماجرای مقنعه‌ای که از سر همسر شهید «حمید باکری» جدا نشد را در قسمتی از خاطراتش می‌خوانید.
کد خبر: ۳۰۷۲۳۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۶/۱۲

توسط ضرابی‌زاده اعلام شد؛

ارائه نگارش اثری متفاوت از نویسنده «دختر شینا»

بهناز ضرابی‌زاده با بیان اینکه اثر جدیدش متفاوت‌تر از «دختر شینا» و «گلستان یازدهم» است، گفت: کتاب خاطرات همسر شهید امیربهمن باقری را بسیار دوست دارم، سه سال با آن زیسته‌ام و برای نوشتن این کتاب به خوزستان سفر کردم.
کد خبر: ۳۰۷۰۹۴    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۶/۱۱

پنج روایت از زندگی سردار شهید «محمدناصر ناصری»؛

«ناصری» بعد از شهادت کار در «افغانستان» را رسالت خود می‌­دانست

یک شب در عالم رویا شهید «ناصرى» را با لباس فرم سپاه دیدم که خیلى خوشحال به نظر می‌‏رسید. به سراغش رفتم و از او سؤال کردم مگر شما شهید نشدید؟ گفت چرا، دو تا گلوله به سینه‌‏ام اصابت کرد و شهید شدم. شهید «ناصری» در ادامه به این نکته اشاره کرد که بعد از شهادت هم نمی‌‏توانم از افغانستان بروم و باید بمانم و کار کنم.
کد خبر: ۳۰۲۸۶۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۵/۱۶

خاطره ای از روحانی شهید رحیمی؛

شک نکن! این پیکرها متعلق به خودمان است

حجت‌الاسلام «یعقوب مهدوی» می‌گوید: شب رفتم منزل و خوابیدم. نزدیک اذان صبح بود که شهید محمد قاسم رو در عالم خواب دیدم. رو کرد به من و گفت: «آقای مهدوی! شک نکن! ما خودمان هستیم؛ این پیکرها متعلق به خودمان است.»
کد خبر: ۳۰۲۸۲۳    تاریخ انتشار : ۱۳۹۸/۰۱/۰۹

آرزویی که در عملیات «مرصاد» محقق شد

«هنگامی که آتش‌بس اعلام و قطعنامه پایان جنگ پذیرفته شد، نزد شهید «سید حسین موسوی­‌مقدم» رفتم و با ناراحتی به او گفتم در باغ شهادت بسته شد و ما ماندیم. این فرمانده شهید بعد از شنیدن این جمله من گفت در طول مدت جنگ، از خدا خواسته­‌ام که اگر می­‌خواهد توفیق شهادت را به من بدهد، در آخرین عملیات این جنگ شهادت را نصیبم کند؛ پس هنوز جنگ تمام نشده و حتماً ادامه دارد.»
کد خبر: ۳۰۱۵۲۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۵/۰۶

بُرشی از کتاب «سلام بر ابراهیم»؛

تولد «ابراهیم» چراغ شادی را در دل پدر روشن کرد

در بخشی از کتاب «سلام بر ابراهیم» آمده است: «در خانه‌ای کوچک و مستاجری در حوالی میدان خراسان تهران زندگی می‌کردیم. اولین روز‌های اردیبهشت سال 1336 بود. پدر چند روزی است که خیلی خوشحال است. خدا در اولین روز این ماه، پسری به او عطا کرد. او دائما از خدا تشکر می‌کرد.»
کد خبر: ۳۰۰۶۸۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۴/۳۰

دومین سالگرد شهید نیکزاد برگزار می‌شود

دومین سالگرد شهید مدافع حرم ابوالفضل نیکزاد جمعه 22 تیرماه در تهران برگزار می‌شود.
کد خبر: ۲۹۸۹۸۰    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۴/۱۹

شهیدی که انحراف از خط اسلام «بنی­ صدر» را افشا کرد

شهید «عبدالحمید دیالمه» به دلیل برخورداری از بینش سیاسی عمیق، جزو اولین کسانی بود که انحراف از خط اسلام را در بنی‌صدر و روزنامه وابسته به او مشاهده کرد و به قصد افشاگری با جمعی از دوستان خود در مجمع «احیاء تفکرات شیعی» مشهد به تهران آمد و در محل روزنامه به اصطلاح «انقلاب اسلامی» تحصن کرد.
کد خبر: ۲۹۷۰۷۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۴/۱۳

معرفی کتاب؛

«ردپایی بر خاک» روایت‌گر زندگی‌نامه و خاطرات شهدای «بروجرد»

«بهرام آقاخانی چگنی» در کتاب «رد پایی بر خاک» کوشیده است تا مختصری از زندگی‌نامه و خاطرات ۱۲ تن از شهدای شهرستان «بروجرد» را برای آیندگان به یادگار بگذارد.
کد خبر: ۲۹۶۶۵۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۴/۱۶

در کتاب «بوسه وتاول» آمده است:

بدن را شکافته و مجدداً دوخته بودند

جنازه‌ی ابراهیم را از انگلستان آوردند. باید او را غسل می‌دادیم. وقتی لباس‌هایش را بیرون آوردند، خط باریکی روی بدنش به چشمم می‌خورد. جلو رفتم و با دقت نگاه کردم. بدن را شکافته و مجدداً دوخته بودند.
کد خبر: ۲۹۵۷۷۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۳/۲۶

نگاهی به زندگی شهید «سیدعلی حسینی»

«محمد باقر قالیباف» در خاطرات خود آورده است: روزی شهید «سیدعلی حسینی» به من گفت: از شواهد و قرائن این طور برداشت می­ شود که تا 6 ماه دیگر جنگ تمام می­ شود. به «سیدعلی» گفتم: خالی می ­بندی. اگر واقعیت را می­ گویی گفته­ ات را بنویس و امضاء کن.
کد خبر: ۲۹۴۹۱۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۳/۱۹

نگاهی گذرا به زندگی فرمانده گردان تخریب لشکر 21 امام رضا (ع)؛

فرمانده شهیدی که ترک رذائل اخلاقی را راه وصول به شهدا می‌دانست

«مرضیه اکبران» همسر شهید «محمدرضا نظافت» در خاطرات خود آورده است: «محمدرضا» را به صورت زیبایی در خواب دیدم. به او گفتم «من هم می‌خواهم بیایم آنجایی که تو رفتی»، گفت «کاری ندارد، فقط باید سه کار را انجام دهی؛ اول آنکه دروغ نگویی، دوم غیبت نکنی، سوم به پدر و مادرت خیلی احترام بگذاری».
کد خبر: ۲۹۳۱۵۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۳/۰۷

مروری بر زندگی فرمانده محور تیپ 21 امام رضا (ع) در چزابه؛

شهیدی که شهید «چمران» را از حلقه محاصره ضد انقلاب نجات داد

شهید «محمد بابا رستمی» در خاطرات خود آورده است: در منطقه «نوسود» حزب کومله و دمکرات، ما و دکتر «مصطفی چمران» را محاصره کرده بودند. «حسن علیمردانی» داخل یکی از ماشین­ های ارتش که دیوار چوبی هم داشت رفت و یک اسلحه تیربار کالیبر 50 را روی سه پایه کار گذاشت و سعی داشت با بستن رگبار روی دشمن تلاش آنها را در تنگ کردن حلقه محاصره خنثی کند و محاصره را بشکند.
کد خبر: ۲۹۱۳۵۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۲/۲۶

پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین