تیپ نبی اکرم - صفحه 2

تیپ نبی اکرم
وصيت‌نامه شهيد اسمعلی فرهنگيان:

به خدا حاضرم که در راه اسلام صد بار بمیرم و این پیر روشن دل را تنها نگذارم

شهید «اسمعلی فرهنگیان» در وصیت‌نامه‌اش چنین آورده است: از پدر و مادر و سایر بستگانم می‌خواهم که بعد از من زیاد گریه و زاری نکنید، چون با گریه شما دل دشمنان اسلام شاد می‌شود و اگر خواستید گریه کنید به یاد کربلای امام حسین (ع) گریه کنید. و اما مادر عزیزم به خدا حاضرم که در راه اسلام صد بار بمیرم و این پیر روشن دل را تنها نگذارم.
کد خبر: ۳۷۹۵۲۵    تاریخ انتشار : ۱۳۹۹/۰۱/۱۳

شهید «رضایی»:

هر چه دشمن مسلح تر شود به همان اندازه بايد ايمان ما بيشتر شود

در وصیت نامه شهید «مسعود رضایی» آمده است: اگر مؤمن واقعي باشيم مسلح شدن دشمنان كوچك‌ترين سستي در ما ايجاد نخواهد كرد كه خداي متعال از ما انجام تكليف مي‌خواهد نه پيروزي.
کد خبر: ۳۰۴۷۶۹    تاریخ انتشار : ۱۳۹۷/۰۵/۲۷

تصاویر/ سردار شهید مهدی شرع پسند (1)

سردار شهید «مهدی شرع‌پسند» در تاریخ ۲۰ آذر ۱۳۳۳ در شهرستان کرج چشم به جهان گشود. وی اوایل سال ۱۳۶۲ با تشکیل تیپ نبی اکرم (ص) در کرمانشاه به درخواست فرمانده وقت این تیپ، «سردار ناصح» به غرب کشور اعزام و بعنوان فرمانده طرح و عملیات تیپ مشغول کار شد و در نهایت پس از تحمل مشقات فراوان جسمی و مجروحیت در منطقه چنگوله (چغاعسگر) در تاریخ ۲ اسفند ۱۳۶۲ به درجه رفیع شهادت نائل آمد.
کد خبر: ۲۸۰۲۱۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۱۲/۰۲

مرصاد برگ زرین غرب (16)؛

یکی دو تا آرپی‌جی که زدیم، تانک‌ها عقب کشیدند

8 موتور آماده کردیم و 16 نفر با 16 آرپی‌جی راه افتادیم. نرسیده به پادگان، تانک‌ها را دیدیم. یکی دو تا آر‌پی‌جی که زدیم، تانک‌ها عقب کشیدند. در واقع این اولین مرحله‌ی عملیات تیپ نبی‌اکرم(ص) در آن منطقه بود.
کد خبر: ۲۴۶۷۱۷    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۴/۲۶

یک نکته از هزاران (8)؛

ایثارگری رزمندگان تیپ نبی اکرم (ص) در صندوق تعاون

در تیپ‌ نبی اکرم (ص) در تنگه‌ کنش، صندوقی به نام صندوق تعاون درست کرده بودند تا در مواقع ضروری هر کس نیاز داشته باشد، از آن برداشت کند؛ اما هر کس در فکر و خیالش این تصور را داشت که احتمالاً دیگران نیازمندتر باشند، به همین دلیل پول صندوق همیشه دست‌نخورده می‌ماند.
کد خبر: ۲۴۴۹۶۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۴/۰۴

یک نکته از هزاران (5)؛

وضوی شهادت

فرمانده‌ گردان حمزه از تیپ نبی‌اکرم (ص) نزدم آمد و گفت قمقمه‌ات آب دارد؟ توی راه که داشتیم می‌آمدیم چرتی زدم، نمی‌خواهم بدون وضو شهید شوم.
کد خبر: ۲۴۴۳۱۸    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۳/۳۱

یک نکته از هزاران (2)؛

اخلاص فرمانده

با چند تا از بچه‌ها با هم قرار گذاشتیم، یک توالت صحرایی موقت درست کنیم، هوا سرد و یخبندان بود و زمین به سختی کنده می‌شد، ما هم نوجوان بودیم و تجربه‌ کاری نداشتیم.
کد خبر: ۲۴۳۶۱۲    تاریخ انتشار : ۱۳۹۶/۰۳/۲۵

پربیننده ها