فعالیت های انقلابی یک آزاده تکریتی
مهندس رضا علیرحیمی / متولد ۱۳۴۴ تهران / اسارت:کربلای ۵ سال ۱۳۶۵
علیرحیمی از زبان خودش:
۱۴ سالم بود، مدرسه ابوالقاسم قربانی مطهری کنونی واقع در خیابان نواب چهاراه رضایی خیابان بریانک می رفتم. در بیشتر راهپیمایی های ضد شاه شرکت می کردم. ۲۱ بهمن ۵۷ درگیری سر چهارراه عسگری واقع در خیابان قزوین راهپیمایی می کردیم مامورها دنبالمان کردند، مادرم ایستاد من هم ایستادم. چون کوچک بودم دیگر چیزی نگفتند و رفتند.
شبها اعلامیه می چسباندیم. شعار نویسی می کردیم. با بچه های مدرسه راه پیمایی راه می انداختیم. در میدان شهدا روز ۱۷ شهریور نبودم، یادم نیست کجا بودم ولی احتمالا در محله خودمان همین برنامه ها را داشتیم.
گاز اشک آور را اولین بار در ۲۱ بهمن چشیدم. چشمهایمان سوخت. با خانواده برادرم بودیم و فرار کردیم. ترس همراه با هیجان داشتیم ولی باز راهپیمایی می رفتیم. چند بار بهشت زهرا رفتیم.
شعار “فرستاده صاحب زمان است آیت الله خمینی، رهبر ارتش آزادگان است آیت الله خمینی/و شعار “بگو مرگ بر شاه “را خیلی دوست داشتم. بزرگترها اطلاعیه امام را چاپ می کردند من روزنامه کیهان می فروختم در کنارش این اطلاعیه را هم رد می کردم.
اسم مسجد محل ما سعادت العظیم بود که در خیابان قزوین سر پل امامزاده معصوم واقع بود. اسم روحانی مسجد حاج آقا مجد بود. در مسجد خیلی فعالیت داشتیم البته تا دیر وقت نمی ایستادیم ولی روزها خیلی کمک می کردی. بعنوان انتظامات دسته های راه پیمایی بودیم.سر دسته بچه های مدرسه توی این شلوغی ها و فعالیت های سال ۵۷ بودم.
سایت جامع آزادگان
علیرحیمی از زبان خودش:
۱۴ سالم بود، مدرسه ابوالقاسم قربانی مطهری کنونی واقع در خیابان نواب چهاراه رضایی خیابان بریانک می رفتم. در بیشتر راهپیمایی های ضد شاه شرکت می کردم. ۲۱ بهمن ۵۷ درگیری سر چهارراه عسگری واقع در خیابان قزوین راهپیمایی می کردیم مامورها دنبالمان کردند، مادرم ایستاد من هم ایستادم. چون کوچک بودم دیگر چیزی نگفتند و رفتند.
شبها اعلامیه می چسباندیم. شعار نویسی می کردیم. با بچه های مدرسه راه پیمایی راه می انداختیم. در میدان شهدا روز ۱۷ شهریور نبودم، یادم نیست کجا بودم ولی احتمالا در محله خودمان همین برنامه ها را داشتیم.
گاز اشک آور را اولین بار در ۲۱ بهمن چشیدم. چشمهایمان سوخت. با خانواده برادرم بودیم و فرار کردیم. ترس همراه با هیجان داشتیم ولی باز راهپیمایی می رفتیم. چند بار بهشت زهرا رفتیم.
شعار “فرستاده صاحب زمان است آیت الله خمینی، رهبر ارتش آزادگان است آیت الله خمینی/و شعار “بگو مرگ بر شاه “را خیلی دوست داشتم. بزرگترها اطلاعیه امام را چاپ می کردند من روزنامه کیهان می فروختم در کنارش این اطلاعیه را هم رد می کردم.
اسم مسجد محل ما سعادت العظیم بود که در خیابان قزوین سر پل امامزاده معصوم واقع بود. اسم روحانی مسجد حاج آقا مجد بود. در مسجد خیلی فعالیت داشتیم البته تا دیر وقت نمی ایستادیم ولی روزها خیلی کمک می کردی. بعنوان انتظامات دسته های راه پیمایی بودیم.سر دسته بچه های مدرسه توی این شلوغی ها و فعالیت های سال ۵۷ بودم.
سایت جامع آزادگان
لینک کپی شد
نظر شما
