وظیفه هر برادر مسلمان است که پیام شهدا را زینبوار به گوش جهانیان برساند
به گزارش خبرنگار دفاع پرس از بجنورد، شهید اسدالله بابایی در تاریخ 1337/1/4 در شهر آشخانه از توابع شهرستان مانه و سملقان از استان خراسان شمالی به دنیا آمد. وی تا پنجم ابتدایی درس خواند و به دلیل کمبود امکانات مالی از ادامه تحصیل بازماند.
پدرش وی را در یک تعمیرگاه تراکتور به شاگردی گذاشت تا در آینده شغلی داشته باشد و بتواند مخارج زندگی را تامین کند. اسدالله با علاقه و پشتکار، خیلی زود توانست در کار مهارت پیدا کند و بعد از چند سال استادکار ماهری شد و تعمیرگاه تراکتور دایر کرد.
اسدالله معتقد و با ایمان بود و مسائل دینی و مذهبی را رعایت می کرد و فرائض دینی خود را به موقع انجام می داد.
با شروع انقلاب به صف مردم پیوست و در فعالیت های انقلابی و تظاهرات علیه رژیم پهلوی شرکت می کرد. با حضرت امام آشنا شد و اعلامیههای امام را مطالعه می کرد و به مردم درباره انقلاب آگاهی می داد.
اسدالله بعد از پایان سربازی در سن 21 سالگی ازدواج کرد. همسرش میگوید: «در اوایل انقلاب ما به یک عروسی دعوت شدیم زمانی که به محل رفتیم صدای ساز و آواز می آمد و بعضی از خانم ها حجاب نداشتند. اسدالله ناراحت شد و ما برگشتیم. وی به مساله حجاب حساس بود و همیشه به من سفارش می کرد که حجاب را رعایت کنم».
با شروع جنگ تحمیلی در دوره آموزشی نظامی برای اعزام به جبهه شرکت کرد و 7 بار به جبهه اعزام شد و در عملیاتهای والفجر، رمضان، مسلم بن عقیل و خیبر حضور داشت و در مناطق دهلران، شوش، سوسنگرد، سومار، میمک و جزیره مجنون خدمت کرد.
این شهید بزرگوار تخریبچی بود و در عملیات بدر در جزیره مجنون فرمانده دسته تخریب گردان بود. هر بار که از جبهه برمیگشت اشتیاقش برای بازگشت بیشتر میشد و در تشییع جنازه شهدا شرکت میکرد و به خانواده شهدا احترام می گذاشت.
اسدالله بابایی در 22 اسفندماه سال 63 مورد اصابت ترکش خمپاره قرار گرفت و به فیض شهادت نائل آمد. پیکر مطهر این شهید بزرگوار در گلزار شهدای شهر آشخانه در خراسان شمالی (امامزاده دلاور) به خاک سپرده شد.
گزیدهای از وصیتنامه شهید بابایی:
- از خدا می خواهم که مرا طوری بمیراند که جز رضای او نباشد.
- با شرکت در مساجد و راهپیمایی ها و بسیج راه مرا ادامه دهید.
- باید در راه انقلاب خون داد، لازمه انقلابی بودن همین است.
- وظیفه هر برادر مسلمان است که پیام شهدا را زینب وار به گوش جهانیان برساند.
- وحدت و یکپارچگی را حفظ کنید و از خداوند متعال وحدت و یکپارچگی حزب الله را خواهانم.
- از تو ای همسرم! من خیلی از شما تشکر میکنم و میدانی که جز با هدایت خداوند و راهنمایی شما نمیتوانستم به این فیض نائل شوم. از شما عزیزان میخواهم وقتی خبر شهادت مرا می دهند مجلس ختم نگیرید و از مهمانان با شیرینی پذیرایی کنید و یک پرچم سبز که آیه «نصر من الله و فح قریب» روی آن نوشته شده بر سر در خانه نصب کنید و با این کار مشت محکمی به منافقین و آمریکا بزنید و روح شهدای اسلام را شاد کنید.
- خدایا از عمر ما بکاه و به عمر رهبر بیفزای.
انتهای پیام/


