به روز شده در: ۰۶ آذر ۱۴۰۱ - ۱۹:۳۱
بخش اول/ روایت سردار رستمیان از شهید «کابلی»:
سردار «رستمیان» با بیان اینکه «رحیم کابلی» پس از دفاع مقدس راوی شهدا بود، گفت: با آغاز جنگ سوریه برای حضور در جبهه مقاومت چندین بار تماس گرفت و اعلام آمادگی کرد.
کد خبر: ۵۳۸۲۶۲
تاریخ انتشار: ۱۶ مرداد ۱۴۰۱ - ۱۱:۴۹ - 07August 2022

به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از ساری، استان مازندران در ایام عزای حسینی میزبان پیکر‌های پاک و مطهر سه شهید تازه تفحص شده از سوریه است. پیکرهای مطهر شهیدان «رحیم کابلی»، «محمدامین کریمیان» و «مصطفی تاش موسی» که به تازگی از شهر حلب و خان‌طومان تفحص شد، به وطن بازگشت.

به این مناسبت، بخش اول حماسه‌های رزم شهید «کابلی» را در نبرد با داعش تکفیری به روایت سردار حمیدرضا رستمیان فرمانده سابق لشکر عملیاتی ۲۵ کربلا در ادامه می‌آید.

«کابلی» عاشق مکتب حسین بود/ بی‌تابی «رحیم» برای رفتن به سوریه

تقش آفرینی «رحیم» در گردان حمزه

سردار «رستمیان» با بیان اینکه اواخر سال ۶١ ه ش بود که توفیق حضور در گردان ادوات و ضدزره لشکر ٢۵ کربلا را داشتم، اظهار داشت: برابر ساختار جدید گردان ادوات، مجموعه‌ای شامل: واحد (گردان خمپاره انداز)، واحد ضد زره تفنگ ١٠۶م م، واحد راکت انداز ١٠٧ م م (مینی کاتیوشا)، واحد موشکی ضدزره، گروهان دیده بانی و گروهان کالیبر دوشکا سایر رده‌های پشتیبانی و رزمی ادوات را شکل داده بودند.

وی افزود: گروهان کالیبر دوشکا، همیشه در کنار رزمندگان پیاده در خطوط مقدم قرار می‌گرفت و بخشی از آتش‌های نیمه سنگین را اجرا می‌کرد.

این فرمانده دفاع مقدس ادامه داد: شهید محمد حسین (مهران) متولی، حسن زاهدیان، شهید جعفر نقدی و سپس برادر سید رضوی مسئولیت فرماندهی این گروهان را در مقطعی از دوران جنگ عهده داشتند.

سردار رستمیان اضافه کرد: رحیم کابلی و یوسف میرزاییان از دوستان و رزمندگان گردان پیاده حمزه سیدالشهدا بودند که قبل از عملیات بدر به گردان ادوات و ضدزره آمده و تا بعد از عملیات کربلای 10 در ادوات و ضدزره لشکر حضور داشتند و در این مقطع زمانی، عملیات‌هایی همچون: قدس١، ٢، والفجر هشت، کربلای یک، چهار، پنح، هشت، ده شرکت فعال داشتند.

وی با بیان اینکه این مقطع زمانی، توفیقات اینجانب برای آشنایی، دوستی، رفاقت، پاسدار لشکر با رحیم کابلی بود، عنوان کرد: برادر رحیم، چند مرحله‌ای مجروح شده و ترکش‌های مختلف را در بدنش داشت. وی بعد از عملیات کربلای ده، مجددا به گردان پیاده حمزه سیدالشهدا برگشت و در عملیات‌های نصر چهار، والفجر ده، بیت المقدس هفت و عملیات‌های پدافندی لشکر با مسئولیت معاون و جانشین گردان، حضوری جهادی داشت؛ و ما از دور خبرش را داشتیم که هنوز شهادت نصیبش نشده است.

«کابلی» عاشق مکتب حسین بود/ بی‌تابی «رحیم» برای رفتن به سوریه

«رحیم» مرد آفند و پدافند بود

سردار رستمیان با عنوان اینکه دفاع مقدس، با قبول قطعنامه ۵٩٨ شورای امنیت سازمان ملل متحد پذیرفته شد و آتش بس اعلام و برقرار و وضعیت جدیدی در جبهه‌ها حاکم شد، گفت: چند سالی در مرز‌های اروندکنار، در گردان فوق که جز سازمان رزم تیپ دوم تاسوعا لشکر ٢۵کربلا بود ماموریت را انجام می‌داد.

این فرمانده جبهه مقاومت تصریح کرد: پس از مدتی، لشکر به مازندران برگشت و مشغول ایجاد آمادگی‌ها در عقبه شد و رحیم کابلی همراه گردان حمزه سیدالشهدا، مشغول ادامه حضور جهادیش بود.

وی با بیان اینکه رحیم، در حماسه‌های لشکر ویژه ٢۵کربلا و با حضورش در عملیات‌های آفندی و پدافندی به فرمانده‌ای توانمند تبدیل شده بود، تصریح کرد: همرزمی و هم سنگری با دوستان شهیدی همچون: ناصر بهداشت، جعفر شیرسوار، علی اصغر خنکدار، قورچ بیگی، جهان بین و... و جانبازان و ایثارگرانی همچون: جمشید کارگر، علی اکبر خنکدار، محسن قربانی، ولی الله نانواکناری و... پرورش یافت.

سردار رستمیان با اشاره به اینکه رحیم پس از دفاع مقدس، باید این تجربه بزرگ را به نسل بعدی انتقال می‌داد، افزود: وی نماد و نمایی از شهدا شده بود و همیشه در فراغ یاران و دوستان شهیدش می‌سوخت. زخم‌های بجا مانده از جنگ و روح ناآرام از فراق دوستانش، دنیا را برایش تنگ و تاریک کرده بود. با این شرایط در رده‌های مختلف لشکر پیاده ٢۵کربلا، تلاش جهادگونه داشت تا راه شهیدان را به نسل‌های حاضر و جوان نشان دهد.

این فرمانده دفاع مقدس با بیان اینکه رحیم کابلی با پایان شرایط جنگ به مازندران عزیمت کرد تا مجاهدت‌ها را در میادین جدید ادامه دهد، خاطرنشان کرد: با استقرار کامل لشکر پیاده ٢۵کربلا در مازندران و گلستان، فرماندهان و رزمندگان اسلام در رده‌های مختلفی مشغول بکار می‌شدند و رحیم از سال‌های ٧٣ لغایت ٧۶ در معاونت عملیات لشکر مشغول به کار بود و امورات عملیاتی لشگر را برنامه ریزی و پیگیری می‌کردیم.

«کابلی» عاشق مکتب حسین بود/ بی‌تابی «رحیم» برای رفتن به سوریه

«رحیم» راضی به بازنشستگی نمی‌شد

وی ادامه داد: با تشکیل تیم فوتسال که با ترکیبی از شهید سید مجتبی علمدار، رحیم کابلی، علی اکبرخنکدار، حسن پورحبیب، محمد بیگناه، مفید اسماعیلی و... بودیم یک تیم قدرتمند ساخته بودیم فعالیت‌های ورزشی را آغاز کردیم.

سردار رستمیان به ویژگی‌های این شهید پرداخت و گفت: رحیم، در هر شرایطی، معیار‌های دینی، انقلابی، جهادی، آداب و معاشرت‌ها را بشکل صحیحی رعایت می‌کرد و واقعا انسان نمونه بود.

وی با بیان اینکه پس از سال ٧۶، در بازرسی لشکر مشغول به کار شد. یکی از مدیران تلاشگر و موفق مجموعه بازرسی لشکر بود، خاطرنشان کرد: در سال ۸۷ با تشکیل سپاه استانی، و قرارگاه منطقه‌ای غدیر شمال کشور، رحیم در بازرسی قرارگاه منطقه‌ای غدیر بعنوان مسئول بازرسی مشغول به کار شد؛ و پس از ٣١ سال مجاهدت بازنشسته شد. هرچند هیچگاه راضی به بازنشستگی نبود و ناراحت از اینکه چرا در میدان‌ها و دوران خدمتش به دوستان شهیدش نپیوسته است.

وی یادآور شد: در سال‌های بازنشستگی، راوی حماسه‌های شهیدان و درد دل‌های خانواده‌های معظم شهیدان و جانباز ان و آزادگان و ایثارگران بود و کاروان‌های راهیان نور، اردوگاه‌ها و یادمان‌ها، یادواره‌ها، گردهمایی‌ها و... محل رجزخوانی رحیم کابلی بود.

این فرمانده دفاع مقدس اظهار داشت: زبان گویا و نافذ، صادقانه و دلنشین رحیم هر جمعی را هدایت می‌کرد؛ ما هم گه‌گداری باهم ارتباط برقرار می‌کردیم و درد دل‌های یکدیگر را گوش می‌دادیم.

وی گفت: در سال ٩٠ ه ش بود که فرماندهی لشکر عملیاتی ٢۵کربلا، به این حقیر واگذار شد و رحیم را بعنوان رئیس ستاد لشگر ٢۵ کربلا پیشنهاد کرده بودم که متاسفانه با کج سلیقگی مدیران وقت، نپذیرفتند.

«کابلی» عاشق مکتب حسین بود/ بی‌تابی «رحیم» برای رفتن به سوریه

«رحیم» پا در رکاب ولایت بود

فرمانده سابق لشکر عملیاتی ٢۵کربلا ادامه داد: رحیم، مرد ایستاده در میدان‌های دفاع از انقلاب اسلامی بود بهرشکل که می‌توانست با جان، زبان، قلم و... جهاد می‌کرد و همیشه سرباز و بسیجی آماده و پا در رکاب ولایت و امامت بود.

وی اضافه کرد: دوران بسرعت می‌گذشت تا اینکه جبهه مقاومت اسلامی و میدانی برای جهاد فی سبیل الله بازشد؛ و مشتاقان سراسیمه به هر دری می‌زدند تا وارد میدان جهاد دفاع از مرز‌های اعتقادی (دفاع از حرم و حریم اهل بیت علیهم السلام) شوند.

سردار رستمیان افزود: با توجه به رابطه دوستی و برادری که بین بنده و آقا رحیم بود چندین بار تماس گرفت و برای حضور در جبهه مقاومت اسلامی اعلام آمادگی می‌کرد.

وی با اشاره به اینکه رحیم، رزمنده و فرمانده‌ای مجرب، کاردان، تخصصی، جهادی، ولایی بود، اظهار داشت: حدودا مهر سال ٩۴ ه ش بود که برای اعزام یگانی، آماده می‌شدیم. اوایل آبان برای دفاع از حرم و حریم اهل بیت علیهم السلام با ترکیبی از دوستان به شام بلا رفتیم و مشغول اجرای ماموریت‌های مختلف در منطقه جنوب غربی حلب شدیم.

سردار رستمیان تصریح کرد: پس از حدود بیست روز، تعدادی از رزمندگان و فرماندهان به ترکیب یگان ویژه ٢۵کربلا اضافه شدند درحالیکه رحیم کابلی و محرمعلی مرادخانی که هر دو از شهدای مدافع حرم هستند در این جمع بودند؛ رحیم، در ترکیب گردان یکم و محرمعلی مرادخانی در گردان سوم از یگان ویژه ٢۵کربلا در کنار فرماندهان جوان با مشاوره و راهنمایی هایش می‌درخشیدند.

وی با بیان اینکه سلسله عملیات‌های محرم (نصر) جهت آزاد سازی مناطق جنوب غربی حلب سوریه اجرا می‌شد، گفت: در یکی از عملیات‌ها که در شب شانزده آذر ٩۴ ه ش بوقوع پیوست و حماسه بزرگی توسط رزمندگان یگان ویژه ٢۵کربلا رقم خورد تعدادی ازدوستان بشهادت رسیدند؛ شهیدان محرمعلی مرادخانی، محمد شالیکار، عبدالرحیم فیروز آبادی، روح الله صحرایی، مصطفی شیخ الاسلامی به معراج رفتند و جای خالیشان احساس می‌شد.

سردار رستمیان با بیان اینکه رحیم در کنار سایر پیشکسوتان همچون کوهی مقاوم ثبات دهنده سازمان رزم یگان ویژه ٢۵کربلا بود، اظهار داشت: تجارب دفاع مقدس، روحیه شهادت طلبی، بیان عمارگونه رحیم، عامل بزرگی در مقاومت رزمندگان اسلام بود و ما از مشاوره و راهنمایی‌های او و سایر عزیزان استفاده می‌کردیم.

«کابلی» عاشق مکتب حسین بود/ بی‌تابی «رحیم» برای رفتن به سوریه

روایتی از خواب شهید کابلی از شهادت «اسماعیل خانزاده» 

این فرمانده دفاع مقدس عنوان کرد: رحیم یک سرباز مخلص، صادق، عاشق، مکتبی، الهی، جهادی، بود؛ و ما بوجود دوستانی مثل برادر رحیم در جمع خودمان افتخار می‌کردیم.

وی با بیان اینکه در موقعیت استقراری یگان ویژه ٢۵کربلا در شهر الحاضر در جنوب غربی حلب سوریه مشغول پیگیری امورات یگانی بودیم و خودمان را برای نبرد‌های بعدی آماده می‌کردیم، افزود: زمانی کوتاهی رحیم در کنار بنده قرار گرفت و با هم مشغول صرف چای بوده و از موضوعات مختلف صحبت می‌کردیم؛ در همان هنگام  اسماعیل خانزاده از مقابل ما با فاصله‌ای چندمتری عبور کرد. با هم سلام و علیک کردیم. رحیم با دیدن ایشان، گفت: حاجی! برادر اسماعیل خانزاده شهید می‌شوند. گفت: چطور؟ آیا خوابی دیدی یا الهام شده؟ گفت: خوابش را دیدم و حتما او تا چند روز دیگر به شهادت خواهد رسید. گفتم: ان شاء الله پس از جهاد‌های بیشتر روزیش شهادت باشد. گفت: حاجی، او همین چند روز به شهادت می‌رسد به خودش هم گفته‌ام.

وی با عنوان اینکه جنگ و نبرد بود و روزی شهادت هم قابل دسترسی برای مشتاقان شهادت، بیان داشت: چند روز دیگر در منطقه عمومی روستای معراته، عملیاتی انجام گرفت و تنها کسی که به شهادت رسید اسماعیل خانزاده بود؛ به یاد سخنان رحیم افتادم که می‌گفت حتما برادر اسماعیل خانزاده تا چند روز دیگر به شهادت خواهد رسید.

سردار رستمیان ادامه داد: رحیم مرد خدا، اهل شب و شب زنده داری بود و از خودش، در مبارزه با نفس اماره مراقبت می‌کرد. زبانش صادق، کلامش نافذ، رک و شفاف گوی بود.

وی افزود: پس از انجام آخرین عملیات توسط یگان ویژه ٢۵کربلا، توفیق دیدار با سردار دل‌ها حاج قاسم سلیمانی انجام گرفت که رحیم، همچون مجاهدی باوقار در چندقدمی آن فرمانده بی‌نظیر نشسته و گوش به سخنانش می‌داد. پس از آن دیدار، ماموریت یگان ویژه ٢۵کربلا به پایان رسید.

انتهای پیام/

نظر شما
نام:
ایمیل:
* نظر:
پربیننده ها