حاشیههای دیدار پاسداران حماسهآفرین جزیره فارسی با فرمانده کل قوا




پاسدار بعدی با حرارت از ترس و ضعف سربازان آمریکایی میگوید: «من ۳۱ سال سابقه خدمت دارم؛ [خارجیها] همواره نیروهای آمریکایی را برای ما گنده کردهاند! اما با چشم خودم دیدم با وجود اینکه بهترین قدرت بدنی را داشته و آموزشهای لازم را دیده بودند اما در مقابل پاسداران ما بدل به ترسوترین و بزدلترین آدمها شدند» آقا برایش رمزگشایی میکنند: «باید هم بترسند! شما خدا دارید و آنها خدا ندارند.» دریادلان سپاه، قدرت هالیوودی کماندوهای امریکایی را با اتصالشان به خدا، کاریکاتوری کردهاند.

نوبت به معرفی پاسداری میرسد که در عکس منتشر شده از محل نگهداری متجاوزان هم دیده شده و چهره جهانی شده بود؛ همان عکسی که سربازان امریکایی را نشسته در اتاقی نشان میداد و یک پاسدار را نیز در جمع آنان. سردار فدوی میگوید او به چهار زبان دنیا مسلط است و در این ماجرا با لحن محکم و مقتدرانه با امریکاییها صحبت کرد که حساب کار دستشان آمد؛ آقا با لبخند میگویند: «اگر خود ایشان را هم میدیدند بیشتر میترسیدند.» صدای خنده همه بلند میشود و عکس ماندگاری از لبخند دلنشین آقا ثبت میشود.

نوبت به جوانترها رسیده. فرمانده جوان ناوچه تندر از برگهای برندهای که در این حادثه رو کردند، میگوید: «آمریکاییها را مجبور کردیم ۲۰ دقیقه با ما فارسی صحبت کنند و به آنها گفتیم که به هیچ کدام از درخواستهایتان پاسخ نمیدهیم تا آنچه را گفتیم انجام دهید. آنها هم مجبور به اطاعت شدند» خلیج فارس است دیگر!



حالا دیگر همه از نزدیک آقا را دیدهاند؛ و همانطور که ایستادهادند، فرمانده کل چند جملهای در ستایش شجاعت فرزندان خود میگوید: «بچهها شجاعت به خرج دادند، فقط هم شجاعت نبود. شجاعت همراه با ایمان و همراه با درک بهنگام. یعنی در وقت عمل کردن. خیلی از کارهای ما انجام میگیرد منتها نه در وقت خودش. وقتی در کاری تأخیر افتاد آن وقت دیگر فایدهای ندارد. شما به لحظه عمل کردید، بسیار کارتان عالی و جالب بود و درست در وقت خودش هم این کار انجام گرفت. خدای متعال پشت گردن آنها زد و آنها را به آبهای ما کشاند که شما را به جان شان بیندازد و آنطور دستهایشان را روی سرشان بگذارند. این حادثه کار خدا بود و در وقت خوبی انجام گرفت و شما هم عالی عمل کردید. زنده باشید.» رزمندههای قدیمی و سرداران، یاد آن روزی افتادهاند که امام(ره) فرمود: «خرمشهر را خدا آزاد کرد.»

پاسداران جوان هم مزد شجاعت، ایمان و موقعشناسیشان را گرفتهاند و با انرژی و نشاطی چند برابر به مرزهای آبی باز میگردند؛ کارِ کارستانشان، آنقدر عالی بوده که حالا شده مثَل؛ آقا برای مسئولان، مثالشان میزند که جلوی دشمن باید اینگونه بود؛ و هر جا تجاوز کرد، با قدرت جلویش را گرفت.


