دلنوشته

رشت؛ شهری که در دل طوفان‌های روزگار لحظه‌ای به خود نلرزید

رشت شهری‌ست که در دل طوفان‌های روزگار لحظه‌ای به خود نلرزید و استوار، چون کوه‌های گیلان و سربلند، چون آسمان زلالش، در برابر استبداد و استعمار ایستاد و وجب به وجب کوچه‌ها و خیابان‌هایش معطر به نام مردان و زنانی شد که با خون خود آبیاری‌اش کردند.
کد خبر: ۸۰۲۸۰۰
تاریخ انتشار: ۰۷ دی ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۱ - 28December 2025
به گزارش خبرنگار دفاع‌پرس از رشت، سمیه اقدامی فعال رسانه استان گیلان؛ اینجا شمال است، شمال ایران؛ پیشانی یک کشور سر بلند، همسایه با ابر و باران و کوهستان و دریا، به آینه‌ای می‌ماند که هر بهار تازه می‌شود و مردمانی دارد از جنس باران‌های نقره‌ای؛ زلال و شفاف و مهربان.
رشت؛ شهری که در دل طوفان‌های روزگار لحظه‌ای به خود نلرزید
به شمال که می‌رسی تلاقی دریا و جنگل را بیشتر از همیشه باور می‌کنی و نم نم بوسه باران بهاران را. آسمان شمال زلال است و خیال سوار بر ابر‌ها می‌تازد، زمین هم مفروش از سبزه است، بوی لیمو و عطر شالیزار که می‌آید سرمستت می‌کند از یاد خدا، اینجا موطن آباد عشق است، اینجا شمال است و دیار نیکان و بزرگان و قهرمانان.
 
گیلان را شهری ست که حرمت دارد و اعتبارش به مردمان کم یابش است و خاک پاکش مامن امنی است که دختر امام رئوف را در خود جای داده و صفای باران‌های نقره‌ای اش، خنکای نسیم بهاری‌اش، طراوت بازار تاریخی‌اش، هویت گیلک بودنش و همه و همه تو را به این سمت و سوی می‌کشاند که با صلابت و با اقتدار بایستی و فریاد بزنی که من یک رشتی‌ام و به رشتی بودنم فخر می‌فروشم.
 
آری، من یک رشتی‌ام با هویت بزرگ مرد جنگل‌های هیرکانی.. بزرگ مردی که محله پیرسرای و سلیماندارابش را نه تنها در رشت بلکه در تاریخ یک ملت اعتبار بخشید.
 
آری من یک رشتی‌ام. رشتی که میرزا یونس‌های کوچک در آن نفس کشیدند، حماسه سرودند، سر دادند و سرباز مام شدن، اما وطن و هویت‌شان را به اجنبی‌ها ندادند و از اصالت و فرهنگ گیلک دفاع کردند.
 
آری من یک رشتی‌ام که از صلب پدران و دامان مادرانشان آیت الله شیخ محمد ازهدی لاکانی، آیت الله شیخ مختار ظهیری و آیت‌الله رودباری‌های پارسا و عالم پرور تربیت شدند و جهان اسلام را بارور کردند از فقاهت و علم و دین.
 
آری من یک رشتی‌ام که در دل خود پروفسور مجید سمیعی، پروفسور محمود بهزاد، احمد سمیعی گیلانی، آذر اندامی، سیروس شمیسا، پروفسور فضل‌الله رضا، بانو مجتهده شهربانو صفری‌ها و... را به خود دیده که برای جامعه بشری پیام صلح و آرامش و حیات داشتند.
 
آری من یک رشتی‌ام که در دل طوفان‌های روزگار لحظه‌ای به خود نلرزید و استوار، چون کوه‌های گیلان و سربلند، چون آسمان زلالش، در برابر استبداد و استعمار ایستاد و وجب به وجب کوچه‌ها و خیابانهایش معطر به نام مردان و زنانی شد که با خون خود آبیاری‌اش کردند و نام بلندشان در زمزه شهدا قرار گرفت که در طول تاریخ یکصد ساله اخیر گیلان بی‌نظیر است.
 
آری من یک رشتی‌ام که به پشتوانه مردمان انقلابی‌اش همراه با امام انقلاب سیدروح الله خمینی ۶۳ شهید تقدیم انقلاب شد که ۱۴ شهید سربلند رشت در روز‌های پیروزی انقلاب اسلامی به شهادت رسیدند. 
 
آری من یک رشتی‌ام که به هنگامه سمفونی جنگ هشت ساله هشت هزار شهید و شهیده جان شان را نثار کردند که از این بین ۲۲۰۰ زن و مرد غیور و گیلک رشت ردای سرخ شهادت بر تن کردند و آسمانی شدند.
 
آری من یک رشتی‌ام که در بحبوحه نبرد حق علیه باطل در جنگ تحمیلی ۸ ساله با مجاهدت‌های شبانه روزی سردار شهید حاج محمود قلی‌پور و آیت الله احسان‌بخش بیش از ۱۵۰۰ کامیون به سمت جبهه‌های جنگ ارسال کردند که در تاریخ گیلان و ایران بی نظیر و کم نظیر بود و بر پیشانی تاریخ ثبت شد این اقدام ماندگار.
 
آری من رشتی‌ام و به حماسه‌سازان آن، به ۳۲۰ بانوی غیور و مجاهد رزمنده که ۱۰۰ بانوی رشتی مجاهد آن در جبهه‌های جنگ تحمیلی در مناطق جنوب و غرب حاضر شدند و از آرمان برادران و همسران شهیدشان در بیمارستان‌ها و خط مقدم دفاع کردند افتخار می‌کنم. 
 
آری من یک رشتی‌ام و محله‌های قدیمی و ماندگارش همچون ساغری سازان، سرخبنده، سبزه میدان، دباغیان، باقرآباد، استادسرا، دانشسرا، نقره دشت، شهرداری و پیربازار ... را در خود جای داده که از گوشه و کنارش سرود حماسه و مقاومت به گوش می‌رسد، در ایامی که ۸ دی ۱۳۸۸ رقم خورد. در ایامی که دژخیمان و بدخواهان ایران در پی گرفتن ارزش‌ها و فرهنگ و اصالت ایران اسلامی بود گیلک زنان و گیلک مردان ولایتمدار رشت یک روز جلوتر ازمردم ایران وارد میدان شدند و ۸ دی ماندگار در میدان شهدای ذهاب شهرداری رشت را رقم زدند که بار دیگر این نیز بر پیشانی تاریخ گیلانیان ثبت شد. 
 
آری من یک رشتی‌ام که سردار دل‌ها حاج قاسم سلیمانی در اردیبهشت ۱۳۹۵ در اولین کنگره ملی شهدای گیلان برای اولین و آخرین بار در کنار پدران و مادران و همه مجاهدان گیلک سخنرانی کرد و در جمع مجاهدان نستوه‌اش قدردان زنان و مردان رنج و برنجی شد که ۸ هزار شهید تقدیم انقلاب اسلامی کردند.
 
سردار شهیدی که در جمع رزمندگان گیلانی در پی آزادسازی شهر‌های شیعه نشین نبل و الزهرا خطاب به رزمندگان گیلانی جبهه مقاومت در حلب فرمود: «حقیقتا سه ملاقات من با گیلانی‌ها در دیر الزیتون، کنگره ۸ هزار شهید گیلان در رشت و شهر حلب موجب شد که علاقه مندی ویژه‌ای به گیلان و به رشت پیدا کنم» بنده افتخار می‌کنم که یک رشتی هستم و حقیقتا این جمله تاریخی سردار بزرگ اسلام در دل و جان همه گیلانی‌ها و رشتوندان برای همیشه ماندگار شد.
 
آری من رشتی‌ام و به شهیدان مدافع حرم سید اسماعیل سیرت‌نیا، محمد حسین عطری، حامد کوچک‌زاده، سعید مسافر و بابک نوری و به شهدای جنگ دوازده روزه امیرحسین صالحی، حمیدرضا فلاحی و امین اخوان افتخار می‌کنم.
 
آری من رشتی‌ام و به ۱۲ دی، روز رشت افتخار می‌کنم، روزی که رشت در ۵۰۰ سال پیش به عنوان مرکز سیاسی، فرهنگی، اجتماعی، اقتصادی استان گیلان انتخاب شد و علت نامگذاری این روز ورود سلطان محمود نماینده شاه طهماسب صفوی در سال ۹۳۶ شمسی به رشت بوده است.
 
آری من رشتی‌ام و به میرزا کوچک جنگلی افتخار می‌کنم، به میرزایی که رهبر انقلاب اسلامی نهضت و حرکت او را یک واحد مینیاتوری از جمهوری اسلامی دانست.
 
آری من رشتی‌ام و افتخارم این است که رشت را زندگی می‌کنم.
 
انتهای پیام/
نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار