یادداشت/ غلامرضا بنی‌اسدی

«کربلای ۵»؛ عملیاتِ صلح‌آفرین! 

سرنوشت جنگ تحمیلیِ عراق علیه ایران، در سال ۱۳۶۵ و پس از عملیات بزرگ کربلای ۵ مشخص شد. «میدان» بود که میزِ «دیپلماسی» را چید. آن هم در شورای امنیتِ سازمان ملل. قطعنامه ۵۹۸ که خواستِ ایران را- تا حدودی- محقق می‌کرد، پیامد حماسه پیروز، اما خونینِ کربلای ۵ است.
کد خبر: ۸۰۵۲۶۵
تاریخ انتشار: ۲۰ دی ۱۴۰۴ - ۰۸:۱۹ - 10January 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- «غلامرضا بنی‌اسدی» پیشکسوت دفاع مقدس؛ سرنوشت جنگ تحمیلیِ عراق علیه ایران، در سال ۱۳۶۵ و پس از عملیات بزرگ کربلای ۵ مشخص شد. «میدان» بود که میزِ «دیپلماسی» را چید. آن هم در شورای امنیتِ سازمان ملل. قطعنامه ۵۹۸ که خواستِ ایران را- تا حدودی- محقق می‌کرد، پیامد حماسه پیروز، اما خونینِ کربلای ۵ است. تا پیش از این، قطعنامه‌هایی که صادر می‌شد بیشتر به «مشق برای رفعِ تکلیف» می‌مانست. از مجموعِ ۱۷ قطعنامه، به ندرت می‌توان حرفی یافت که ناظر به حق و علیه تجاوز باشد. بازخوانی قطعنامه‌ها می‌گوید که روند آن دقیقا متناظر با موفقیت‌های ما در میدان به سمت واقعیت میل کرده است. 

«کربلای ۵»؛ عملیاتِ صلح‌آفرین! 

در قطعنامه ۴۷۹، صرفا خودداری از توسل بیشتر به زور را از دو طرف خواستار شده بود. بی‌آنکه نقض صلح و تجاوز را ببیند چه رسد که محکوم کند. خرمشهر را با قدرت پس گرفتیم باز یادشان آمد که در این گوشه جهان جنگی است که یک سال و نیم در جریان است لذا با قطعنامه ۵۱۴، خواستار آتش‌بس سریع و عقب‌نشینی نیرو‌های دو طرف به مرز‌های بین‌المللی شدند. البته اعزام نیرو‌های حافظ صلح و ناظران سازمان ملل به منطقه نیز از دیگر مفاد این قطعنامه بود. ۱۲ مهر ۱۳۶۱ که ما جنگ را به خاک دشمن کشاندیم قطعنامه ۵۲۲ را صادر کردند با مضامین تکراری بدون نام بردن از آغازگر جنگ. 

در ۹ آبان ۱۳۶۲ که شهر‌های ما زیر بمب و موشک بود و غیر نظامیان قربانی خشم صدام می‌شدند، قطعنامه ۵۴۰ صادر و برای نخستین بار بر لزوم بررسی واقع بینانه علل آغاز جنگ که پیوسته ایران بر آن تأکید داشت، اشاره کرد. بعد از عملیات والفجر ۸ و فتح فاو، قطعنامه ۵۸۲ صادر شد و شورا اصل غیر قابل قبول بودن تصرف زمین از راه توسل به زور را مورد تأکید قرار داد، موضوعاتی که در قطعنامه‌های پیشین دیده نمی‌شد. با اینحال مسئولیت و علل آغاز تجاوز به‌صورت مبهم در این قطعنامه مطرح شد. 

بعد از این که ما عملیات کربلای ۵ را به انجام رساندیم و عملا ماشین جنگی دشمن را از هم پاشیدیم و دیدند که عراق نمی‌تواند پیروز جنگ باشد، در مرداد ۱۳۶۶ قطعنامه ۵۹۸ صادر شد این قطعنامه از نظر کمی و تعداد واژه‌های به‌کار گرفته شده مفصل‌ترین و از نظر محتوا اساسی‌ترین و از نظر ضمانت اجرا قوی‌ترین قطعنامه شورای امنیت بود. 

قطعنامه ۵۹۸ شورای امنیت سازمان ملل متحد که جنگ تحمیلی بر اساس آن پایان یافت، «معاهده الجزایر» را مبنای عقب‌نشینی ارتش‌های دو کشور به پشت مرز‌های خود تعیین کرد. همان عهدنامه‌ای که صدام با پاره کردن آن دربرابر دوربین‌ها، جنگ را علیه ما آغاز کرد. اما باتلاقی درست شد که خودش را می‌بلعید. 

باری، حماسه کربلای ۵، باعث شد که دنیا بداند که اگر پشت صدام باایستند هم او نمی‌تواند پیروز شود. تکاپوی دیپلماسی و توجه به مطالبات ما آن موقع رنگ جدیت گرفت. ما خواهان اعلام آغازگر جنگ بودیم و این قطعنامه بدان گردن نهاد؛ «از دبیرکل درخواست می‌کند تا مشورت با ایران و عراق، مسئله ارجاع تحقیق درباره مسئولیت منازعه به هیئت بی‌طرفی را بررسی کنند و هرچه زودتر به شورای امنیت گزارش دهد.» 

سرانجام در ۱۸ آذر ۱۳۷۰ دبیر کل در گزارشی رسمی نوشت: «رویداد برجسته‌ای که تحت عنوان موارد نقض حقوق و مقررات بین‌المللی در بند ۵ این گزارش بدان اشاره کردم، همانا حمله ۲۲ سپتامبر ۱۹۸۰ علیه ایران است که بر اساس منشور سازمان ملل متحد، اصول ۲ قوانین شناخته شده بین‌المللی یا اصول اخلاقی بین‌المللی قابل توجیه نیست و موجب مسئولیت مخاصمه است». یعنی آغازگر جنگ. باری ما حق‌مان را به قدرت میدان در عرصه دیپلماسی گرفتیم. این را هم مدیون شهیدان و رزمندگان کربلای ۵ هستیم.

انتهای پیام/

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار