احزاب وابسته نقطه اتکای پهلوی دست نشانده بود

محمدرضا پهلوی شاه دست نشانده انگلیسی‌ها و مورد حمایت اربابان آمریکایی‌اش بود، او برای حفظ سلطنت بادآورده‌اش به هر خس و خاشاکی که به تکبر پوچش خدشه وارد نکند چنگ می‌زد و یکی از این دستاویز ایجاد و یا اتکا به احزابی بود که به دربار وفادار باشند.
کد خبر: ۸۱۷۴۳۲
تاریخ انتشار: ۱۶ اسفند ۱۴۰۴ - ۱۱:۲۳ - 07March 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، رژیم پهلوی تنها سلسله دست نشانده‌ای بود که توسط بیگانگان روی کار آمد و از حمایت همه‌جانبه آنها برخوردار بود به همین دلیل با سلسله‌های پیش از خود تفاوت‌های اساسی داشت. شناخت این سلسله به نحوی به شناخت ماهیت انقلاب اسلامی کمک می‌کند. چرا که این انقلاب نجات‌بخش نه فقط با یک رژیم دست نشانده که با همه جهان استعمار و استکبار در جنگ بود. یکی از راه‌های شناخت رژیم پهلوی مطالعه کتاب‌هایی است که توسط عمال شاه به نگارش درآمده‌اند و از همین رو نگاهی جانبدارانه به انقلاب اسلامی ندارند.

احزاب وابسته به دربار

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» که بخش‌هایی از آن را در ادامه می‌خوانید به قلم «حسین فردوست» نوشته شده و پرده از حقایقی برمی‌دارد که می‌تواند تصویری واقعی از حکومت دیکتاتوری رژیم پهلوی بر مردم ایران ارائه دهد.

احزاب وابسته به دربار

یکی دیگر از اقداماتی که محمدرضا برای تحکیم موقعیت خود و تمرکز قدرت در دست خود انجام داد، تشکیل احزاب و دسته‌جات شبه نظامی بود که در جامعه و ارتش ریشه دوانیده و عناصر آن بعد‌ها اصلی‌ترین اجزاء رژیم او شدند. یکی از این احزاب که محمدرضا هزینه آن را تأمین می‌کرد، حزب «سومکا» بود، که توسط داوود منشی‌زاده راه انداخته شد و در آن افرادی مثل داریوش همایون شرکت داشتند.

اعضاء این حزب با مخالفین محمدرضا مبارزه می‌کردند حتی مبارزات خیابانی سخت آنها برای حمله به مخالفین چماق‌های مخصوص دسته کوتاه داشتند به هزینه محمدرضا آنها خانه‌ای اجاره کرده بودند و وسایل خانه هم توسط دربار تأمین شد. در این خانه آنها جلسات سخنرانی منظم داشتند و حملات خیابانی را طراحی می‌کردند. آنها خود را بشدت «شاه پرست» می‌خواندند.

منشی‌زاده رئیس این حزب علاقه شدیدی به هیتلر داشت و خود را مانند او درست می‌کرد و شباهت فوق‌العاده زیادی هم داشت انضباط یاد شده فرم لباس فرم سلام دادن نحوه سخنرانی همه و همه شبیه نازی‌ها بود. حتی علامت حزب هم شبیه نازی‌ها بود. اعضاء حزب اکثراً جوان و زیر ۲۰ سال بودند و با اونیفورم به شکل واحد نظامی در خیابان‌ها دیده می‌شدند.

تقلید از هیتلر هم علاقه شخصی منشی‌زاده بود و هم برای رعب و وحشت بود. این شباهت جنبه ظاهری داشت و باطناً کوچکترین ارتباط سیاسی با نازی‌های آلمان نبود. این حزب بتدریج رو به تحلیل رفت و شاید همان تقلید از نازیسم که در آلمان بکلی نابود شده بود. عامل این امر بود ولی افراد آن در قالب‌های دیگر حمایت خود را از محمدرضا ادامه دادند.

حزب دیگری که برخی عناصر سیاسی خود را از «سومکا» گرفت، ولی مبتکر آن سرلشکر حسن ارفع بود حزب آریا بود. این حزب یک شاخه نظامی داشت. ارفع در منزل شخصی خود تعداد قابل ملاحظه‌ای از افسران ارشد را گرد می‌آورد و آنها را هدایت می‌کرد. گرداننده اصلی شاخه نظامی سرتیپ دیهیمی بود که فوت کرده و مغز متفکر آن حسن اخوی سرلشکر بعدی بود عضو مهم دیگر سرهنگ حسین منوچهری بود که نام خود را به بهرام آریانا تغییر داد و مدتی تمایلات شدید به نازی‌ها داشت ارتشید آریانای بعدی اعضای دیگر امین زاده (سرلشکر بعدی و سروان یحیائی و محمودارم سرلشکر بعدی بودند. چند بار بعد از ظهر که به خانه ارفع رفتم اکثراً تعدادی از اعضاء حزب سیویل و نظامی) منزل او بودند، که مسلماً در روز تعداد بیشتری جمع می‌شدند.

حزب ارفع جمعیتی نداشت، بلکه کلیه اعضاء آن بدون استثناء یا صاحب مشاغل مهم بودند و یا می‌شدند. این فرم تحزب بنا به پیشنهاد ارفع و تصویب محمدرضا بود. هدف حزب این نبود که مثلا یک تظاهرات صدهزار نفری راه بیندازد که البته می‌توانست چنین جمعیتی را با وسایل مختلف جمع کند بلکه هدف حزب در اختیار گرفتن مشاغل حساس نظامی و غیر نظامی بود. خود ارفع شاید ۳ بار رئیس ستاد ارتش شد و علت تغییر او تنها این بود که یک رقیب قوی یعنی رزم آرا داشت این رقابت چند بار تکرار شد. ارفع رئیس ستاد می‌شد و رزم آرا از طرق مختلف برای او می‌زد و خودش رئیس ستاد می‌شد. سپس ارفع برای رزم آرا می‌زد و مجدداً رئیس ستاد می‌شد. به همین ترتیب ارفع ۳ بار و رزم آرا هم ۳ بار رئیس ستاد ارتش شدند.

نگهداری این حزب آسان بود، زیرا افرادی که آن را تشکیل می‌دادند به دنبال حفظ شغل خود بودند و یا برای ترقی و گرفتن شغل وارد می‌شدند یکی از اصول اصلی حزب ضد کمونیست بودن شدید آن بود که در درجه اول اهمیت قرار داشت. دوم اینکه همه از طرفداران انگلیس بودند و وابستگی به آمریکا در آن سال‌ها نداشتند. بعد‌ها بعضی‌شان وابستگی به آمریکا پیدا کردند ولی تا روزی که از موجودیت آن با خبر بودم، اعضاء بدون استثناء طرفدار انگلیس یا وابسته به انگلیس بودند. این مطالب مربوط به شاخه نظامی حزب است.

بعضی از اعضاء حزب سابقه دستگیری توسط انگلیسی‌ها داشتند. ماجرا از این قرار است که پس از ورود ارتش انگلیس به تهران حدود ۱۵۰ نفر از افراد سرشناس نظامی و غیر نظامی توسط انگلیسی‌ها بازداشت و در اراک زندانی شدند انگلیسی‌ها به روس‌ها چنین تفهیم نمودند که اینها طرفدار سیاست آلمان هستند و به همین دلیل بازداشت شده‌اند. ولی پس از خروج نیرو‌های بیگانه از ایران بتدریج مشخص شد که بسیاری از همین افراد بازداشت شده طرفدار انگلیسی‌ها بوده‌اند. تعدادی از آنها که سنشان اجازه می‌داد تا قبل از انقلاب هم در مشاغل مهم مملکتی مسئولیت داشتند و هنوز نیز طرفدار انگلیس و ضد کمونیست بودند.

انتهای پیام/ 161

نظر شما
پربیننده ها