تصاحب زمین و املاک مردم با سرنیزه رضاخان
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، رژیم پهلوی تنها سلسله دست نشاندهای بود که توسط بیگانگان روی کار آمد و از حمایت همهجانبه آنها برخوردار بود به همین دلیل با سلسلههای پیش از خود تفاوتهای اساسی داشت. شناخت این سلسله به نحوی به شناخت ماهیت انقلاب اسلامی کمک میکند. چرا که این انقلاب نجاتبخش نه فقط با یک رژیم دست نشانده که با همه جهان استعمار و استکبار در جنگ بود. یکی از راههای شناخت رژیم پهلوی مطالعه کتابهایی است که توسط عمال شاه به نگارش درآمدهاند و از همین رو نگاهی جانبدارانه به انقلاب اسلامی ندارند.

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» که بخشهایی از آن را در ادامه میخوانید به قلم «حسین فردوست» نوشته شده و پرده از حقایقی برمیدارد که میتواند تصویری واقعی از حکومت دیکتاتوری رژیم پهلوی بر مردم ایران ارائه دهد.
قوام شیرازی و املاک پهلوی
رضاخان شب به اصفهان میرسد و در خانه فرد متمولی به نام کازرونی سکنی میگیرد. همان شب نیز قوام الملک شیرازی به اتفاق دکتر سجادی پشت سر او به اصفهان میآید. آن شب ابراهیم قوام به رضاخان میگوید که شما که ایران را ترک میکنید، تکلیف مایملکتان چه میشود؟ لازم است که تکلیف آنها را روشن کنید! رضاخان با قوام الملک صحبتهایی میکند و میگوید که بنویسید محضرداری را خبر میکنند و رضاخان دیکته میکند که آنچه دارم اعم از منقول و غیر منقول را به ولیعهد واگذار میکنم قوام هم تصحیحاتی انجام میدهد و رضا امضاء میکند سپس رضاخان به سمت کرمان حرکت میکند و قوام الملک به سوی تهران قوام نامه را به فروغی داد و او هم در روزهای بعد در مجلس قرائت کرد.
رضاخان در طول سلطنتش تمام املاک مرغوب شمال را به زور سرنیزه به نام خود کرد. پس از سقوط او تا مدتها روزنامهها و مجلات کشور پر بود از نمونههایی از غصب اموال مردم توسط رضاخان. البته گاهی پول مختصری هم به عنوان بهای آن میداد. املاک را به منطقههای مختلف تقسیم کرد و در هر منطقه يک افسر گمارد و کل املاک او را سرلشکر کریم آقاخان بوذرجمهری اداره میکرد در سال ۱۳۱۹ یکسال قبل از رفتن رضاخان از ایران صورتحساب عایدی خالص سالیانه املاک پهلوی ۶۲ میلیون تومان بود که همه اینها را به محمدرضا منتقل کرد و سایر اولاد او بینصیب ماندند بعدها آنها به رضاخان شکایت کردند و او نیز به محمدرضا نوشت که کاخهای فرزندان را به آنها انتقال دهد و علاوه بر آن به هر كدام يک ميليون تومان بپردازد که سریعا انجام شد.
اگر رضاخان خاطرات خود را مینوشت و در آن توضیح میداد که چرا هزاران هزار مالک را بیملک کرد تا خود مالک شود دانستن انگیزه او جالب بود تصور میکنم اگر خاطراتش را مینوشت باید می گفت که از نظر ملک سیری نداشتم از شخصی که خود زمانی به رضاخان پیشنهاد فروش املاکش را داده بود پرسیدم پاسخ داد: «اگر میخواستید رضاخان خوشحال شود، درجه بدهد، مقام بدهد و یا پیشنهادی را تصویب کند بهتر بود قبل از شروع نام چند ملک را با مشخصات و قیمت آن مطرح میکردید و مطمئن بودید که کارتان انجام میشد!» همه و یا لا اقل تعداد زیادی از کسانی که حق ملاقات با او را داشتند چنین پیشنهاداتی می دادند و این نقطه ضعف بزرگ رضاخان بود در روزهای اشغال ایران توسط متفقین که انگلیسیها رضا را به عنوان يک مهره بیارزش و مدفون میدانستند رادیوی بی بی سی. سه روز متوالی درباره املاک رضاخان سخن گفت و میگفت که بزرگترین خدمتی که رضاخان به مملکتش کرده غصب کلیه اموال مردم شمال است.
انتهای پیام/ 161


