دلنوشته/ جواد رستمی

شاید این شب‌ها دیده‌ایم تو را حیف که نشناختیم

اهل علم و عرفان می‌دانند که در این ایام، در خیابان‌های ایران به نظارهِ دوستدارانت ایستاده‌ای و جراحت‌های این غیبت طولانی را التیام می‌دهی! هر شب در آغاز و پایان جهاد خیابانی‌شان به تو توسل می‌کنند و ارتباط قلبی محکم‌تری دارند گویا جواب سلامت را می‌شنوند که آرام می‌گیرند.
کد خبر: ۸۲۸۰۰۹
تاریخ انتشار: ۲۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۱:۱۹ - 18April 2026

گروه استان‌های دفاع‌پرس- «جواد رستمی» کارشناس مذهبی؛ برای دیدار یار دیگر حضور در مسجد سهله و کوفه و جمکران لازم نیست. چله گرفتن هم نمی‌خواهد. ملت ایران در خیابان چله گرفتند.

 

شاید این شب‌ها دیده‌ایم تو را حیف که نشناختیم

مهدی فاطمه در میانه میدان است که این چنین، مردم را برانگیخته!

نَفَس اوست که دل‌ها را به سوی خویش در خیابان می‌کشد.

ابر‌های تیره نازک شده است که خورشید، بیش از همیشه گرمای وجودش را به عالم می‌تابد، نه فقط اینجا که آزادگان جهان به میدان داری یارانش در ایران به خیابان آمدند.

مولای من! رهبرم سید مجتبی، هرگاه با ما سخن می‌گوید از تو استمداد می‌جوید. او، چون امام شهید پرچمت به دوش گرفته و به میدان مبارزه با ظلم و فساد آمده است. تا آمدنت برای ما حفظش کن.

آقای من! بیش از همیشه دل‌ها بسوی تو رغبت دارد. جان‌ها کمبودت را حس کردند و به جستجوی تو هستند. یارانت امیدشان افزون شده و عاشقانت شیفته‌تر!

اهل علم و عرفان می‌دانند که در این ایام، در خیابان‌های ایران به نظارهِ دوستدارانت ایستاده‌ای و جراحت‌های این غیبت طولانی را التیام می‌دهی!

هر شب در آغاز و پایان جهاد خیابانی‌شان به تو توسل می‌کنند و ارتباط قلبی محکم‌تری دارند گویا جواب سلامت را می‌شنوند که آرام می‌گیرند.

شاید این شب‌ها دیده‌ایم تورا! حیف که نشناختیم؟! ما به دعای تو محتاجیم و از دوریت رنجور. پناهی جز تو نداریم.

آقاجان دشمن غدار (مکار و حیله‌گر) از کینه تو، کمر به نابودی ما بسته است. به تو شاکی می‌شویم از این دوری و غم و غصه. از فزونی دشمن و کمی دوست! به یاری تو امید داریم و به خدا پناه می‌بریم از شر شرور و کینه ابلیس.

امام و رهبرمان شهید شد همان که فرمود زیر بیرق عمویت عباس است، در نبود شما به او دلگرم بودیم، اما اکنون که در نبرد با دشمنان در میانه میدان و بی پناهیم به تو امیدوار و به خدا توکل داریم.

پسر فاطمه، وارث ذوالفقار! ز پَسِ پرده درای و انتقام مادر بِسِتان! بس نیست این همه پرده‌نشینی.

تا به کی شیعه‌کشی تا به کی ظلم و فساد! خون ما قابل نیست، اما به رهت جانفداییم همگی.

ترس از مرگ نداریم که ما وارث خون حسین و کربلائیم همگی.

بیاکه منتظران را صبر سرآمده! بیاکه سخت دلتنگ و رنجوریم، شکسته دل و ناشکیب و دلگیریم.

دگر طاقت دعا و استغاثه زیر سقف مسجد و حسینیه نبود به جست‌وجوی تو در خیابان و کوچه آمدیم تا تو آییُ و غم دل ببری، طعنه و کینه دشمن بی‌اثرسازیُ و به حضورت دل ببری!

انتهای پیام/

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار