می‌خواست مثل کوه دنا پای ناو دنا بایستد!

پسرعمه شهید «رسول اعظمی» از شهدای ناو دنا گفت: وقتی یکی از دوستان شهید از سختی مأموریت و دوری طولانی‌مدت پرسید، رسول با شوخی گفت فکر می‌کنی چرا اسم ناوشکن ما را ناو دنا گذاشتند؟ چون من بچه پادنا هستم و از سرزمین دنا آمده‌ام؛ به خاطر من این اسم را انتخاب کرده‌اند! بعد با جدیت گفت رواست که من این کار را نکنم؟ آنها به خاطر من این اسم را انتخاب کرده‌اند. من باید مثل کوه دنا پای این ناو بایستم.
کد خبر: ۸۲۸۰۷۶
تاریخ انتشار: ۲۹ فروردين ۱۴۰۵ - ۱۳:۴۵ - 18April 2026

«سید روح‌الله میربستگان» یکی از بستگان شهید «رسول اعظمی» که در جریان حمله آمریکایی‌ها به ناوشکن دنا به شهادت رسید، در گفت‌و‌گو با خبرنگار دفاع‌پرس از اصفهان، به راویت خاطرات دوران کودکی و پایبندی به قول و نگاه آرمان‌خواهانه این شهید پرداخت و اظهار داشت: عشق شهید اعظمی به وطن و احساس مسئولیتش در دفاع از مرزها، سختی‌ها و دوری‌های مأموریت را برای او شیرین کرده بود. او که سال‌ها هم‌بازی شهید اعظمی بوده است، رسول را فردی شاد، بشاش و اهل مزاح معرفی کرد که حال جمع برایش اهمیت زیادی داشت. 

می‌خواست مثل کوه دنا پای ناو دنا بایستد!

 

وی گفت: رسول همیشه حواسش به همه افراد جمع بود؛ اگر می‌دید کسی ناراحت است، پیگیری می‌کرد و دلیل ناراحتی‌اش را می‌پرسید. هر وقت پای یک کاری می‌ایستاد، یعنی حرفی که می‌زد یا قولی که می‌داد، همیشه سر حرف و قولش بود.

انتخاب نیروی دریایی برای خدمت به مردم
میربستگان درباره دلیل انتخاب نیروی دریایی توسط شهید اعظمی بیان کرد: وقتی از او پرسیدم چرا این شغل را انتخاب کرده، گفت هر کسی باید با توجه به علاقه‌ای که دارد به کشورش خدمت کند.

شهید اعظمی که اهل شهرستان سمیرم در استان اصفهان بود، آرزو داشت به جایگاهی برسد که هم مفید باشد و هم مردم منطقه محرومش به او افتخار کنند. به همین دلیل، با وجود علاقه به ادبیات، ادامه تحصیل در این رشته را رها کرده و وارد نیروی دریایی شده بود تا زودتر مشغول خدمت شود.

یکی از خاطرات جالب آخرین مرخصی شهید، به مأموریت سفر دور دنیای ناوشکن «دنا» مربوط می‌شود. میربستگان بیان کرد: وقتی یکی از دوستانش از سختی مأموریت و دوری طولانی‌مدت پرسید، رسول با شوخی گفت فکر می‌کنی چرا اسم ناوشکن ما را ناو دنا گذاشتند؟ چون من بچه پادنا هستم و از سرزمین دنا آمده‌ام؛ به خاطر من این اسم را انتخاب کرده‌اند! بعد با جدیت گفت رواست که من این کار را نکنم؟ آنها به خاطر من این اسم را انتخاب کرده‌اند. من باید مثل کوه دنا پای این ناو بایستم.

سختی‌هایی که با عشق به کار شیرین می‌شود
به گفته میربستگان، شهید اعظمی سختی‌های شغلش را انکار نمی‌کرد، اما نگاهش به کار، این دشواری‌ها را برایش قابل تحمل و حتی دوست‌داشتنی می‌کرد. او از قول شهید می‌گوید: آسان‌ترین شغل هم سختی‌های خودش را دارد؛ اما وقتی به آن شغل علاقه داشته باشی و عاشق آن باشی، سختی‌ها و دوری‌ها هم برایت جذاب و شیرین می‌شود. من، چون کارم را دوست دارم، سختی‌ها برایم جذاب است. به باور او، همین احساس مفید بودن در قبال وطن، دوری از خانواده را برای شهید قابل تحمل کرده بود.

میربستگان معتقد است اگر شهید اعظمی امروز در میان ما بود، جوانان را به حفظ وحدت و پرهیز از اختلافات دعوت می‌کرد و می‌گفت: با وجود سختی‌های اقتصادی، الان وقت اختلاف نیست؛ باید آرمان‌هایمان را حفظ کنیم و مشکلات اقتصادی را هم کنار هم حل کنیم.

وی با اشاره به سخنان رهبر، از مسئولان می‌خواهد «تقاص خون» شهدای ناو دنا را بگیرند و در برابر تهدید‌ها و دشمنی‌های خارجی بایستند. به گفته او، مسئولان باید قدر مردم را بدانند و بعد از رفع تهدیدها، به شکل جدی به اقتصاد و رفاه جوانان برسند.

پسرعمه شهید در انتهای گفت‌و‌گو اظهار کرد: حمایت از مردم نباید فقط در حد شعار باشد؛ همان‌طور که مردم پشت نظام هستند، مسئولان هم باید هوای مردم را داشته باشند.

انتهای پیام/

نظر شما
پربیننده ها
آخرین اخبار