اندیشه فرهنگی رهبر شهید؛

فرهنگ عنصری تفکیک‌ناپذیر از دیگر عرصه‌های جامعه

ما نمی‌توانیم فرهنگ را از عرصه‌های دیگر جامعه منفک کنیم و با توجه به لزوم پیوست فرهنگی باید ملتفت لوازم فرهنگی آنها نیز باشیم. به دلیل همین موقعیت بنیادین فرهنگ است که آسیب‌های فرهنگی هم دیر فهمیده و به سختی علاج می‌شوند.
کد خبر: ۸۴۹۸۵۵
تاریخ انتشار: ۰۳ مرداد ۱۴۰۵ - ۰۴:۱۸ - 25July 2026

به گزارش گروه فرهنگ دفاع‌پرس، واژه «فرهنگ» در منظومه فکری رهبر شهید انقلاب اسلامی جایگاهی ممتاز دارد و بسامد آن در بیانات ایشان به‌قدری بالاست که کمتر واژه‌ای به اندازه واژه «فرهنگ» مورد تأکید و توجه امام خامنه‌ای قرار گرفته است. از منظر ایشان فرهنگ موتور پیشران کشور به سمت سمت قله‌های اقتدار است و تمدن نوین اسلامی بواسطه فرهنگ محقق می‌شود. 

امام خامنه ای

البته فرهنگی که شالوده و شاکله آن مبتنی آموزه‌های اسلام و برآمده از سرمایه عظیم تمدنی ایران باشد بدون آن که وامدار شرق و غرب باشد. حقیقت امر نیز همین است که ایران در میان کشور‌های جهان دارای پشتوانه عظیم فرهنگی است تا جایی که می‌تواند صادر کننده فرهنگ باشد. اگر بخواهیم جغرافیای فرهنگی ایران را ترسیم کنیم اغلب کشور‌های غرب آسیا و کمی فراتر از آن را شامل می‌شود. متاسفانه به دلیل خودفروختگی شاهان قاجار و پهلوی و مرعوب شدن روشنفکران، هنرمندان و نویسندگان به فرهنگ غرب به خصوص در عصر پهلوی سبب شد سینما، تئاتر، موسیقی؛ ادبیات و ... کمترین قرابت را با فرهنگ ایرانی داشته باشد. 

انقلاب اسلامی که در حقیقت انقلابی فرهنگی بود در مقابل این انحطاط ایستاد و هوای تازه‌ای به جامعه استعمار شده ایران تزریق کرد. در بیان امامین انقلاب اسلامی این نکته محرز بار‌ها مورد تاکید قرار گرفته است که بازگش به فرهنگی اسلامی ایرانی است که می‌تواند در ابعاد متعدد کشور را به نقطه اقتدار برساند. شناخت ابعاد فرهنگ در اندیشه رهبر شهید انقلاب اسلامی می‌تواند رهنمای اصحاب فرهنگ و هنر و همچنین مدیران این حوزه وسیع شود.

معنای فرهنگ

تعریف فرهنگ بر مبنای اجزاء از نظر ساخت‌ها و شئون تشکیل دهنده مشتمل بر مجموعه‌ای از ارزش‌ها و ضد ارزش‌ها است. [در دیدار اقشار مردم ۳ فروردین ۱۳۷۴]همین طور می‌توان گفت فرهنگ واقعیتی دوگانه لایه‌ای است، لایه باطنی و ناپیدای فرهنگ، باور‌های ذهنی و خصلت‌های اخلاقی را شامل می‌شود و لایه ظاهری و نمایان آن، [در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ۸ دی ۱۳۸۳]تعبیر دیگر این است که فرهنگ، دارای سه جزء و عنصر است. عقاید، خلقیات و رفتارها. اساس و ریشه فرهنگ، عبارت است از عقاید و خلقیات؛ زیرا رفتار‌ها معلول این‎ها هستند و بواسطه آنها، شکل می‌گیرند. [در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ۱۹ آذر ۱۳۷۹]

عقاید یا باورها، مجموعه نظر‌ها و افکار و اندیشه‌هایی هستند که انسان، آنها را پذیرفته و در ذهن او رسوب و رسوخ کرده‌اند. عقاید اموری ذهنی و ناظر به برداشت‌ها و تفاسیر انسان از واقعیت‌های جهان و متضمن توصیف و تجویز هستند و به همین سبب، رفتار‌ها را تعیین می‌کنند. خلقیات که اوصاف منشی و سیرتی مردمان یک جامعه هستند، مواردی از این فبیل هستند؛ وجدان کاری، اهمال‎کاری، انضباط اجتماعی و ... خلقیات همچون عقاید درونی هستند، اما ذهنی نیستند. [در دیدار اعضای شورا‌های فرهنگ عمومی ۱۹ تیر ۱۳۷۴]

پاره‌ای از فرهنگ که عینی و ظاهری است، رفتار‌ها و اشیاء فرهنگی را شامل می‌شود. چگونگی پوشش، آرایش، سخن گفتن، آداب معاشرت و... به قلمرو رفتار‌های فرهنگی تعلق دارند. شکل و سبک معماری نیز از آن جهت که دلالت‌ها و نتایج فرهنگی دارد و نوع خاصی از ارزش‌ها و مناسبات فرهنگی را به دنبال دارد، جزء اشیاء فرهنگی به شمار می‌آید. همچنین خط یکی از نمود‌های مهم فرهنگ است. [در دیدار مسئولان سازمان صدا و سیما ۲۸ ادریبهشت ۱۳۸۳]

از زوایه دیگر گفته شده که فرهنگ عبارت است از برداشت‌ها و باور‌های انسان‌ها و همچنین روحیات و خلقیات برخاسته از آنها در زندگی اجتماعی که خودشان خاستگاه رفتار‌ها و کردار‌های انسان هستند. از جمله مسئولیت‌پذیری، ایثارگری، تعاون اجتماعی، اصلاح الگوی مصرف روحیه انسجام و اتحاد اسلامی و عفاف همگی جزو فرهنگ هستند. [در دیدار اعضای مجلس خبرگان رهبری ۲۵ شهریور ۱۳۸۹]

همین مضمون در جای دیگری نیز تکرار شده است. فرهنگ عبارت است از باور‌ها و عادات مردم در زندگی روزمره‌شان که الهام بخش آنها در حرکات و اعمال دیگرشان است. در این تعریف فرهنگ به عنوان واقعیتی دولایه در نظر گرفته شده که هر دو ذهنی و درونی هستند، اما خاستگاه شکل‌گیری رفتار‌های عینی و بیرونی هستند. در کنار این قالب‌بندی و هندسه‌سازی کلی، اجزار و عناصر این دو لایه نیز مشخص شده‌اند.

می‌توان فرهنگ را به هوا تشبیه کرد و آن را این طور معنا کرد که فضای تنفسی جامعه است. از این لحاظ فرهنگ با هیچ امر دیگری مقایسه‌پذیر و همسان نیست چرا که در این فضای تنفسی نظام‌های سیاسی و اقتصادی و ... به سر می‌برند و این نظام فرهنگی است که جهت‌گیری‌ها و ماهیت نظام‌های اجتماعی دیگر را شکل می‌دهد. فرهنگ همانند هوا بر همه ساحات و شئون دیگر، مسلط و غالب است و اقتضائات خود را بر آنها تحمیل می‌کند. [در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ۱۷ آذر ۱۳۸۶]

فرهنگ یک واقعیت فراگیر است که تمام نظام‌های اجتماعی را در سایه خود جای قرار می‌دهد و آنها را بر اساس درون‌مایه‌های خویش رنگ‌آمیزی می‌کند. از این رو نمی‌توانیم فرهنگ را از عرصه‌های دیگر منفک کنیم و معنای اینکه باید برنامه‌های سیاسی و اقتصادی پیوست فرهنگی داشته باشند این است که ما باید ملتفت لوازم فرهنگی آنها باشیم. همچنین شاید بتوان گفت که به دلیل همین موقعیت بنیادین و ناپیدای فرهنگ است که آسیب‌های فرهنگی هم دیر فهمیده می‌شوند و به سختی علاج می‌شوند. [در دیدار اعضای شورای عالی انقلاب فرهنگی ۲۰ آذر ۱۳۷۵]

منبع: درآمدی بر اندیشه فرهنگی آیت‌الله خامنه‌ای، نویسنده: مهدی جمشیدی

انتهای پیام/ 161

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار