افول ترامپ نزدیک است
گروه بینالملل دفاعپرس - عباس سرحان، روزنامه نگار و تحلیلگر مسائل سیاسی و بین الملل؛ به نظر میرسد ستاره دونالد ترامپ، رئیسجمهور آمریکا، که برای دومین بار و با وعدههای قاطعیت، قدرت و بازگرداندن آمریکا به «عصر طلایی» خود به کاخ سفید بازگشت، بهتدریج در زیر فشار جنگی که به اهداف اعلامشده خود دست نیافته است، رو به افول گذاشته است.

از زمان آغاز جنگ آمریکا و اسرائیل علیه ایران در فوریه ۲۰۲۶ و در پی آن، حملات هوایی گسترده، محاصره دریایی و مذاکرات نافرجام، دولت آمریکا نتوانسته است تصویری از پیروزی قاطع را که از همان روز نخست وعده داده بود، به افکار عمومی ارائه کند.
برعکس، خود ترامپ همچنان از ماهها پیش تکرار میکند که «جنگ خیلی زود به پایان خواهد رسید»؛ وعدهای که بدون تحقق یافتن، بارها تکرار میشود. این در حالی است که گزارشهایی درباره افزایش کمبود مهمات و فرسایش آشکار توان نظامی منتشر میشود.
فرسایش گزینهها و کاهش حاشیه مانور
خطرناکتر از ناکامی در میدان نبرد، این است که به نظر میرسد ترامپ گزینههای خود را یکی پس از دیگری مصرف کرده است؛ او ابتدا حمله مستقیم به عمق خاک ایران را آزمود، سپس از تشدید همهجانبه تنش سخن گفت، پس از آن محاصره کامل دریایی بنادر و سواحل ایران را اعمال کرد و سپس پیشنهاد داد برای کشتیهایی که از تنگه هرمز عبور میکنند، در ازای تأمین حفاظت، تعرفهای ۲۰ درصدی وضع شود.
اما مجموع این اقدامات به هیچ نتیجه تعیینکنندهای در میدان منجر نشده و به اعلام پیروزیای که بتوان آن را برای رأیدهنده آمریکایی عرضه و توجیه کرد، نینجامیده است.
هنگامی که یک رهبر سیاسی تمام گزینههای نظامی و اقتصادی خود را بدون دستیابی به نتیجهای قاطع به فرسایش میکشاند، در برابر رقیب خود آسیبپذیر میشود؛ همانگونه که در برابر رأیدهندگان داخلی نیز در معرض آسیب قرار میگیرد. در چنین شرایطی، مسئله دیگر تنها به روند تحولات میدان نبرد مربوط نمیشود، بلکه به پرسشی سیاسی درباره کارآمدی جنگ، هزینههای آن و توانایی پایان دادن به آن تبدیل میشود.
شرطبندی تهران بر عامل زمان
به نظر میرسد این دقیقاً همان چیزی است که تهران از ابتدا روی آن حساب کرده است. ایرانیها به جای ورود به یک رویارویی همهجانبه که میتوانست برای آنها فاجعهبار باشد، راهبرد فرسایش طولانیمدت را برگزیدند و بر این اساس حساب کردند که عامل زمان بهتنهایی میتواند ترامپ را از نظر سیاسی پیش از آنکه آنان را از نظر نظامی یا اقتصادی فرسوده کند، خسته و مستهلک سازد.
هرچه انتخابات میاندورهای که برای ماه نوامبر برنامهریزی شده است، بدون دستیابی به دستاوردی روشن که دولت آمریکا بتواند آن را به افکار عمومی عرضه کند، نزدیکتر میشود، فشار داخلی بر رئیسجمهور افزایش مییابد و دامنه صداهایی که خواستار پاسخگو کردن او درباره هزینههای جنگی طولانیمدت و فاقد دستاوردهای روشن هستند، گستردهتر میشود.
در اینجا جنگ از یک برگ برنده در دست رئیسجمهور، به باری سیاسی علیه او تبدیل میشود؛ بهویژه اگر پیامدهای نظامی آن با هزینههای فزاینده اقتصادی و انسانی همراه شود.
انتخابات آینده؛ نقطه عطف
بسیاری از ناظران بعید نمیدانند که تهران تلاش کند ضربهای تأثیرگذار وارد کند؛ ضربهای که لزوماً در حوزه نظامی نباشد، اما از نظر سیاسی در مناسبترین زمان برای ایران، یعنی درست پیش از انتخابات، وارد شود؛ بهگونهای که فشار و شرمساری داخلی بر ترامپ را در یکی از ضعیفترین مقاطع انتخاباتی او عمیقتر کند و هرگونه فرصت را برای اصلاح تصویر خود در برابر رأیدهندگان از او بگیرد.
زیرا در چنین رویاروییهایی، زمانبندی کمتر از ماهیت خود ضربه اهمیت ندارد. هرچه موعد انتخابات نزدیکتر شود، توانایی دولت آمریکا برای تحمل هزینه تشدید تنش یا شکست محدودتر خواهد شد و هر تحول منفی جدید میتواند به موضوعی انتخاباتی علیه حزب حاکم تبدیل شود.
آیا سناریو تکرار خواهد شد؟
از منظر تاریخی، یک نمونه قابل تأمل وجود دارد؛ ریچارد نیکسون، رئیسجمهور پیشین آمریکا، در سال ۱۹۷۴ دریافت که حزب جمهوریخواه او در پی رسوایی واترگیت انتخابات را خواهد باخت و در نتیجه ناچار به استعفا شد.
ترامپ نیز ممکن است خود را در برابر معادلهای مشابه ببیند. اگر جمهوریخواهان در نتیجه ناکامی جنگ، و افزایش خشم عمومی از پیامدهای سنگین اقتصادی و انسانی آن، اکثریت خود را در کنگره از دست بدهند، ممکن است ترامپ در داخل حزب خود منزوی و از نظر سیاسی بیپشتوانه شود؛ پیش از آنکه رسماً برکنار شود.
این مسیری است که ممکن است او را، همانگونه که بیش از نیم قرن پیش نیکسون را به آنجا رساند، با بحرانی سیاسی مواجه کند که از نتایج خود جنگ فراتر رود و آینده سیاسی و جایگاه او در داخل حزبش را هدف قرار دهد.
با این حال، تفاوت اینجاست که ترامپ همچنان برگهای سیاسیای در اختیار دارد که میتواند برای تغییر مسیر تحولات از آنها استفاده کند. همچنین از دست دادن اکثریت در کنگره بهطور خودکار به معنای برکناری یا استعفای او نیست. با وجود این، ادامه جنگ بدون دستیابی به نتیجهای قاطع، همزمان با نزدیک شدن موعد انتخابات، ممکن است پرسش درباره «افول سیاسی ترامپ» را بیش از هر زمان دیگری به میان آورد.
انتهای پیام/ ۱۳۴
