بعثت ملت ایران؛ از شور حماسی تا بصیرت اجتماعی
گروه سیاسی دفاعپرس - امیر فتحی؛ جملهای که در طلیعه این بحث قرار گرفته، اگرچه کوتاه است، اما حامل یک منظومه فکری گسترده درباره انقلاب اسلامی و آینده آن است. بر اساس این نگاه، انقلاب و نظام جمهوری اسلامی به یک فرد یا یک مقطع تاریخی وابسته نیست؛ بلکه یک نظام سیاسی ـ مکتبی است که بخش مهمی از ظرفیت استمرار خود را از حضور مردم دریافت میکند.

از همین منظر، یکی از مهمترین ویژگیهای جمهوری اسلامی را باید در پیوند میان مردم، ارزشهای دینی و ساختار سیاسی جستوجو کرد. انقلاب اسلامی در ۲۲ بهمن ۱۳۵۷ با حضور گسترده مردم به پیروزی رسید و پس از آن نیز استمرار نظام سیاسی جدید، در کنار ساختارهای رسمی، به مشارکت و همراهی جامعه وابسته بوده است. بنابراین، مردم صرفاً مخاطب سیاستهای نظام نیستند؛ بلکه یکی از ارکان اساسی استمرار آن به شمار میروند.
این واقعیت در شرایط بحرانی بیش از هر زمان دیگری آشکار میشود. هنگامی که کشور با تهدید خارجی، فشار امنیتی یا جنگ مواجه میشود، کارآمدی ساختارهای رسمی به تنهایی برای عبور از بحران کافی نیست. آنچه میتواند یک جامعه را در برابر فشارهای سنگین مقاوم کند، وجود سرمایه اجتماعی، اعتماد عمومی و احساس تعلق مشترک نسبت به سرنوشت کشور است.
در چنین شرایطی، حضور مردم را نمیتوان صرفاً یک واکنش احساسی به حادثه تلقی کرد. حضور اجتماعی، هنگامی که با آگاهی و مسئولیتپذیری همراه شود، میتواند به عاملی برای بازدارندگی سیاسی و امنیتی، تقویت انسجام اجتماعی و کاهش آثار روانی بحران تبدیل شود.
تجربه روزهای سخت اخیر نیز بار دیگر نشان داد که جامعه ایران، در شرایطی که موجودیت و امنیت کشور را در معرض تهدید میبیند، ظرفیت بالایی برای همبستگی و کنار گذاشتن اختلافات دارد. مردم در میدان ماندند، از کشور دفاع کردند و اجازه ندادند فشار خارجی به فروپاشی اجتماعی منجر شود. این سرمایه اجتماعی، اگر بهدرستی حفظ و تقویت شود، یکی از مهمترین مؤلفههای قدرت ملی ایران خواهد بود.
در همین چارچوب، حضورهای شبانه مردم در شهرهای مختلف را نیز باید از منظر اجتماعی و امنیتی مورد توجه قرار داد. این حضورها، علاوه بر ایجاد احساس همبستگی و آرامش عمومی، میتواند پیام روشنی برای جریانهایی داشته باشد که تلاش میکنند از فضای بحرانی برای ایجاد ناامنی و شکاف اجتماعی استفاده کنند.
با این حال، یک نکته اساسی وجود دارد: «شور» به تنهایی نمیتواند یک حرکت اجتماعی را برای مدت طولانی حفظ کند. شور حماسی ممکن است در روزهای نخست یک بحران، میلیونها نفر را به میدان بیاورد، اما اگر با آگاهی، تحلیل و بصیرت همراه نشود، در گذر زمان فرسوده خواهد شد.
بنابراین، مسئله امروز صرفاً حفظ تجمعات نیست؛ مسئله مهمتر، حفظ کیفیت و کارکرد اجتماعی آنهاست. اگر قرار است حضور مردم استمرار پیدا کند، باید میان شور حماسی و بصیرت اجتماعی تعادل برقرار شود. تجربه انقلاب اسلامی نیز نشان میدهد که آگاهی عمومی و شناخت درست از شرایط، در کنار انگیزه و احساس، از عوامل مهم شکلگیری و تداوم حرکتهای اجتماعی بوده است.
از این منظر، تجمعات عمومی میتوانند علاوه بر کارکرد سیاسی و امنیتی، به بستری برای تقویت هویت ملی، افزایش آگاهی عمومی، تقویت سرمایه اجتماعی و حتی ایجاد آرامش روانی در جامعه تبدیل شوند. استفاده از ظرفیت مداحان و سخنرانان توانمند، سرودهای جمعی، آثار وطندوستانه، حضور نوجوانان و جوانان و تنوع در شیوههای مشارکت مردمی میتواند به پویایی این اجتماعات کمک کند.
در مقابل، یکی از مهمترین تهدیدها، تبدیل اختلافات فرهنگی و اجتماعی به شکاف سیاسی و امنیتی است. دشمن الزاماً برای ایجاد اختلاف، نیازمند یک مسئله جدید نیست؛ گاهی کافی است یک موضوع حساس اجتماعی را به نقطه درگیری میان گروههای مختلف تبدیل کند.
مسائلی مانند حجاب، سبک زندگی و سایر موضوعات فرهنگی، اگر به ابزار حذف و تخریب گروههای مختلف جامعه تبدیل شوند، میتوانند نتیجهای برخلاف هدف اولیه داشته باشند. جامعه ایران از گرایشها، سلایق و برداشتهای متفاوتی تشکیل شده است و حفظ انسجام ملی مستلزم آن است که این تفاوتها به دشمنی و تقابل تبدیل نشوند.
به همین دلیل، پرهیز از شعارهای تفرقهآمیز، احترام به حقوق شهروندان، رعایت زمان و میزان صوت در تجمعات، توجه به گروههای مختلف اجتماعی و جلوگیری از رفتارهای تحریکآمیز باید به یک اصل تبدیل شود. هر اقدامی که موجب درگیری میان مردم شود و جامعه را در برابر جامعه قرار دهد، عملاً سرمایه اجتماعی کشور را تضعیف میکند.
در این میان، مسئولان نیز وظیفه مهمی بر عهده دارند. مردم در شرایط سخت، علاوه بر حضور و مقاومت، مطالبات مشخصی دارند که مهمترین آنها مسائل معیشتی و اقتصادی است. نمیتوان از مردم انتظار داشت که در میدان دفاع از کشور و انسجام ملی حضور داشته باشند، اما نسبت به مشکلات روزمره و مطالبات اقتصادی آنان بیتفاوت بود. تقویت اعتماد عمومی، بدون پاسخگویی به مطالبات واقعی جامعه امکانپذیر نیست.
از سوی دیگر، حفظ امنیت تجمعات نیز باید با دقت و مسئولیت انجام شود. نظارت امنیتی باید به گونهای باشد که ضمن جلوگیری از نفوذ عناصر خرابکار و ایجاد درگیری، اصل حضور مدنی مردم و حقوق شهروندی آنان نیز محترم بماند. همچنین میتوان برای جلوگیری از یکنواختی و فرسایش این اجتماعات، از برنامههای فرهنگی و معنوی متنوع، سرود، دعا و توسل، فعالیتهای نوجوانان و جوانان و برنامههای مرتبط با هویت ملی استفاده کرد.
در نهایت، شاید مهمترین درس این روزها همان حقیقتی باشد که در آیه شریفه «وَاعْتَصِمُوا بِحَبْلِ اللَّهِ جَمِیعًا وَلَا تَفَرَّقُوا» مورد تأکید قرار گرفته است؛ قدرت جامعه پیش از هر چیز در انسجام آن است.
ملت ایران نشان داده است که در بزنگاههای تاریخی میتواند اختلافات را کنار بگذارد و بر سر یک اصل مشترک، یعنی حفظ کشور و امنیت ملی، به نقطه اشتراک برسد. هنر سیاستگذاری در مرحله بعد آن است که این همبستگی مقطعی به سرمایه اجتماعی پایدار تبدیل شود.
اگر قرار است حضور مردم همچنان نقش تعیینکنندهای در عبور کشور از بحران داشته باشد، باید از «شور» به «شعور»، از واکنش مقطعی به کنش آگاهانه و از هیجان به مسئولیت اجتماعی حرکت کرد. تجمعی که وحدت ایجاد کند، آگاهی بیافریند، آرامش بدهد و مانع از نفوذ و تفرقه شود، میتواند بخشی از قدرت ملی کشور باشد؛ اما تجمعی که به اختلاف، تحقیر و درگیری میان مردم منجر شود، دقیقاً در مسیر معکوس حرکت خواهد کرد.
امروز بیش از هر چیز باید مراقب سرمایهای بود که در سختترین روزها خود را نشان داده است: مردم. حفظ این سرمایه، نه با حذف تفاوتها، بلکه با مدیریت آنها؛ نه با تشدید اختلافات، بلکه با تقویت نقاط اشتراک؛ و نه صرفاً با تکیه بر شور، بلکه با پیوند دادن شور حماسی به بصیرت و مسئولیت اجتماعی امکانپذیر است.
در چنین نگاهی، «بعثت ملت ایران» صرفاً یک تعبیر احساسی نیست؛ اشارهای است به ظرفیت جامعهای که در لحظات تاریخی میتواند مسئولیت سرنوشت خود را بر عهده بگیرد. این ظرفیت، زمانی به قدرت واقعی تبدیل خواهد شد که در کنار ایمان و انگیزه، با عقلانیت، انسجام، آگاهی و پاسخگویی مسئولان همراه شود.
انتهای پیام/381
