از «رویای نیمهشب» تا تصویر موعود؛ گامی تازه در سینما و تلویزیون
گروه فرهنگ دفاعپرس ـ مریم رحمانی؛ پرداختن به مفاهیم والای اعتقادی، بهویژه مسئله مهدویت و انتظار، همواره مانند حرکت بر لبه تیغ بوده است. سینما و تلویزیون ما سالهاست که در بازنمایی این حقیقت متعالی، یا به ورطه کلیشهها و شعارهای مستقیم افتادهاند یا از ترس مواجهه با حساسیتها و روایتهای غیرمستند، کلاً از آن فاصله گرفتهاند. اما پرسش بنیادی این است: چگونه میتوان از مفهوم ظهور و حضور حضرت حجت(عج) سخن گفت، بدون آنکه قصه قربانی پیامرسانی گلدرشت شود؟

پاسخ در یک اصل مهم نهفته است: انسانمحوری و روایت پرکشش. مخاطب امروز قبل از آنکه مایل به شنیدن یک خطابه مذهبی باشد، تشنه قصه، شخصیتپردازی ملموس و درگیریهای درونی انسانهاست. وقتی باورهای اعتقادی در دل زیست روزمره، دغدغههای بشری و روایتی جذاب تنیده شوند، اثر هنری میتواند بدون نیاز به شعار، عمیقترین مفاهیم دینی را در لایههای زیرین قصه منتقل کند.
در همین راستا، اقتباس تلویزیونی از رمان محبوب «رویای نیمهشب» نوشته مظفر سالاری را میتوان نقطهعطفی در این مسیر دانست؛ گامی پیشرو در رسانه ملی که نویدبخش آغازی تازه برای حضور مهدویت در آثار نمایشی است. «رویای نیمهشب» با دستمایه قرار دادن روایتی ملموس و انسانی، بستری فراهم کرده تا مخاطب فارغ از زاویه دید مذهبی خود، ابتدا با جهان داستان، عواطف شخصیتها و گرههای داستانی آن همزادپنداری کند.
هنر بزرگ این اثر در آن است که مهدویت را نه یک موضوع محدود یا انتزاعی، بلکه در قالب پرسشهای بنیادین و جهانی بشر مطرح میکند: پرسشهایی درباره عدالت، امید، آینده و سرنوشت انسان. این سریال نشان میدهد که ظرفیت نمایشهای مهدوی بسیار فراتر از قالبهای سنتزده گذشته است. اگر قصه خوب روایت شود، موعود نه فقط یک باور دینی، بلکه پاسخ به والاترین آرزوی مشترک تمام انسانها برای رسیدن به حقیقت و آرامش خواهد بود.
«رویای نیمهشب» ثابت میکند که میتوان از معنا گفت و در عین حال مخاطب عصر جدید را همراه کرد؛ مسیری روشن که امید میرود الگویی برای تولیدات بعدی رسانه در حوزه هنرهای دینی باشد.
انتهای پیام/ 121
