صد و نودمین شب از آغاز تجمعات شبانه مردم ایران/ مردم نشان دادند زمان همیشه فرسودهکننده نیست
گروه استانهای دفاعپرس- «پژمان گنجیپور»؛ دیشب صد و نودمین شب تجمعات شبانه مردم ایران در میدانها و خیابان بود. شبی که بین آن و نخستین شب حضور مردم ماهها فاصله افتاده است. در این فاصله، روزها عوض شدهاند، خبرهای تازه آمدهاند، زندگی روزمره جریان داشته و کشور از یکی از سختترین مقاطع خود عبور کرده است. با این حال شب که میرسد هنوز میدان برای بخشی از مردم محل حضور است.

اگر یک تجمع فقط یک واکنش باشد، با فروکش کردن حادثه تمام میشود، اما وقتی حضور به ماهها میرسد، خودِ استمرار تبدیل به پیام میشود. مردم با ماندنشان میگویند آنچه برایش به خیابان آمدهاند، از نگاه آنان هنوز تمام نشده است. در اصفهان، شهری که میدانهایش بارها در بزنگاههای تاریخی شاهد حضور مردم بوده، چنین تصویری معنای خاص خود را پیدا میکند؛ شهری که شبهایش فقط با رفتوآمد و چراغ مغازهها تعریف نمیشود و در لحظههای حساس، خیابان میتواند به محل ابراز یک تصمیم جمعی تبدیل شود.
میدان از سوگ عبور کرده است
ماهها از شهادت رهبر شهیدمان و داغ سنگین و جانسوز گذشته است. پس از آن نیز رهبر جدید انتخاب شد و کشور وارد مرحله تازهای شد. بنابراین، شب ۱۹۰ را نمیتوان در نقطه شهادت متوقف کرد و همچنان آن را فقط واکنش مردم به یک فقدان دانست. مردمی که آن روز با داغ و اندوه به میدان آمدند، حالا در شرایطی متفاوت همان میدان را ترک نکردهاند. یاد رهبر شهید وتمامی هموطنام شهیدمان همچنان در این حضورها زنده است، اما در کنار آن، مفاهیم دیگری پررنگ شدهاندمفاهیمی، چون دفاع از ایران، حفظ وحدت، پشتیبانی از کشور و ایستادن پای رهبری.
مردم نشان دادند زمان همیشه فرسودهکننده نیست
در روزهای نخست هر حادثه، مردم اخبار را لحظهبهلحظه دنبال میکنند، درباره اتفاق حرف میزنند و واکنش نشان میدهند. اما چند روز بعد زندگی روزمره دوباره خودش را تحمیل میکند.۱۹۰ شب درست در برابر همین قاعده ایستاده است.
وقتی یک جامعه برای ماهها یک قرار جمعی را حفظ میکند، دیگر نمیتوان همه چیز را به هیجان روزهای اول نسبت داد. تداوم نیازمند انگیزهای عمیقتر است؛ انگیزهای که بتواند فرد را از خانه بیرون بکشد، خستگی را کنار بزند و دوباره او را به جمع برساند، برای همین است که شب ۱۹۰ از شب اول مهمتر است، زیرا شب اول آغاز بود؛ شب ۱۹۰ آزمون ماندن است.
اصفهان هم روایت خودش را از ایستادگی دارد
اصفهان را میتوان از روی همین جزئیات شناخت؛ از شهری که میدان و خیابان در آن فقط مسیر عبور نیست و در بزنگاههای اجتماعی میتواند به محل نمایش تعلق، همدلی و مسئولیت تبدیل شود.
تصور کن شب شده است؛ خانوادهای از کنار خیابان عبور میکند، جوانی پرچم ایران را در دست گرفته و گروهی از مردم در یک نقطه کنار هم ایستادهاند که چند ساعت قبل هرکدام زندگی و دغدغه خودشان را داشته، حالا برای دقایقی یک نقطه مشترک پررنگتر از همه تفاوتها شده است.
این تصویر، معنای واقعی «وحدت» را ملموس میکند. وحدت یعنی همه آدمها شبیه هم باشند؟ نه. یعنی در یک لحظه حساس، بتوانند روی یک اصل مشترک کنار هم بایستند. برای بخشی از مردمی که در این اجتماعات حاضر میشوند، آن اصل مشترک ایران، امنیت، استقلال و ایستادگی در برابر دشمن است.
۱۹۰ شب فقط عدد نیست
عددها معمولاً سردند.۱۹۰ را میتوان روی یک کاغذ نوشت و از کنار آن گذشت؛ اما وقتی پشت این عدد ۱۹۰ شب حضور انسانی قرار گرفته باشد، دیگر یک عدد معمولی نیست.یعنی ۱۹۰ بار شب آمده و رفته است.یعنی ۱۹۰ بار فرصت برای ماندن در خانه وجود داشته، اما عدهای تصمیم گرفتهاند به میدان بیایند.یعنی کودکی که در نخستین شب شاید معنای اتفاقات را نمیفهمید، حالا چند ماه بزرگتر شده و همچنان بخشی از این تصویر است.یعنی جوانی که روزهای نخست با غم و اندوه آمده، حالا با تجربه ماههای گذشته دوباره در همان میدان ایستاده است؛ و یعنی خاطرهای که میتوانست در چند روز فراموش شود، در طول ماهها تکرار شده و به بخشی از حافظه جمعی تبدیل شده است.
دشمن با خالی شدن میدان پیروز میشود
در هر بحران، فقط قدرت نظامی تعیینکننده نیست؛ اراده عمومی نیز اهمیت دارد. دشمن زمانی میتواند روی فرسایش اجتماعی حساب کند که مردم از یکدیگر فاصله بگیرند، امیدشان را از دست بدهند و احساس کنند ادامه دادن دیگر فایدهای ندارد.از همین منظر، حضور شبانه یک پیام ساده دارد، حضور و میدان داری هنوز تمام نشده است.این پیام الزاماً در صدای بلند یک شعار خلاصه نمیشود. گاهی در همان ایستادن ساده معنا پیدا میکند؛ در پرچمی که بالا میرود، در خانوادهای که کنار هم ایستاده، در جوانی که میدان را ترک نکرده و در جمعی که بعد از ماهها هنوز برای یکدیگر دست تکان میدهند.۱۹۰ شب یعنی دشمن با جامعهای مواجه است که دستکم بخشی از آن، روایت پایانیافتن را نپذیرفته است.
وحدت از حرف به تصویر تبدیل شده است
اگر بخواهیم تمام این شبها را در یک قاب خلاصه کنیم، شاید پرچم ایران بهترین تصویر باشد.پرچمی که در دست یک نفر است، اما برای همه دیده میشود.در کنار آن، تصویر شهدا قرار دارد؛ یاد کسانی که رفتند و حالا نامشان بخشی از حافظه این روزهاست.در طرف دیگر، مردم ایستادهاند؛ نسلی که قرار نیست فقط درباره گذشته حرف بزند و میخواهد سهم خودش را در آینده نیز تعریف کند.این اتصال میان شهید، مردم، ایران و آینده، مهمترین لایه شب ۱۹۰ است.
شب ۱۹۰ به فردا نگاه میکند
۱۹۰ شب را نباید فقط به عقب نگاه کرد.اگر تمام معنای این حضور در یادآوری گذشته خلاصه شود، این حرکت دیر یا زود به یک خاطره تبدیل خواهد شد. اما اگر قرار باشد این شبها معنایی ماندگار داشته باشند، باید بتوانند چیزی برای فردای کشور باقی بگذارند.آن چیز، شاید بیش از هر چیز اعتماد به توان ماندن باشد.اعتماد به اینکه در روزهای سخت میتوان کنار هم ایستاد.اعتماد به اینکه شهادت یک رهبر به معنای پایان مسیر نیست.اعتماد به اینکه انتخاب رهبر جدید میتواند فصل تازهای برای ادامه راه باشد؛ و اعتماد به اینکه ایران، حتی در روزهای سخت، مردمی دارد که حاضرند برای حفظ آن سهم خودشان را ادا کنند.۱۹۰ شب، از این زاویه، پایان یک شمارش نیست؛ ثبت یک تجربه است.تجربه اینکه مردم میتوانند از یک شب به شب دیگر برسند، از سوگ عبور کنند، رهبر جدید خود را بشناسند، روزهای سخت را پشت سر بگذارند و همچنان بر یک نقطه مشترک بایستند.
دیشب، عدد ۱۹۰ روی تیتر اخبار نشسته است؛ اما پشت این عدد، ۱۹۰ شب ایستادگی قرار دارد. ۱۹۰ شب که میگوید رهبر شهید شد، اما میدان خالی نشد؛ روزها گذشت، اما عهد فراموش نشد؛ و ایران، در روایت مردمی که هنوز ایستادهاند، همچنان آینده دارد.
انتهای پیام/
