ایران چگونه زمین بازی جنگ اقتصادی را تغییر می‌دهد؟

اعلام ایجاد یک «منطقه ممنوعه» جدید در اطراف تنگه هرمز از سوی دبیر شورای عالی امنیت ملی را نباید صرفاً یک تهدید دریایی یا اقدامی نمادین تلقی کرد؛ آنچه در این راهبرد اهمیت دارد، تلاش ایران برای انتقال فشار از میدان نظامی به حوزه تجارت، کشتیرانی، بیمه و لجستیک دریایی است.
کد خبر: ۸۶۰۹۳۴
تاریخ انتشار: ۱۸ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۶:۱۲ - 09September 2026

گروه سیاسی دفاع‌پرس: محسن رضایی در اظهارات اخیر خود از ایجاد منطقه‌ای ممنوعه در خارج از تنگه هرمز خبر داده که از محدوده محاصره دریایی آمریکا آغاز می‌شود و تا محدوده تنگه و بخش‌هایی از خلیج فارس امتداد خواهد داشت. بر اساس توضیح او، کشتی‌هایی که با هدف عبور از تنگه وارد این محدوده شوند و بدون هماهنگی با ایران حرکت کنند، در فهرست تحریم‌های ایران قرار خواهند گرفت. همچنین در مواضع منتشرشده از سوی رضایی، دامنه این منطقه از خط محاصره آمریکا تا بنادر بارگیری عنوان شده است.

تنگه هرمز

اهمیت این تصمیم در این است که ایران تلاش می‌کند مفهوم «کنترل تردد دریایی» را از خود تنگه هرمز فراتر ببرد. تنگه هرمز همواره یک گلوگاه راهبردی بوده است؛ اما راهبرد جدید، در صورت اجرای عملی، می‌کوشد به جای تمرکز صرف بر نقطه عبور، زنجیره حرکت کشتی را از زمان ورود به منطقه عملیاتی تا رسیدن به مقصد تحت تأثیر قرار دهد. در چنین الگویی، کشتی فقط زمانی با محدودیت مواجه نمی‌شود که به دهانه تنگه رسیده باشد، بلکه از فاصله‌ای دورتر باید درباره مسیر، مالکیت، مقصد، بیمه و همکاری خود با طرف‌های درگیر تصمیم بگیرد.

این تغییر، یک پیام مهم دارد: ایران در حال تعریف «هزینه همکاری با محاصره آمریکا» است.

در شرایطی که واشنگتن از فشار اقتصادی و محاصره دریایی برای محدود کردن صادرات ایران استفاده می‌کند، تهران نیز می‌کوشد هزینه این سیاست را به طرف مقابل و حتی به بازیگران ثالث منتقل کند. به بیان دیگر، پاسخ ایران الزاماً قرار نیست در هر مرحله شلیک موشک باشد. می‌تواند ایجاد محدودیت برای کشتی، قرار دادن آن در فهرست تحریمی، افزایش ریسک بیمه، دشوار کردن عبور‌های بعدی و ایجاد هزینه برای شرکت مالک یا بهره‌بردار آن باشد. رضایی نیز صراحتاً گفته است که تحریم کشتی‌های متخلف می‌تواند در آینده برای آنها مشکلات بیمه‌ای و تردد ایجاد کند.

این همان نقطه‌ای است که اهمیت راهبرد جدید را بیشتر می‌کند. جنگ دریایی الزاماً با نابودی شناور‌ها تعیین تکلیف نمی‌شود؛ گاهی کافی است هزینه استفاده از یک مسیر آن‌قدر بالا برود که شرکت‌های تجاری، بیمه‌گران و صاحبان کالا خودشان از آن مسیر فاصله بگیرند. به همین دلیل، ابزار‌های اقتصادی و حقوقی در کنار توان نظامی می‌توانند به یکدیگر ضریب بدهند.

اقدامات اخیر ایران درباره فهرست‌گذاری کشتی‌ها نیز نشان می‌دهد که این موضوع صرفاً در سطح یک اظهارنظر باقی نمانده است. رویترز گزارش داده که ایران در ابتدای سپتامبر شمار شناور‌های قرارگرفته در فهرست ممنوعیت عبور از تنگه هرمز را به ۵۶ فروند افزایش داده و نسبت به همکاری سایر شناور‌ها با این کشتی‌ها نیز هشدار داده است. این روند نشان می‌دهد تهران در حال تجربه یک الگوی جدید از اعمال فشار بر شبکه کشتیرانی است.

از این منظر، منطقه ممنوعه را می‌توان مکمل تنگه هرمز دانست، نه جایگزین آن. تنگه همچنان نقطه اصلی کنترل جغرافیایی است، اما منطقه ممنوعه تلاش می‌کند «عمق راهبردی» این کنترل را افزایش دهد. هرچه این عمق بیشتر شود، تصمیم‌گیری برای کشتی‌های تجاری پیچیده‌تر خواهد شد؛ زیرا آنها فقط با یک آبراه مواجه نیستند، بلکه با مجموعه‌ای از قواعد، هشدارها، فهرست‌های تحریمی و ریسک‌های عملیاتی روبه‌رو خواهند بود.

این راهبرد همچنین یک پیام سیاسی به کشور‌های ثالث دارد. ایران می‌خواهد نشان دهد که اگر کشوری در چارچوب محاصره آمریکا وارد عمل شود، الزاماً از تبعات آن مصون نخواهد ماند. به همین دلیل، مخاطب این سیاست فقط آمریکا نیست؛ شرکت‌های کشتیرانی، مالکان کشتی‌ها، بیمه‌گران و کشور‌هایی که ناوگان تجاری آنها از هرمز عبور می‌کند نیز بخشی از معادله خواهند بود.

در همین حال، نباید از محدودیت‌های این راهبرد غافل شد. اجرای چنین سیاستی در آبراهی بین‌المللی می‌تواند با واکنش شدید آمریکا و سایر کشور‌ها مواجه شود و اگر از سطح تهدید و تحریم دریایی به توقیف یا حمله فیزیکی کشتی‌ها برسد، احتمال تشدید درگیری به شکل قابل توجهی افزایش خواهد یافت؛ بنابراین قدرت این راهبرد تا حد زیادی به توان ایران برای اعمال فشار بدون عبور از آستانه‌ای بستگی دارد که یک بحران کنترل‌پذیر را به جنگ گسترده‌تر تبدیل کند.

شرایط کنونی نیز نشان می‌دهد که مسئله صرفاً تئوریک نیست. گزارش‌های اخیر حاکی از کاهش محسوس تردد تجاری در تنگه هرمز و افزایش نگرانی بازار انرژی نسبت به استمرار اختلال در کشتیرانی است.

در نهایت، معنای راهبرد جدید ایران را باید در یک جمله خلاصه کرد: تهران تلاش می‌کند محاصره اقتصادی آمریکا را از یک فشار یک‌طرفه به یک بازی دوسویه تبدیل کند. اگر آمریکا از کنترل مسیر صادرات ایران برای ایجاد هزینه استفاده می‌کند، ایران نیز می‌خواهد از موقعیت جغرافیایی و توان اعمال محدودیت بر مسیر‌های دریایی برای افزایش هزینه سیاست آمریکا بهره بگیرد؛ بنابراین «منطقه ممنوعه» بیش از آنکه صرفاً یک محدوده جغرافیایی جدید باشد، نشانه تغییر در منطق بازدارندگی ایران است؛ بازدارندگی‌ای که در آن موشک و نیروی دریایی تنها ابزار نیستند و تحریم متقابل، ریسک بیمه، اختلال لجستیکی و افزایش هزینه تجارت نیز به بخشی از میدان نبرد تبدیل می‌شوند. اگر این سیاست به‌صورت کنترل‌شده اجرا شود، می‌تواند دامنه فشار ایران را بدون ورود فوری به درگیری نظامی مستقیم افزایش دهد؛ اما اگر به برخورد فیزیکی با کشتی‌های ثالث منجر شود، همان ابزاری که برای ایجاد اهرم فشار طراحی شده، می‌تواند به محرک یک دور تازه از تشدید نظامی تبدیل شود.

در واقع، پیام اصلی تهران این است که از این پس «امنیت کشتیرانی» در خلیج فارس را نمی‌توان مستقل از رفتار آمریکا و متحدانش در قبال ایران تعریف کرد. این دقیقاً همان تغییری است که راهبرد جدید ایران را از یک تهدید مقطعی به یک ابزار بالقوه جدید در معماری بازدارندگی تهران تبدیل می‌کند.

انتهای پیام/381

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار