جنگ و قیاسهای نادرست خسارت بار
گروه سیاسی دفاعپرس- یدالله جوانی: در حالی که در جهان تمامی صاحب نظران برجسته در حوزههای راهبردی، نتیجه جنگ تحمیلی دشمن آمریکایی _صهیونی علیه کشور عزیزمان را، یک شکست استراتژیک و تلخ تاریخی برای آمریکا، و یک پیروزی راهبردی محیرالعقول برای ایران ارزیابی میکنند؛ عدهای غرب گرای ضعیف الایمان با قیاسهای نابجای تاریخی، برای پایان جنگ نسخههای دشمن پسند تجویز میکنند!

بدون تردید بیانیه جمعی از اصلاح طلبان در این موضوع، نوع نگاه و تفسیر ظریف نسبت به قرارداد ترکمانچای، مواضع شیخ حسن روحانی و همه پرسی، دیدگاههای سید محمد خاتمی، حرفهای غلامحسین کرباسچی در برنامه به وقت ایران و مواضع مشابه از افراد دیگر این جریان، همگی از مصادیق این نوع نگاههای غیر عالمانه، غیر منصفانه و غیر واقع بیانیه نسبت به جنگ با قیاسهای نادرست، و در نهایت نسخه پیچیهای خطرناک برای پایان جنگ است.
این جماعت هنوز باور ندارند که، ایران با نظام ولایی و مردمانی برتر از مردم حجاز در عهد رسول خدا و مردم کوفه در عهد امیرالمومنین علی علیه السلام، دست قدرت الهی را بالای سر دارد و با همت و جهاد نیروهای مسلح و پشتیبانی ملت، از تمامی موانع و مراحل سخت، دشوار وخطرناک، همانند ۴۸ سال گذشته عبور خواهد کرد.
با ذکر و یاد آوری یک نمونه از این نوع قیاسهای تاریخی نادرست انجام شده از سوی این جماعت، موضوع روشنتر و قابل فهمتر میشود.
نامه سرگشاده بیش از ۱۲۰ نفر از نمایندگان اصلاح طلب مجلس ششم به رهبر شهید انقلاب اسلامی در آن مقطع، یک سند تاریخی و قابل تامل است.
نامهای که در ظاهر با ادبیاتی از سر دلسوزی، برای کشور و مردم نگارش شد؛ اما باطنی مغایر با منافع ملی داشت.
در آن نامه سرگشاده به امام شهید، که به تعبیر حجت الاسلام انصاری قبل از رسیدن به دفتر رهبری، سر از شبکههای ماهوارهای درآورد و به یک موضوع ضد امنیت ملی تبدیل شد؛ چند نکته کلیدی و قابل توجه قرار دارد:
۱ _ نویسندگان نامه هدف نگارش نامه را نجات ایران اعلام کردند.
۲ _ در این نامه با اشاره به لشگرکشی آمریکا به منطقه و اشغال عراق و افغانستان بعد از حادثه ۱۱ سپتامبر، شرایط و تهدیدات متوجه امنیت ملی ایران خطرناک توصیف شد.
۳ _ نویسندگان نامه با اشاره به تهدیدهای رئیس جمهور وقت آمریکا مبنی بر حمله به ایران، تمامیت ارضی کشور و استقلال ایران را در معرض خطر جدی ارزیابی کرده و برای جلوگیری از عملی شدن این تهدیدات، به رهبر معظم انقلاب اسلامی توصیه به عقب نشینی در برابر آمریکا و نوشیدن جام زهر نمودند!
۴ _ مهمترین نکته در این نامه، نوع نگاه و ارزیابی نویسندگان به این تهدیدهای آمریکا، مبتنی بر یک مقایسه تاریخی بود.
نمایندگان اصلاح طلب نویسنده نامه، با صراحت هر چه تمام نوشتند که اگر آمریکا به ایران حمله کند؛ کشور مانند مقاطع جنگ جهانی اول و دوم، اشغال شده و ما هیچ کاری نمیتوانیم انجام دهیم!
آری در آن مقطع، بیش از ۱۲۰ نماینده با تفکر اصلاح طلبی که ریشه در نوعی خود باختگی در برابر اندیشه لیبرال دموکراسی غرب از یک سوی، و نوعی روحیه مرعوب بودن به خاطر عافیت طلبی و همچنین شکست ناپذیر دانستن آمریکا از دیگر سوی داشت؛ با چنین ارزیابی از قدرت ملی، از رهبر انقلاب اسلامی در خواست نوشیدن جام زهر و عقب نشینی در برابر آمریکا جهت حفظ ایران داشتند.
امام شهید چند روز بعد از انتشار این نامه در فضای رسانهای، بدون اشاره به چنین نامهای در یک سخنرانی عمومی برای مردم، فرمودند؛ کسانی که میگویند اگر آمریکا حمله کند چهها خواهد شد، این نوع تحلیلها ریشه در ضعف ایمان دارد.
به طور قطع اگر در آن زمان قرار بر توجه عملی نظام و رهبری به چنین توصیههایی بود، جمهوری اسلامی میبایست براینکه جنگ نشود؛ از صنعت هستهای، از برنامه موشکی، از سیاستهای منطقه خود دست میکشید و در نهایت کشور ایران را بدون جنگ تسلیم آمریکا مینمود!
بیش از دو دهه از آن زمان گذشت و در نهایت آمریکا و رژیم صهیونیستی، با تمام توان نظامی خود به ایران تهاجم سنگین کردند. نتیجه چه شد؟
آیا ایران اشغال شد؟ جمهوری اسلامی ساقط شد؟ ایران تجزیه شد؟ یا نتایج دیگری بر خلاف تمام پیش بینیهای مخالفین جمهوری اسلامی، نظام ولایی و از جمله اصلاح طلبان مرعوب و غربگرا حاصل شد؟
امروز افکار عمومی در دنیا از یک سوی، و تمامی محافل علمی و نخبگان سیاسی و نظامی در جهان از دیگر سوی، قضاوتهای مشترک نسبت به نتیجه جنگ آمریکا علیه ایران دارند که مواردی از آن به شرح زیر است:
# آمریکای بعد از جنگ ضعیفتر از قبل جنگ، و ایران بعد از جنگ، قویتر از قبل جنگ شده است.
# ترامپ با خطای محاسباتی، در تله جنگ گرفتار شده و نمیداند چگونه خود و آمریکا را از این جنگ آبرومندانه خارج کند.
# ایران تمام پایگاههای نظامی آمریکا در منطقه غرب آسیا را نابود کرد و آمریکا دیگر نمیتواند این پایگاهها را احیا کند.
# باز گشایی تنگه هرمز که در کنترل ایرانیها است؛ راه حل نظامی ندارد و آمریکا چارهای جز پذیرش ترتیبات ایرانی در این آبراه راهبردی و خلیج فارس ندارد.
# دوران حضور نظامی آمریکا در خلیجفارس پایان پیدا کرده است.
# ایران از دل این جنگ به عنوان ابرقدرت چهارم جهان، سربلند بیرون آمد و به همین دلیل، مقاومت در آینده به مراتب قویتر از امروز خواهد بود.
# حمله به ایران بزرگترین اشتباه در سیاست خارجی آمریکا به حساب میآید.
# ایران برای ادامه مقاومت و جنگ در برابر حملههای احتمالی مجدد، آمادگی کامل داشته و از برگههای رو نشده زیادی برای وارد کردن شکستهای سنگینتر به آمریکا برخوردار است.
حال این پرسش مطرح است که در چنین شرایطی، چرا برخی عناصر داخلی و از جمله افراد مورد اشاره با یک تفکر و روحیه خاص، بدون توجه به واقعیتهای میدان و صحنه نبرد از یک سوی، و آمادگی کامل مردم مبعوث شده و حاظر در سنگر خیابان در سراسر کشور با بیش از ۳۲ میلیون نفر جانفدای ثبت نام کرده برای دفاع از کشور از دیگر سوی، باز همان حرفهای گذشته را میزنند؟
در پاسخ به این پرسش، تنها چیزی که به ذهن خطور میکند، این است که گویا این جماعت پیروزی نهایی ایران و شکست آمریکا را، که بر خلاف تمامی محاسبات پیشین خود میبینند؛ شکست اندیشه و باورها و تحلیلهای خود ارزیابی کرده، بر همین اساس گویا تصمیم گرفتهاند تا در صورت امکان در روند دست یابی ایران به این پیروزی راهبردی و تغییر دهنده تمامی معادلات، خللی ایجاد کنند.
البته این برداشت از این جهت میتواند درست باشد که، شکست سنگین و راهبردی غرب و آمریکا در مقابل ایران، به حرکت انقلاب اسلامی شتاب خواهد بخشید و از جمله پیامدهای چنین دستاوردی برای جمهوری اسلامی، رسیدن غرب گرایان در ایران به پایان خط خواهد بود.
انتهای پیام/955
