تأکید آموزگار بر نقش منافع مشترک در تقویت روابط ایران، چین و روسیه

کارشناس مسائل سیاسی با تشریح اهداف راهبردی چین و روسیه در تحولات منطقه و جنگ علیه ایران، گفت: حمایت این دو کشور از ایران بیش از آنکه ناشی از دلسوزی باشد، بر پایه منافع مشترک شکل گرفته است.
کد خبر: ۸۷۴۰۵۴
تاریخ انتشار: ۱۰ آبان ۱۴۰۵ - ۱۴:۴۹ - 01November 2026

به گزارش خبرنگار سیاسی دفاع‌پرس، «آموزگار» کارشناس سیاسی در اجتماع مردمی میدان منیریه تهران، با اشاره به پیچیدگی تحولات سیاسی، نظامی و اقتصادی روز، اظهار داشت: مسائل امروز بسیار گسترده‌تر و پیچیده‌تر از موضوعاتی است که دو یا سه هفته پیش با آنها مواجه بودیم. از جمله پرسش‌های مهم در این زمینه، اهداف چین و روسیه از حمایت از ایران، دلایل تصمیم آمریکا برای حمله به کشورمان و آینده تحولات منطقه، جنگ اوکراین، صادرات نفت روسیه و وضعیت تنگه هرمز است.

آموزگار

وی با بیان اینکه برای تحلیل این تحولات باید ابتدا اهداف چین و روسیه را شناخت، به بررسی موقعیت جغرافیایی روسیه و محدودیت‌های این کشور برای دسترسی به آب‌های آزاد پرداخت و گفت: روسیه از شمال به اقیانوس منجمد شمالی دسترسی دارد؛ اما این منطقه در بیشتر فصول سال یخ‌زده است و کشتیرانی در آن بدون استفاده از کشتی‌های یخ‌شکن امکان‌پذیر نیست.

به گفته وی، استفاده گسترده از کشتی‌های یخ‌شکن برای جابه‌جایی کالا‌هایی مانند گندم، مواد غذایی، نفت و محصولات پتروشیمی نیز از نظر اقتصادی مقرون‌به‌صرفه نیست.

آموزگار با اشاره به وضعیت شرق روسیه افزود: اگرچه مناطق شرقی این کشور از نظر دسترسی دریایی با محدودیت یخ‌زدگی شمال روبه‌رو نیستند، اما بخش عمده شهرها، کارخانه‌ها و مراکز جمعیتی روسیه در غرب و جنوب غربی این کشور، از جمله مسکو و سن‌پترزبورگ، قرار دارند. در مقابل، شرق روسیه با گستره وسیعی از مناطق کوهستانی، جنگل‌های سیبری و سرزمین‌های صعب‌العبور روبه‌رو است و زیرساخت‌های جاده‌ای و ریلی آن نیز به گفته وی، برای جابه‌جایی گسترده کالا‌ها کافی نیست.

وی ادامه داد: انتقال کالا از غرب روسیه به شرق این کشور و سپس بارگیری آنها برای ارسال به مناطق دیگر جهان، مستلزم طی مسیر‌های طولانی و صرف هزینه‌های فراوان است؛ بنابراین، چنین مسیری برای واردات و صادرات کالا، از نظر اقتصادی توجیه مناسبی ندارد.

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به محدودیت‌های روسیه در دریای بالتیک اظهار داشت: کشور‌های غربی پس از جنگ جهانی دوم، با گسترش ناتو در مناطق پیرامونی دریای بالتیک، تلاش کردند دسترسی روسیه به این آبراه را محدود کنند.

به گفته وی، دریای بالتیک برای روسیه اهمیت راهبردی داشت و تحولات نظامی و امنیتی این منطقه در مقاطعی به یکی از موضوعات مهم در روابط روسیه و کشور‌های عضو ناتو تبدیل شد.

آموزگار با اشاره به موقعیت دانمارک در مسیر خروجی دریای بالتیک، گفت: عبور کشتی‌ها از مسیر‌های دریایی این منطقه به شرایط حاکم بر تنگه‌ها و روابط روسیه با کشور‌های پیرامونی وابسته است. وی مدعی شد که گسترش نفوذ ناتو در این منطقه، آزادی عمل روسیه را برای استفاده از دریای بالتیک کاهش داده است.

وی در ادامه به دریای سیاه و مسیر اتصال آن به دریای مدیترانه اشاره کرد و افزود: روسیه برای دسترسی از دریای سیاه به آب‌های آزاد باید از تنگه‌های بسفر و داردانل عبور کند که در قلمرو ترکیه قرار دارند. به گفته آموزگار، عضویت ترکیه در ناتو و موقعیت این کشور در مسیر تنگه‌ها، بر توانایی روسیه برای استفاده از این مسیر دریایی تأثیر گذاشته است.

این کارشناس با اشاره به تحولات سوریه و حمله ترکیه به یک فروند هواپیمای روسی در جریان بحران سوریه، اظهار داشت: این تحولات را باید در چارچوب رقابت‌های گسترده‌تر منطقه‌ای و روابط روسیه و ناتو بررسی کرد.

وی همچنین با اشاره به باقی ماندن روسیه در سوریه پس از سقوط دولت بشار اسد، گفت: از نگاه او، حضور روسیه در سوریه تنها به حمایت از دولت این کشور محدود نبوده و دسترسی به بنادر طرطوس و لاذقیه و حفظ موقعیت دریایی در مدیترانه نیز از اهداف مهم مسکو به شمار می‌رود.

آموزگار با جمع‌بندی محدودیت‌های جغرافیایی روسیه بیان کرد: روسیه از شمال با محدودیت‌های ناشی از یخ‌زدگی، از شرق با دشواری‌های زیرساختی و اقتصادی و از غرب با محدودیت‌های ناشی از گسترش ناتو مواجه است؛ همچنین مسیر دریای سیاه و مدیترانه نیز تحت تأثیر موقعیت ترکیه و تحولات منطقه‌ای قرار دارد. از این منظر، دسترسی به آب‌های آزاد برای تجارت و تقویت اقتصاد روسیه اهمیت راهبردی دارد؛ چراکه تضعیف تجارت می‌تواند منابع مالی لازم برای توسعه صنایع نظامی را نیز محدود کند.

وی با اشاره به اهمیت مسیر ایران برای روسیه گفت: ایران به دلیل دسترسی به خلیج فارس و موقعیت بنادر جنوبی خود، از جمله بندرعباس و چابهار، می‌تواند مسیری مهم برای اتصال روسیه به آب‌های آزاد باشد.

آموزگار با مقایسه مسیر زمینی روسیه به جنوب ایران با مسیر دریایی از اطراف اروپا و مدیترانه، مدعی شد که مسیر زمینی می‌تواند در حدود ۴۸ تا ۷۲ ساعت طی شود؛ درحالی‌که مسیر دریایی، بسته به راه انتخابی، ممکن است یک‌ونیم تا سه ماه زمان ببرد.

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به سابقه تاریخی تلاش روسیه برای گسترش نفوذ به سمت جنوب افزود: پتر کبیر، از پادشاهان روسیه تزاری، در توصیه‌های منسوب به خود بر اهمیت دستیابی به خلیج فارس تأکید کرده بود.

وی همچنین با اشاره به جدایی بخش‌هایی از قفقاز و باکو از ایران در دوره‌های تاریخی گذشته، این تحولات را در چارچوب تلاش روسیه برای گسترش نفوذ خود به سمت جنوب ارزیابی کرد.

آموزگار تأکید کرد: از نگاه روسیه، دسترسی به خلیج فارس و آب‌های آزاد می‌تواند برای حفظ تجارت خارجی و تقویت اقتصاد این کشور اهمیت اساسی داشته باشد.

این کارشناس افزود: اگر آمریکا بر خلیج فارس مسلط شود و مسیر‌های دسترسی روسیه به آب‌های آزاد را محدود کند، این مسئله می‌تواند پیامد‌های اقتصادی و نظامی مهمی برای مسکو داشته باشد.

آموزگار با بیان اینکه حمایت روسیه از ایران را باید در چارچوب منافع مشترک دو کشور تحلیل کرد، گفت: این همکاری به معنای آن نیست که روسیه صرفاً از سر دلسوزی از ایران حمایت می‌کند؛ بلکه منافع راهبردی دو طرف در مقطع کنونی در بخش‌هایی با یکدیگر هم‌پوشانی دارد. به گفته آموزگار، روسیه به دنبال جلوگیری از تسلط آمریکا بر خلیج فارس است و ایران نیز می‌خواهد استقلال و حاکمیت ملی خود را حفظ کند.

این کارشناس افزود: همکاری ایران و روسیه تا زمانی ادامه خواهد داشت که منافع مشترک میان دو کشور وجود داشته باشد و اگر این هم‌پوشانی از بین برود، طبیعتاً همکاری نیز می‌تواند تحت تأثیر قرار گیرد. وی تلاش‌های دونالد ترامپ برای نزدیک شدن به روسیه و تغییر معادلات جنگ اوکراین را در همین چارچوب تحلیل کرد و گفت که از نگاه او، واشنگتن به دنبال ایجاد منافعی مشترک با مسکو است تا اهمیت همکاری روسیه با ایران کاهش یابد.

وابستگی راهبردی چین به انرژی خلیج فارس

آموزگار در ادامه به تشریح دلایل حمایت چین از ایران پرداخت و اظهار داشت: بسیاری از نیروگاه‌ها، پالایشگاه‌ها و مجتمع‌های پتروشیمی چین بر اساس استفاده از نفت و منابع انرژی خلیج فارس طراحی شده‌اند.

به گفته وی، ویژگی‌های نفت منطقه، از جمله تفاوت‌های آن با نفت شیل آمریکا و کانادا و نفت ونزوئلا، در انتخاب فناوری‌ها و طراحی تجهیزات پالایشی و صنعتی مؤثر است.

وی با توضیح تفاوت‌های نفت مناطق مختلف گفت: نفت استخراج‌شده از منابع شیل در آمریکا و کانادا، به دلیل قرار گرفتن در میان لایه‌های سنگی، به روش‌های پرهزینه‌تری برای استخراج نیاز دارد. آموزگار مدعی شد که در برخی شرایط، افت قیمت نفت می‌تواند توجیه اقتصادی استخراج این نوع نفت را کاهش دهد.

این کارشناس همچنین با اشاره به تفاوت ترکیب نفت مناطق مختلف افزود: از نظر او، ویژگی‌های نفت خلیج فارس، از جمله میزان سبکی و ترکیبات آن، در هزینه‌های پالایش و تولید فرآورده‌هایی مانند بنزین تأثیرگذار است.

وی با مقایسه نفت خلیج فارس با نفت آمریکا، کانادا و ونزوئلا، تأکید کرد که تغییر منبع تأمین نفت می‌تواند برای صنایعی که بر اساس نوع مشخصی از نفت طراحی شده‌اند، مستلزم تغییرات فنی و صرف هزینه‌های قابل توجه باشد.

آموزگار با اشاره به تحولات پس از حمله آمریکا به عراق در سال ۲۰۰۳ گفت: از آن زمان، تحلیلگران و راهبردپردازان چینی توجه بیشتری به امنیت تأمین انرژی و خرید نفت از کشور‌های مختلف جهان نشان دادند.

وی افزود: به اعتقاد او، چین در سال‌های بعد تلاش کرد ذخایر نفتی خود را افزایش دهد تا در صورت بروز بحران‌های منطقه‌ای یا اختلال در مسیر‌های انتقال انرژی، توان بیشتری برای مدیریت شرایط داشته باشد.

آموزگار به اظهاراتی که به یکی از مسئولان چینی درباره ذخایر نفتی این کشور نسبت داده شد، گفت: بر اساس این اظهارات، چین ذخایر قابل توجهی از نفت خام در اختیار دارد و بخشی از این ذخایر در مخازنی نگهداری می‌شوند که به گفته آن مقام، در برابر حملات نظامی مقاوم هستند. آموزگار با مقایسه این موضوع با ذخایر نفتی آمریکا، مدعی شد که چین برای تأمین امنیت انرژی خود هزینه‌های قابل توجهی صرف کرده است.

این کارشناس در ادامه به خرید گسترده مواد غذایی از سوی چین اشاره کرد و گفت: به گفته وی، این کشور در سال‌های گذشته علاوه بر افزایش ذخایر انرژی، به خرید و ذخیره‌سازی محصولات غذایی نیز توجه ویژه‌ای داشته است؛ به‌گونه‌ای که در برخی موارد، محصولات کشاورزی پیش از برداشت به‌صورت پیش‌خرید خریداری شده‌اند.

آموزگار همچنین مدعی شد که چین به فناوری‌هایی برای نگهداری طولانی‌مدت مواد غذایی دست یافته است که امکان حفظ برخی محصولات، از جمله گوشت، را برای دوره‌های بسیار طولانی فراهم می‌کند. وی این اقدامات را بخشی از راهبرد چین برای مقابله با بحران‌های احتمالی در تأمین غذا و انرژی دانست.

وی با تشریح ارتباط میان انرژی، صنعت و امنیت غذایی چین اظهار داشت: در صورت اختلال در ورود نفت و گاز از منطقه خلیج فارس، فعالیت بخشی از نیروگاه‌ها و مجتمع‌های پتروشیمی چین با مشکل مواجه می‌شود. کاهش فعالیت پتروشیمی‌ها نیز می‌تواند تولید کود‌های شیمیایی را تحت تأثیر قرار دهد و به کشاورزی این کشور آسیب برساند.

آموزگار افزود: چین به دلیل جمعیت زیاد و محدودیت منابع قابل کشت، برای تأمین مواد غذایی مورد نیاز خود به عملکرد مناسب بخش کشاورزی وابستگی دارد. از این منظر، اختلال در تولید کود، کاهش محصولات کشاورزی و محدود شدن منابع غذایی می‌تواند برای این کشور چالش‌برانگیز باشد.

وی ادامه داد: از سوی دیگر، کاهش دسترسی به انرژی می‌تواند فعالیت نیروگاه‌ها و کارخانه‌های چین را مختل کند و تولید کالا‌های صادراتی، از جمله خودرو و قطعات صنعتی، را کاهش دهد. چنین وضعیتی ممکن است توان اقتصادی چین برای واردات کالا‌های مورد نیاز و مدیریت هزینه‌های داخلی را نیز تحت تأثیر قرار دهد.

این کارشناس با تأکید بر اهمیت تنگه هرمز برای چین گفت: از نگاه او، اگر آمریکا بر خلیج فارس مسلط شود، ممکن است مسیر انتقال انرژی به چین را محدود کند؛ موضوعی که پکن آن را تهدیدی برای امنیت انرژی، تولید صنعتی و امنیت غذایی خود می‌داند.

وی بر همین اساس، حمایت چین از ایران را ناشی از هم‌پوشانی منافع راهبردی دو کشور ارزیابی کرد.

همکاری ایران با چین و روسیه بر پایه منافع مشترک

آموزگار با اشاره به همکاری‌های نظامی و اطلاعاتی احتمالی میان ایران و برخی کشور‌ها در جریان درگیری‌های اخیر گفت: در جریان جنگ ۱۲ روزه، ادعا‌هایی درباره هدف قرار گرفتن جنگنده اف‌ـ۳۵ مطرح شد که به گفته وی، در آن مقطع این ادعا‌ها تأیید نشد؛ اما او مدعی شد که در درگیری‌های بعدی، ایران توانست برخی هواپیما‌های پیشرفته، از جمله اف‌ـ۳۵، اف‌ـ۱۶، اف‌ـ۱۸ و اف‌ـ۱۰ را هدف قرار دهد.

وی با طرح این پرسش که ایران چگونه با وجود آسیب دیدن رادار‌ها و سامانه‌های پدافندی توانسته است اهداف هوایی را شناسایی کند، مدعی شد که برخی تجهیزات و امکانات از خارج از کشور در اختیار ایران قرار گرفته‌اند.

او همچنین درباره هدف قرار گرفتن یک ناو آمریکایی و چند شناور نظامی، از کمک‌های اطلاعاتی احتمالی یک کشور دیگر سخن گفت و افزود که به باور وی، یک شناور مجهز به سامانه‌های راداری برای کمک اطلاعاتی وارد منطقه شده بود.

این کارشناس تأکید کرد: چنین همکاری‌هایی را نباید صرفاً ناشی از دلسوزی یک کشور برای کشور دیگر دانست؛ بلکه در مواردی، منافع دو طرف در یک مقطع زمانی با یکدیگر هم‌راستا می‌شوند و زمینه همکاری را فراهم می‌کنند.

وی افزود که تداوم این همکاری‌ها نیز به استمرار منافع مشترک بستگی دارد.

آموزگار با اشاره به تلاش‌های دیپلماتیک آمریکا برای نزدیک شدن به چین و روسیه گفت: به اعتقاد او، دونالد ترامپ می‌کوشد با ارائه پیشنهاد‌هایی به چین و ایجاد زمینه‌های همکاری با روسیه، منافع مشترکی با این دو کشور تعریف کند تا اولویت همکاری آنها با ایران کاهش یابد.

وی در عین حال اظهار داشت: چین و روسیه از نگاه او به این مسئله توجه دارند که آمریکا در صورت خروج از بحران‌های کنونی، ممکن است بار دیگر سیاست‌های خود را در قبال این دو کشور دنبال کند؛ ازاین‌رو، رفتار آنها در عرصه بین‌المللی بر اساس ارزیابی منافع ملی و ملاحظات راهبردی شکل می‌گیرد.

این کارشناس مسائل سیاسی با اشاره به رأی‌گیری در شورای امنیت سازمان ملل متحد گفت: در جریان جنگ ۴۰ روزه، چین و روسیه قطعنامه‌ای علیه ایران را وتو کردند؛ اقدامی که او آن را نشانه‌ای از هم‌پوشانی منافع دو کشور با ایران در آن مقطع دانست.

آموزگار در پایان تأکید کرد: همکاری کشور‌ها در عرصه بین‌المللی بیش از هر چیز بر پایه منافع ملی آنها شکل می‌گیرد و شناخت این منافع برای تحلیل رفتار قدرت‌های جهانی ضروری است.

انتهای پیام/ 122

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار