پیام راهبردی رهبر انقلاب در ۱۳ آبان؛ پایان افسانه شکستناپذیری آمریکا و بازتعریف معادلات قدرت در منطقه
گروه سیاسی دفاعپرس: قدرت آمریکا طی چند دهه گذشته یکی از مهمترین مؤلفههای شکلدهنده به معادلات امنیتی خاورمیانه بوده است. حضور گسترده نظامی واشنگتن در منطقه، ایجاد پایگاههای متعدد، استقرار ناوگان دریایی و شکلدهی به ترتیبات امنیتی با برخی دولتهای منطقه، این تصور را تقویت کرده بود که ایالات متحده قادر است در هر شرایطی بر روند تحولات امنیتی غرب آسیا اثرگذاری تعیینکننده داشته باشد. با این حال، تحولات سالهای اخیر و بهویژه تقابل نظامی اخیر، بار دیگر این پرسش را مطرح کرده است که آیا برتری نظامی آمریکا الزاماً به معنای توانایی آن برای کنترل تمام پیامدهای یک بحران منطقهای است؟

رهبر انقلاب در پیام خود به مناسبت ۱۳ آبان، با اشاره به تحولات خلیج فارس و تنگه هرمز، این تحولات را نشانه بطلان افسانه شکستناپذیری آمریکا دانسته و تأکید کردهاند که این صحنه، علاوه بر آشکار کردن محدودیتهای قدرت واشنگتن، ضعف حکومتهایی را نیز نشان داده است که به جای اتکا به ملت خود، امنیت و بقایشان را به قدرتهای خارجی وابسته کردهاند.
اهمیت این گزاره را باید در تفاوت میان برخورداری از قدرت نظامی و توانایی تبدیل آن به دستاورد سیاسی جستوجو کرد. آمریکا همچنان از ظرفیتهای گسترده نظامی، اقتصادی و فناوری برخوردار است و نمیتوان صرفاً بر اساس یک دوره تقابل، درباره پایان برتری نظامی این کشور حکم قطعی صادر کرد؛ اما مسئله اصلی آن است که قدرت نظامی بهتنهایی نمیتواند تضمینکننده تحقق تمام اهداف سیاسی و امنیتی یک کشور باشد. تجربه تحولات منطقه نشان داده است که حضور نظامی گسترده، در کنار ایجاد ظرفیت اعمال قدرت، میتواند هزینههای امنیتی و آسیبپذیریهایی نیز برای کشور میزبان و طرف مداخلهگر ایجاد کند.
در این میان، تنگه هرمز جایگاهی فراتر از یک گذرگاه جغرافیایی دارد. این آبراه یکی از مسیرهای مهم انتقال انرژی در جهان است و هرگونه تحول امنیتی در آن میتواند پیامدهایی فراتر از محیط پیرامونی خلیج فارس داشته باشد. از همین رو، اشاره رهبر انقلاب به مدیریت ایران بر تنگه هرمز، حامل یک پیام راهبردی درباره جایگاه جغرافیای ایران در معادلات منطقهای است. موقعیت ژئوپلیتیکی ایران، دسترسی به آبراههای راهبردی و قرار گرفتن در مجاورت یکی از مهمترین کانونهای انرژی جهان، به این کشور ظرفیت اثرگذاری قابل توجهی در محاسبات امنیتی و اقتصادی منطقه میدهد.
از سوی دیگر، موضوع پایگاههای نظامی آمریکا در کشورهای منطقه نیز در همین چارچوب قابل بررسی است. واشنگتن طی سالهای گذشته با ایجاد و توسعه زیرساختهای نظامی در غرب آسیا، تلاش کرده است امکان واکنش سریع به تحولات و حفظ برتری راهبردی خود را فراهم کند. با این حال، تحولات نظامی اخیر و آنچه در پیام رهبر انقلاب درباره آسیب دیدن این پایگاهها مطرح شده، بار دیگر مسئله امنیت این زیرساختها را به موضوعی مهم در محاسبات منطقهای تبدیل کرده است. به این ترتیب، کشورهایی که میزبانی از نیروها و تأسیسات نظامی آمریکا را بخشی از ترتیبات امنیتی خود میدانند، ناگزیر باید نسبت میان این حضور و هزینههای احتمالی آن را نیز مورد ارزیابی قرار دهند.
نکته مهم دیگر در پیام ۱۳ آبان، اشاره به بیوفایی و ناتوانی قدرتهای بزرگ در دفاع از حکومتهای وابسته است. این بخش از پیام، مسئلهای اساسی در ادبیات امنیت بینالملل را مطرح میکند: اتکای بیش از اندازه به قدرت خارجی تا چه اندازه میتواند امنیت پایدار ایجاد کند؟ تجربه روابط بینالملل نشان داده است که حمایت قدرتهای بزرگ از متحدان، همواره تابع محاسبات منافع ملی و اولویتهای راهبردی آنهاست. بنابراین، هیچ تضمین مطلقی وجود ندارد که یک قدرت خارجی در همه شرایط، هزینههای دفاع از متحدان خود را بپذیرد.
از این منظر، پیام رهبر انقلاب را میتوان هشداری درباره ضرورت بازنگری در الگوهای امنیتی منطقه دانست. امنیت پایدار صرفاً از طریق خرید تسلیحات، استقرار نیروهای خارجی یا انعقاد توافقهای نظامی حاصل نمیشود؛ بلکه به میزان اعتماد متقابل دولتها، مشروعیت داخلی، ظرفیت دفاع مستقل و توانایی مدیریت اختلافات منطقهای نیز وابسته است. هرچه فاصله میان امنیت حکومتها و خواست و پشتیبانی ملتهایشان بیشتر باشد، اتکای صرف به حمایت خارجی میتواند آسیبپذیری آنها را افزایش دهد.
در سطحی گستردهتر، این تحولات با بحث تغییر نظم منطقهای و حتی نظم بینالمللی ارتباط پیدا میکند. نظم امنیتی غرب آسیا طی دهههای گذشته تا حد زیادی تحت تأثیر حضور و مداخله قدرتهای فرامنطقهای قرار داشته است؛ اما افزایش نقشآفرینی بازیگران منطقهای و آشکار شدن محدودیتهای برخی ترتیبات امنیتی پیشین، ضرورت بازاندیشی در این الگو را مطرح کرده است. البته تغییر نظم منطقهای فرآیندی پیچیده است و نمیتوان آن را صرفاً نتیجه یک تقابل نظامی دانست؛ با این حال، بحرانها میتوانند نقاط ضعف ساختارهای موجود را آشکار و زمینه طرح ترتیبات جدید را فراهم کنند.
در نهایت، پیام ۱۳ آبان را میتوان دعوتی به بازنگری در تصور سنتی از قدرت آمریکا و جایگاه آن در معادلات منطقهای دانست. مسئله اصلی، انکار ظرفیتهای نظامی و اقتصادی واشنگتن نیست، بلکه توجه به این واقعیت است که هیچ قدرتی صرفاً به دلیل برخورداری از تسلیحات پیشرفته و شبکه گسترده پایگاههای نظامی، شکستناپذیر و قادر به تحمیل اراده خود در همه شرایط نیست. تحولات خلیج فارس و تنگه هرمز بار دیگر نشان داده است که جغرافیا، اراده سیاسی، توان دفاعی و ظرفیتهای بومی بازیگران منطقهای میتوانند در برابر محاسبات قدرتهای بزرگ نقشآفرینی کنند. از این منظر، پایان افسانه شکستناپذیری آمریکا بیش از آنکه به معنای پایان قدرت این کشور باشد، ناظر بر ضرورت بازتعریف حدود و محدودیتهای قدرت آن در نظم امنیتی آینده منطقه است.
انتهای پیام/381
