من انقلابي ام روايت تشخّص يك ملت

کد خبر: ۲۰۲۷۷۱
تاریخ انتشار: ۲۳ بهمن ۱۳۹۱ - ۱۴:۴۱ - 11February 2013
انقلاب اسلامي، تشخص ملت ماست. درست به همين علت، جشن پيروزي انقلاب هرگز بي فروغ و كم رنگ نشده است. انقلاب اسلامي، هستي و حيثيت مردمان خوب ماست و بنابراين جشن 35 سالگي آن را امسال چنان كه در شأن والاي خودشان بود، رونق بخشيدند. درياي انقلاب روز 22 بهمن دوباره موج برداشت و خيابان ها را لبريز كرد. قطره ها با اين دريا احساس تشخص مي كنند. هر ناظر منصف و بيطرف در مواجهه با چنين تصوير قاب ناپذيري احساس كوچكي مي كند و زبان به تحسين مي گشايد؛ اينكه يك انقلاب 34 سال پس از وقوع، همچنان سرزنده و پرنشاط است. انقلاب ها نوعا پس از پيروزي تبديل به نهاد و ساختار شده و فروكش كرده اند. اما جنس انقلاب اسلامي چيز ديگري است. تعبير «من انقلابي ام» كه همين روزها بر زبان مقتداي از جان گرامي تر انقلاب جاري شد، لوح فشرده اي از سيماي امروز ايران است. اين شعار و شعور در لبيك مردم ميزبان جشن پيروزي انقلاب جاري شد تا فارغ از همه مجازها و حاشيه ها و هياهوها و حباب ها به «حقيقت» و «اصالت» متن ايران انقلابي گواهي دهد.
درباره اين متن و حواشي سزاوار است دقيق تر و عميق تر سخن گفته شود.
1- حاشيه ها و حاشيه سازان، كف و حباب روي آبند. همه آنها كه در برابر تشخص انقلابي نظام امت- امامت ايران منم منم كرده اند، ناخالصي ها و حباب هاي غروري بودند كه به بيرون پرتاب شده اند؛ حتي اگر چند صباحي خودنمايي كرده باشند. از سازمان عريض و طويل منافقين تا بني صدر و سپس نسل هاي بعدي منافقين در دهه هاي اول و دوم و سوم انقلاب، سياهه اي از اين حباب انديشان و غوغازيستان را مي شود نوشت كه چگونه اسير توهم شدند و خود را با مخ به ديوار انقلاب كوبيدند حال آن كه خيال مي كردند سرقفلي مردم را به نام آنها زده اند. در همين 20 سال اخير، از اين جماعت كم نداريم كه در دام فتنه هاي خودساخته افتادند و از دست رفتند، حال آن كه تشخص انقلاب افزون تر شد. حقيقت انقلاب اسلامي و حباب هاي عارض شده، همين آيت الهي در قرآن حكيم است كه «از آسمان آبي فرو فرستاد و از هر دره و رودخانه اي به اندازه وسعت آنها سيلابي جاري شد؛ سپس سيلاب بر روي خود كفي حمل كرد- همان گونه كه براي به دست آوردن زينت آلات يا وسايل زندگي نيز در كوره ها آتش روشن مي كنند و كف هايي روي آن پديد مي آيد- خداوند حق و باطل را چنين مثال مي زند. اما كف ها به بيرون پرتاب مي شوند ولي آنچه (از آب يا فلز و طلاي خالص) به مردم سود مي رساند، در زمين مي ماند.» (آيه 17 سوره رعد).
2- گاه حاشيه ها و هيجان و هياهو و غوغاي مجازي مسگرآباد رسانه ها چنان عرصه را بر متن حقيقت تنگ مي كند كه بسياري از ناظران را به خطا و اشتباه مي اندازد. همين صحنه آرايي 3 سال پيش طيف هاي رنگين كمان فتنه را تداعي كنيد كه چگونه به مدد عمليات رواني دشمن شعبده بازي كردند و خيالواره جنبش را در برابر انقلاب علم كردند. اگر ماجراي نهم دي از ميدان امام حسين(ع) تا ميدان آزادي جاري نمي شد، ترفند شعبده بازان لو نمي رفت. «وقد ارعدوا و ابرقوا و مع هذين الامرين الفشل و لسنا نرعد حتي نوقع ولا نسيل حتي نمطر». آن روز وقتي روح انقلاب اسلامي در شريان خيابان جاري شد و قاب بندي هاي فضاي مجازي را شكست، دوست و دشمن عيان ديدند كه مدعاي جنبش سبز فقط يك كاريكاتور كم مايه است و در برابر آن اصل نمي تواند هماوردي كند.
گردانندگان اتاق فكرهايي كه به تعبير كساني چون مايكل لدين (از مشاوران سابق امنيت ملي آمريكا) 20 سال براي چينش پرحوصله فتنه سبز وقت صرف كرده بودند، پس از شوك آن شكست بزرگ، فرستادگان سران فتنه به خارج از كشور را دور هم جمع كردند تا اين ناكامي پرهزينه را آسيب شناسي كنند. جمع بندي اين بود كه پروژه آشوب سال 1388 در «شمال شهر فكري و سياسي» متوقف ماند و نتوانست به يك جريان اجتماعي و مردمي و توده اي تبديل شود. حلقه اصلي و فعال در فتنه از طريق واسطه ها اين گراي خائنانه را به دشمن داد كه براي درگير كردن مردم با پروژه آشوب و اغتشاش، بايد اقتصاد و معيشت آنان را هدف گرفت. تحريم هاي «گزنده» و «فلج كننده» كه بر زبان وزير خارجه پيشين آمريكا جاري شد، خروجي اين جمع بندي و مشورت بود. به مدت يك سال زندگي ملت ما را با خبيثانه ترين و رذيلانه ترين شيوه ها تحت آزار و فشار قرار دادند تا مگر آنان را عليه تشخص و حيثيت و هستي خود بشورانند و آشوب سياسي روشنفكرانه را تبديل به هرج و مرج اجتماعي كنند. برخي دوست نمايان- در دو حلقه فتنه و انحراف- نيز كه همچنان حاضر نيستند تكليف خود را يكسره كنند، با گفتار و رفتار حاشيه سازانه به جنگ اعصاب دشمن كمك كردند و روي آرامش رواني جامعه رژه رفتند. بدين ترتيب هيزم و بنزين آتش افروزي هم فراهم شد اما...
بصيرت و موقعيت شناسي ملت خوب ما در 22 بهمن امسال پاسخي دندان شكن به اين تست يكساله بود. با همين چند ساعت حضور به موقع در جشن پيروزي انقلاب، حساب دست دشمنان و طيف هاي رنگارنگ فتنه گر آمد. اين يك كارستان بزرگ بود كه ضريب امنيت ملي را با وجود خيانت و خطاهاي متعدد برخي سياستمداران ارتقا داد. اصالت با همين متن انقلابي است و نه چهره هاي سياسي منيت زده كه به اقتضاي شعبده رسانه اي دشمنان مانند پف فيل، حجيم و فربه مي شوند. رجوي و بني صدر، نخستين پف فيل هاي حجيم شده دشمن بودند كه روزگاري حجم فضاي مباحثه و مطبوعات و خيابان و دانشگاه را در قرق خود گرفته بودند. اما امروز كه بادشان خالي شده- و به دست همين ملت بصير تنظيم باد شدند!- بايد ديد به كدام بيغوله اسقاطي ها پرت شده اند كه مطلقا به چشم نمي آيند؟! اينها عبرت بزرگي است براي همه اهالي سياست كه اسير رويكردهاي پفكي در برابر اصالت انقلاب نشوند.
3- رويكرد نظام امت- امامت در متن انقلاب اسلامي، حركت معطوف به پيشرفت است. سرعت اين حركت ممكن است به خاطر برخي ضعف و نقص و قصور و تقصير و خطا و خيانت ها، كم و زياد شود اما به اعتبار بصيرت و صبوري نظام واره امامت(امام و امت) دچار انجماد، ارتجاع، انحطاط و انحراف نمي شود. انعطاف حكيمانه و معطوف به مصالح عاليه در متن اين حركت متعالي تعبيه شده در عين حال كه همين نظام بر سر اصول راهبردي نه به بيگانه و نه به بيگانه زدگان و منحرفان باج نمي دهد. چنين پويش حكيمانه اي البته بسيار سخت است. اسلام اشعري و معتزلي، آيين هاي ديني قشري يا اباحي، و اسلام سلفي يا سكولار خيلي آسان يا به بن بست مي رسند يا در كليت اصول تخفيف مي دهند و رهزنان آنها را برهنه مي كنند و خلاص! اما اسلام تراز نظام امت- امامت، اسلام پويش معطوف به اصول و منعطف در برابر سرعت گيرها و دست اندازها و گردنه هاست. يعني در برابر موانعي كه دشمن دست و پا مي كند يا دوستان خائن و خاطي پديد مي آورند، متوقف نمي شود هرچند كه به اقتضاي مسير، سرعت خود را تنظيم مي كند.
اين گونه رانندگي حتما بيداري و حوصله و صبردوچندان را طلب مي كند همچنان كه مستلزم وقوف بر مختصات مسير و اشراف بر عوارض و موانع موجود در موقعيت است. يكجا بايد با دنده سنگين حركت كرد و يكجا پرگاز رفت و شتاب گرفت. هنر يك خلبان خوب هواپيما فقط خوب برخاستن از زمين نيست؛ خوب فرود آوردن هواپيما در ايستگاه هاي مياني هم شرط است. هنر مديريت در چنين شرايطي كه آميزه اي از مديريت حركت و مديريت چالش ها و مزاحمت هاست، جلوه گر مي شود و امت و رهبري ما در طول 34 ساله تاريخ انقلاب، اين هنر مديريت توأم با صبر و بصيرت را نشان داده اند. البته اين مديريت معطوف به پيشرفت، آميخته به خون دل خوردن- و به تعبير مقتداي انقلاب «صبر و احتساب» (پاي خدا نوشتن و با خدا معامله كردن)- است. كافي است چالش ها و بحران هاي پديد آمده در دولت موقت، دولت بني صدر، دولت دوران دفاع مقدس، دولت سازندگي، دولت اصلاحات و دولت عدالت را مرور كنيم، آنگاه شهادت خواهيم داد كه مديريت بحران و چالش در مقياس نظام امت- امامت چقدر كارآمد و متعالي بوده است.
4- همراهان نظام امت- امامت در كاروان انقلاب تا جايي حرمت و احترام دارند كه حقيقت انقلاب را محترم بدارند. اگر جبهه استكبار به دنبال ايجاد بي ثباتي و هرج و مرج و به ويژه آشفته سازي افكار عمومي است، هركدام از رجال سياسي كه با گفتار يا رفتار خود براي اين راهبرد كلي دشمن مجال فراهم كنند، در موضع اتهام قرار مي گيرند. جرم بزرگ رجالي كه فتنه سال 88 را تدارك كردند و خود در عمق آن سقوط كردند همين بود كه براي دشمن مجال فراهم كردند و حاضر به جبران نشدند. آنها دايره هاي متداخلي با دشمن ترسيم كردند كه يا متحدالمركز بود و يا هم پوشاني داشت. امروز هم عملكرد برخي سياستمداران، علايم و آثار فتنه زدگي را بروز مي دهد. بازي با عباراتي نظير انتخابات آزاد و انتخابات مهندسي شده در كنار اظهار ضعف در برابر فشارهاي دشمن و بروز وسوسه پذيري در برابر مدعاي دروغين آمريكا پيرامون مذاكره و همچنين ماجراجويي سياسي و رسانه اي و ايجاد ابهام و اغتشاش فكري در جامعه از علايم اين بيماري است كه احتمالا به موازات نزديك شدن به انتخابات آتي- در صورت معالجه و مداوا نشدن- عود خواهد كرد. تعارض با قانون اساسي و تنظيم امور مبتني بر آن به انضمام تخريب نهادهاي قانوني و انجام اقدامات تروريستي و انتحاري سياسي عليه نظم حقوقي مبتني بر قانون اساسي و سرانجام، عدم تمكين و دور زدن رهنمودهاي راهبردي امام و رهبري، نشانه هاي اين جريان بيمار است كه مانند هميشه بايد با صبر و حوصله و قاطعيت انقلابي، در قرنطينه و انزوا قرار گيرد.
در اين ميان مي شود توصيه اي مشفقانه به چند چهره سياسي خاص كه با فتنه و انحراف همسايه يا هم خانه شده اند، كرد و آن اينكه دعاوي خود درباره نگراني براي انقلاب و اعتدال و وحدت ملي يا زمينه سازي براي ظهور بهار جان ها(امام عصر عج) را با متن امت- امامت به عنوان مركز ثقل سلامت انقلاب محك بزنند. شعار وحدت ملي و اعتدال و دلبستگي به جمهوري اسلامي، با سوژه سازي روزانه براي رسانه هاي افراطي و دشمنان انقلاب و وحدت ملي قابل جمع نيست همچنان كه عيار ادعاهايي نظير مدعاي زنده باد بهار و مقدمه سازي ظهور مهدي موعود(عج) با تبعيت محض از ولايت فقيه سنجيده مي شود اگرنه حق اين است گفته شود؛ كه تو در برون چه كردي كه درون خانه آيي!
مشفقانه و ناصحانه بايد از اين قبيل سياستمداران خواست اگر در نسبت شان با امت و امامت خلل و اختلال ايجاد شده، يك بار سيستم فكري و عاطفي خود را «ري استارت» و ارتباط حياتي با «مركزيت» انقلاب را بازيابي كنند، در غير اين صورت، انجماد و قفل شدگي ذهني موجب خسارت براي خود آنها خواهد شد. همين روزها با ابراز تواضع در برابر عظمت متن جاري انقلاب مي توان نو شد و در آغوش اين درياي زلال عزت و كرامت يافت. اين مسير بهتر از آزردن خاطر شريف ملت و ورود به منطقه ممنوعه خيانت است.
محمد ايماني
نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار
پربحث ترین عناوین