موگویی: ایران پیروز جنگ ۱۲ روزه است و باید این پیروزی حماسی روایت شود/ جای روایت پیروزمندانه خالی است
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، جواد موگویی مستندساز کشورمان، در دومین رویداد «خانواده مقاومت» با عنوان «یلدای اقتدار» که شامگاه (شنبه) در کوشک باغ هنر برگزار شد، با اشاره به شرایط تاریخی کشور در آغاز جنگ تحمیلی ۸ ساله، اظهار داشت: اولین شب یلدایی که بعد از آغاز جنگ تحمیلی فرا رسید، شب یلدای سال ۱۳۵۹ بود. من واقعاً نمیدانم آن شب مردم یلدا گرفتند یا نه؛ این را باید بزرگترها بگویند، اما اگر هم گرفته باشند، قطعاً یلدای بسیار تلخی بوده است. تنها حدود چهار ماه از شروع جنگ گذشته بود؛ جنگی که در ۳۱ شهریور ۵۹ آغاز شد و واقعیت این است که هیچکس در کشور برای آن آماده نبود. ما کاملاً در شرایط غافلگیری مورد حمله قرار گرفتیم.

این مستندساز کشورمان تصریح کرد: از انقلاب اسلامی فقط حدود یک سال و اندی گذشته بود. جامعه درگیر آرمانها و برنامههایی بود که در دوران پهلوی به آن نرسیده بود: سوادآموزی، جهاد سازندگی، بازسازی کشور و تحقق عدالت اجتماعی. از سوی دیگر، ما سفارت آمریکا را اشغال کرده بودیم، شعار انقلاب مستضعفین را میدادیم و عملاً در برابر نظم جهانی ایستاده بودیم. در چنین شرایطی، کشوری به ما حمله کرد و ظرف کمتر از یک ماه خرمشهر اشغال شد. هفت، هشت یا ده شهر کشور زیر بمباران رفتند؛ از خوزستان و آبادان گرفته تا فرودگاه مهرآباد تهران. جنگ به همه جای کشور کشیده شد.
وی ادامه داد: این جنگ، جنگی ۱۲روزه یا محدود به چند شهر نبود. واقعاً نمیدانم آن سال کسی یلدا گرفت یا نه، اما اگر گرفت، یلدایی بسیار تلخ بود. خرمشهر در اشغال بود، آبادان از ۳۶۰ درجه، حدود ۳۴۰ درجه در محاصره قرار داشت، چندین شهر زیر موشک و بمباران بودند و دو تا سه میلیون نفر آواره در کشور وجود داشت؛ آوارگانی که حتی در خیابانهای تهران و سایر شهرها دیده میشدند.
موگویی گفت: پس از چند عملیات ناموفق، از جمله عملیات نصر، بنیصدر نامهای به امام (ره) نوشت و اعلام کرد که ادامه جنگ فایدهای ندارد و باید تسلیم شد. در همان مقطع، برخی مطرح میکردند که شاید باید درباره خرمشهر مذاکره کنیم تا صدام از پیشروی دست بردارد.
این مستندساز خاطرنشان کرد: عید نوروز فرا رسید؛ اولین عید پس از جنگ و آن هم عیدی بسیار تلخ. تنها سه ماه بعد، سازمان منافقین اعلام جنگ مسلحانه کرد. حدود ۱۰۰ هزار نفر مسلح به خیابانهای تهران و برخی شهرها آمدند و موج ترورها آغاز شد. برای درک این عدد، تصور کنید استادیوم آزادی، طبقه بالا و پایین، پر از افراد مسلح باشد که به خیابانها ریختهاند.
وی ادامه داد: در برخی گزارشها آمده که کشور حتی رئیسجمهور نداشت. ششم تیرماه، آیتالله خامنهای ترور شد؛ شخصیتی که آن زمان رئیس شورای عالی دفاع، امام جمعه تهران و حلقه وصل سپاه و ارتش بود. تنها یک روز بعد، انفجار هفتم تیر رخ داد: رئیس شورای عالی قضایی، چهار وزیر، ۲۷ نماینده مجلس و دهها نفر دیگر به شهادت رسیدند؛ در مجموع ۷۳ شهید و بیش از ۱۰۰ مجروح.
موگویی تصریح کرد: از روز بعد، ترورها ادامه یافت؛ فرماندهان سپاه، استانداران و نمایندگان مجلس هدف قرار گرفتند. در چنین شرایطی، اگر هر کشور دیگری بود، فرو میریخت. حتی حافظ اسد، که از متحدان ایران محسوب میشد، با سه روز تأخیر پیام تسلیت داد، چون مطمئن نبود جمهوری اسلامی باقی میماند یا نه.
این مستندساز تأکید کرد: تابستان سال ۱۳۶۰ یکی از غمانگیزترین و وحشتناکترین تابستانهای تاریخ کشور بود. همزمان، در داخل با منافقین میجنگیدیم و از بیرون با کشوری که به ما حمله کرده و خرمشهر را اشغال کرده بود. آبادان در محاصره بود و هر روز بمباران میشد. سپاه عملاً ساختار نظامی منسجمی نداشت؛ بیشتر مجموعهای از گروههای خودجوش بود. ارتش نیز پس از تصفیهها، کودتای نوژه و فرار یا اعدام برخی نیروها، در وضعیت نیمهکاره قرار داشت.
وی اظهار داشت: انتخابات برگزار شد و در دوم مرداد ۱۳۶۰، شهید رجایی رئیسجمهور و شهید باهنر نخستوزیر شد. عمر دولت رجایی فقط ۳۴۵ روز بود. انفجار در جلسه شورای امنیت ملی رخ داد؛ جانشین دبیر شورای امنیت ملی بمبگذاری کرد. دادستان کل کشور و رئیس شورای عالی قضایی ترور شدند. چندین بار به امام خمینی (ره) سوءقصد شد.
موگوی گفت: در چنین فضایی، هیچکس در تابستان سال ۶۰ تصور نمیکرد که شب یلدای همان سال، کشور از این بحران عبور کرده باشد. اما آرامآرام، از شهریور که به سمت پاییز و زمستان رفتیم، اتفاقات عجیبی رخ داد. سقوط هواپیمایی که در آن شهید فکوری، شهید نامجو، شهید کلاهدوز و تیمسار فلاحی حضور داشتند، یک ضربه سنگین دیگر بود؛ درست بعد از نخستین پیروزیها.
این مستندساز افزود: با این حال، پنج روز مانده به شب یلدای سال ۶۰، در عملیات قدس، بستان آزاد شد. سه ماه بعد، در اول فروردین ۱۳۶۱، عملیات فتحالمبین آغاز شد و ۲۵۰۰ کیلومتر مربع از خاک کشور آزاد شد؛ عملیاتی که مقدمه آزادی خرمشهر بود. سه ماه بعد، در سوم خرداد ۱۳۶۱، خرمشهر آزاد شد.
وی اظهار داشت: واقعیت این است که هیچکس در تابستان ۶۰ باور نمیکرد چنین مسیری طی شود. من اینها را گفتم تا بگویم امروز، بعد از ۴۵ سال، دوباره در یک شب یلدا قرار گرفتهایم، اما این شب یلدا اصلاً قابل مقایسه با یلدای ۵۹ نیست. آن زمان ما قوای نظامی منسجمی نداشتیم؛ امروز داریم. آن زمان تا دو سال توان آفندی نداشتیم؛ امروز ظرف ۱۵ ساعت پاسخ موشکی میدهیم. اگر امروز چنین توانی نداشتیم، این جنگ هم میتوانست مثل جنگ هشتساله طول بکشد.
موگویی گفت: در سال ۶۰، چندین فرمانده عالیرتبه در یک پرواز شهید شدند، کشور بدون رئیسجمهور و نخستوزیر ماند و بیش از ۱۰۰ نفر از مسئولان عالیرتبه ترور شدند. با این حال، جمهوری اسلامی ایستاد. امروز ما نه در سال ۶۰ هستیم و نه شرایط آن زمان را داریم. ما یک کشور تثبیتشده با قوای سهگانه، توان موشکی و قدرت بازدارندگی هستیم.
این مستندساز تأکید کرد: به نظر من، مشکل امروز این است که حس پیروزی در جامعه بهدرستی منتقل نشده است. یکی از دلایلش این است که گذشته را درست روایت نکردهایم. برخی فکر میکنند با شهادت چند فرمانده، میدان را باختهایم، در حالی که ما مسیرهایی بسیار سختتر از این را پشت سر گذاشتهایم.
وی عنوان کرد: باید از ادبیات سوگواری فاصله بگیریم و به سمت ادبیات حماسه برویم. شخص رهبر معظم انقلاب اسلامی این رویه را دارند؛ معظمله در چنین موقعیتهایی لباس عزا نمیپوشند، با عصا ظاهر نمیشوند و ادبیات حماسه دارند. اگر تصویر شهدا را در شهر نصب میکنیم، باید در کنار آن، تصویر شکست دشمن و ویرانیهای رژیم صهیونیستی را هم نشان دهیم تا بگوییم میراث این شهدا، اقتدار امروز ماست.
موگویی تأکید کرد: جمهوری اسلامی کشوری نیست که بخاطر جنگ ۱۲روزه و با چند ضربه از پا دربیاید. این نظام از بحرانهایی بسیار سنگینتر عبور کرده و امروز نیز ایستاده است. این واقعیت باید برای مردم روایت شود.
انتهای پیام/ ۱۲۱


