رضاخان عامل تردیدناپذیر انگلیس
به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاعپرس، رژیم پهلوی تنها سلسله دست نشاندهای بود که توسط بیگانگان روی کار آمد و از حمایت همه جانبه آنها برخوردار بود به همین دلیل با سلسلههای پیش از خود تفاوتهای اساسی داشت. شناخت این سلسله به نحوی به شناخت ماهیت انقلاب اسلامی کمک میکند. چرا که این انقلاب نجات بخش نه فقط با یک رژیم دست نشانده که با همه جهان استعمار و استکبار در جنگ بود. یکی از راههای شناخت رژیم پهلوی مطالعه و خوانش کتابهایی است که توسط عمال شاه به نگارش درآمدهاند و از همین رو نگاهی جانبدارانه به انقلاب اسلامی ندارند.

کتاب «ظهور و سقوط سلطنت پهلوی» که بخشهایی از آن را در ادامه میخوانید به قلم «حسین فردوست» نوشته شده است پرده از حقایقی برمیدارد که میتواند تصویری واقعی از حکومت دیکتاتوری رژیم پهلوی بر مردم ایران ارائه دهد.
رضاخان و اربابان انگلیسی
رضاخان یک عامل انگلیس بود و در این تردیدی نیست کودتای ۱۲۹۹، طبق اسنادی که دیدهام و یا شنیدهام در ملاقات ژنرال آیرون ساید انگلیسی با رضا با حضور سید ضیاءالدین طباطبائی، برنامهریزی شد و پس از کودتا هم قریب به پنج سال طول کشید تا رضاخان به سلطنت رسید. در این مدت رضاخان سردارسپه و وزیر جنگ و نخست وزیر شد. شاپور جی روزی کتاب محرمانهای را به من نشان داد که در یک بند آن نوشته شده بود که نایبالسلطنه هندوستان میخواست فرد مناسبی را برای اداره ایران پیدا کند و به دستور او پدر شاپور جی این فرد را که رضا بود پیدا کرد و به نایبالسلطنه معرفی نمود. شاپور جی منظورش این بود که سلطنت پهلوی به دست پدر او تأسیس شده است.
سالها پس از اینکه محمدرضا به سلطنت رسید فکر میکنم سالهایی بود که محمدرضا فوزیه را طلاق داده و هنوز با ثریا ازدواج نکرده بود هر از چندی فردی را به کاخ دعوت میکرد او خان اکبر نام داشت. این فرد تا زمان مرگش مورد علاقه و احترام محمدرضا بود. خان اکبر میرزا کریم خان رشتی با خودش فرد دیگری را میآورد و محمدرضا هم مرا خبر میکرد. چهار نفری با هم شام میخوردیم و بعد بازی ورق میکردیم. در این مجالس، اکثراً خان اکبر صحبت میکرد. او به کرات به محمدرضا میگفت پدرتان نسبت به من کم لطفی کرد که مرا خانه نشین کرد. مگر من همان نبودم که بلافاصله پس از کودتا و سپس بعد از سلطنت و سالها پس از سلطنت هفتهای چند بار او را ملاقات میکردم و بین سفارت انگلیس و رضا واسطه بودم و همیشه در سفارت نظر رضا را تأمین میکردم؟!
محمدرضا پاسخ میداد: «پدرم بارها درباره شما صحبت کرده و زحمات شما را بخوبی بخاطر داشت شاید وضع ایجاب میکرد که شما دیگر در صحنه نباشید خان اکبر میشنید ولی قانع نمیشد و مجدداً در جلسه دیگر همین مطالب را تکرار میکرد و میافزود: رضا این نبود که شما دیدید. او با یک عده معدود که من هم جزء آنها بودم خیلی خودمانی بود و اکثراً چند نفری با هم آس بازی و شوخی میکردیم.» از این موارد میتوان فهمید که رضا و مقامات انگلیسی واسطههایی داشتند که یکی از آنها خان اکبر و دیگری پدر شاپور جی بود.
سردار اسعد بختیاری که مدتی وزیر جنگ رضاخان بود نیز با سفارت انگلیس تماس داشت و شاید او هم مدتی از همین واسطهها بوده است. رضا فوقالعاده دقت میکرد که به طور علنی با انگلیسیها تماس نداشته باشد و حتی در میهمانیهای دربار شرکت نمیکرد اگر مطلب رسمی مهمی بود نخست وزیر را مأمور ملاقات با سفیر انگلیس میکرد ملاقات نخست وزیران رضاخان با سفیر انگلیس در مسائل خیلی مهم بود، مانند تهیه سلاح و مسائل نفت. یکی از مهرههای مهمی که واسطه رضاخان با انگلیسیها بود و از محرمانهترین اسرار رضا اطلاع داشت و هیچکس دیگر را سراغ ندارم که به اندازه او درباره وقایع پشت پرده حکومت رضاخان مطلع باشد سلیمان بهبودی بود. او در آغاز استوار بود و رضا به عنوان گماشته به خانه اولش آورد بهبودی بتدریج محرم شد و از طرف رضا مأمور خدمت به زن و بچه هایش گردید.
خانه اول رضاخان، یک خانه مخروبه کوچک در کوچه شمال شرقی میدان حسن آباد بود. در آنجا وظیفه بهبودی خرید و تهیه مواد غذایی بود. علاوه بر او یک آشپز هم داشت که پخت و پز میکرد. بهبودی بتدریج به رضا و خانوادهاش نزدیک و نزدیکتر شد. پس از کودتا رضا کمتر به خانه میآمد و وقتی به سلطنت رسید در هر جا که بود، کاخ شهر یا سعد آباد بهبودی را مسئول خانه خود میکرد بهبودی هر ماه موظف بود مقدار قند و چای مصرفی و در زمستانها وزن هیزم و سایر مواد مصرفی آشپزخانه را به رضا گزارش دهد. رضاخان دقیقاً حساب همه چیز را داشت و اقلا هر ۳ ماه یکبار بر سر زیاد شدن مصرف این یا آن جنس عصبانی میشد و بهبودی را کتک میزد به نحوی که گاه در بیمارستان بستری میشد ولی پس از یک ماه او را میبخشید و دو مرتبه همین برنامه تجدید میشد.
بهبودی تا خروج رضا از ایران در حریم زندگی خصوصی او محرمترین فرد بود و با رضاخان به تبعید رفت در تبعید نیز از دومیلیون تومان پولی که محمدرضا برای هزینه رضاخان و خانوادهاش که ده نفر بودند در اختیار او گذارده بود یک میلیون و دویست هزار تومان را طی پنج سال پس انداز کرد که به محمدرضا عودت داد در دربار محمدرضا بهبودی تا مقام معاونت دربار رشد کرد پسر بهبودی نیز چندین دوره با کمک پدرش از ساوه یا ملایر؟ نماینده مجلس شد. سلیمان بهبودی در دربار پهلوی فرد معروفی بود و از درباریها کسی نبود که او را نشناسد و حتی خانهاش را نداند او تا چندی قبل از انقلاب زنده بود و گاهی به دیدن من میآمد. زیر نظر او فردی قرار داشت به نام سرلشکر مهاجر یا مهاجر ایروانی که رئیس قسمت عشایری دربار بود.
دکتر میمندی نژاد رئیس دانشکده دامپزشکی که پس از استعفاء روزنامهنویس شد و نشریه رنگین کمان را چاپ میکرد و در آن زندگی رضاخان را به صورت پاورقی مینوشت و گویا یک جلد آن به صورت کتاب چاپ شده برای بدست آوردن اسناد و مدارک از زندگی رضاخان به کرات به منزل بهبودی میرفت. یکی دیگر از واسطههای مهم رضاخان و انگلیسیها شاید مهمترین آنها، محمد علی فروغی (ذکاء الملک) بود که در صعود رضا به سلطنت و سپس در صعود پسرش محمدرضا نقش مهمی داشت.
انتهای پیام/ 161


