روایت همسر «شهید شعبانی» از وجوه پنهان زندگی
به گزارش خبرنگار حماسه و جهاد دفاعپرس، داستان شهادت ۴۲ تن از رزمندگان هوافضای سپاه پاسداران در حادثهای که منجر به خفه شدن آنها در یک تونل شد، روایت از ایثار و تعهدی است که ریشه در جزئیات زندگی روزمره این قهرمانان دارد. در این میان، شهید سرتیپ دوم مجید شعبانی، یکی از چهرههای برجستهای بود که زندگیاش آمیزهای از عشق به خانواده، اخلاص در خدمت و ارادت بیحد به ولایت بود.

«طراوت مهری شاهیجانی» همسر شهید شعبانی، ابعادی از شخصیت همسرش را بازگو کرده است که فراتر از ردههای نظامی و مسئولیتهای سنگین اوست.
وصیتنامهای با طعم ایثار و عدالت
یکی از تکاندهندهترین بخشهای زندگی مشترک این زوج، کشف وصیتنامه شهید شعبانی توسط همسرش است. بر اساس این روایت، شهید شعبانی در سال ۱۴۰۰، در آستانه مأموریتی احتمالی برای کمک به جبهه مقاومت، وصیتنامهای نوشته بود که در آن با نگاهی انسانی و دور از سختگیری، اختیار کامل زندگی و آینده فرزندان و حتی حق ازدواج مجدد همسرش را در صورت شهادت یا مرگ طبیعی، به وی واگذار کرده بود. این اقدام، نشاندهنده دیدگاه بلندنظرانه و دلسوزانه این فرمانده در قبال حقوق همسر و فرزندانش است.
مهریه؛ دینی که تا لحظه آخر فراموش نشد
در دنیای امروز که بحثهای مادی ee پیشتاز شده است، شهید شعبانی با نگاهی شرعی و اخلاقی به مسئله مهریه نگریسته بود. او در روزهای پایانی عمر، با تأکید بر اینکه مهریه «دینی بر گردن مرد مسلمان» است، تلاش کرد تا با انتقال مالکیت خانه و ماشین به نام همسرش، بخشی از این دین را ادا کند. او حتی در لحظات شوخی و خنده، بر ضرورت تسویه حساب با همسرش تأکید داشت تا در صورت وقوع حادثهای، هیچ حقی از همسرش ضایع نشود.
سرباز ولایت و مرد جهاد تبیین
بر اساس اظهارات همسر شهید، نقطه عطف زندگی سرتیپ شعبانی، جنگ ۱۲ روزه بود. او که ارادت ویژهای به فرماندهان ارشد و بهویژه مقام معظم رهبری داشت، حتی زمانی که جابجایی شغلیاش را به دلیل دوری از محیطهای مورد علاقهاش نمیپذیرفت، در نهایت با پذیرش مفهوم «تکلیف»، مسئولیت جدید خود را پذیرفت.
وی همچنین به جنبههای تبیینی شخصیت شهید اشاره کرد و افزود که او همواره تلاش میکرد با ادب، احترام و استدلال، گرههای ذهنی افرادی که با نظام یا رهبری زاویه داشتند را باز کند. او حتی در کمک به استخدام جوانی که خانوادهاش دیدگاهی مخالف داشتند، امیدوار بود که این ورود، موجب تغییر نظر خانواده آن جوان شود.
سادگی در عین تخصص
در بخشی از این گزارش، به تضاد میان تصورات عمومی از حقوق نظامیان و واقعیت زندگی شهید شعبانی اشاره شده است. مردی با مدرک مهندسی، تخصص بالا و ۲۴ سال سابقه کار، در حالی که بسیاری در جستجوی حقوقهای نجومی بودند، با حقوقی بسیار متواضعانه زندگی میکرد؛ واقعیتی که در مواجهه با دیگران، موجب تعجب و در نهایت تغییر دیدگاه آنها نسبت به صادقانه بودن مسیر خدمت در سپاه شد.
بازگشت یک خانواده به مسیر نظام
در ادامه گفتگوها، همسر شهید به اثرگذاری بلندمدت اخلاق و رفتار سرتیپ شعبانی اشاره میکند. وی با اشاره به خانوادهای که پیشتر تحت تأثیر تبلیغات منفی، با نظام زاویهدار بودند، میگوید که تلاشهای صمیمانه و راهنماییهای شهید شعبانی منجر به تغییر دیدگاه آنها شد. وی با ابراز خرسندی از حضور این خانواده در تجمعات مردمی پس از جنگ رمضان، این موفقیت را ثمره «جهاد تبیین» و اخلاق شهید میداند.
آمادگی برای «روز موعود»
روایت همسر شهید از روزهای پایانی اسفند، سرشار از نشانههایی است که گویی خانواده را برای پذیرش شهادت آماده میکرد. وی از تماسهای کوتاه و تلگرافی شهید و توصیه او برای رفتن به خانه پدری در شمال میگوید. همچنین به آرامشی اشاره میکند که شهید در مواجهه با خبر شهادت هم رزمایش داشت؛ جملهای که وی را تکان داد: «فردا پسفردا هم نوبت ماست».
رنگِ ناتمام درهای خانه
یکی از تکاندهندهترین بخشهای این گزارش، اشاره به آخرین فعالیتهای دنیوی شهید است. همسر وی روایت میکند که شهید شعبانی حتی در آخرین فرصتهای کوتاهی که برای استراحت در خانه داشت، مشغول لکهگیری و رنگآمیزی درهای حمام و دستشویی بود تا کارهای خانه را به طور کامل به پایان برساند. این جزئیات ساده، نشاندهنده نظم و مسئولیتپذیری این فرمانده در قبال کوچکترین امور خانگی، حتی در اوج شرایط جنگی است.
شهدای «نَفَس»
جزئیات حادثه شهادت سرتیپ شعبانی و ۴۱ تن از همرزمانش در تونلی در محدوده گرمدره، تصویری از صبوری و ایمان را ترسیم میکند. طبق گزارشها، پس از بمباران جنگندههای آمریکایی و مسدود شدن ورودی و خروجی تونل، نشت گاز ناشی از یک موشک عملنکرده، باعث کاهش اکسیژن و خفگی نیروهای محبوس شد.
همسر شهید نقل میکند که آخرین صدای به گوش رسیده از داخل تونل، صدای روضه حضرت زهرا (س) بود. این ۴۲ رزمند در آخرین دقایق زندگی، در حالی که اکسیژن در حال اتمام بود، به ذکر و روضه روی آوردند. همچنین، نبود ماسک بر چهره شهید شعبانی در زمان خروج از تونل، گویای فداکاری وی است؛ چرا که همرزمانش معتقدند او ماسک خود را به همرزمی داده که زودتر دچار تنگینفس شده بود.
استواری همسر
در پایان، همسر شهید به آرامش موجود در پیکر وی اشاره میکند و آن را اجابت دعای دخترش، «مهدیه»، میداند که در ایام اعتکاف خواسته بود پدرش در صورت شهادت، پیکری داشته باشد و جاویدالاثر نشود.
وی همچنین از مراسم تشییع در محله تهرانپارس میگوید؛ جایی که با وجود فشار روحی شدید، با برداشتن پرچمی از میان جمعیت، نماد استواری و ادامه دادن مسیر شهید شد. این روایت با پیوندی عاطفی میان خانوادههای شهدا به پایان میرسد؛ جایی که زنی دیگر با اشاره به پسرش که همنام شهید شعبانی و سرباز اسلام است، این زنجیره از ایثار و تعهد را تداوم میبخشد.
انتهای پیام/ 122
