«وضعیت ۱۰-۱۰»؛ جست‌وجو زندگی در دل آوار

«وضعیت ۱۰-۱۰» از فصل دوم مجموعه «سرو، سپید، سرخ»، جنگ از زاویه‌ای متفاوت و از دریچه نگاه یک امدادگر که برای یافتن نشانه‌ای از زندگی، به دل آوار می‌زند، روایت می‌شود.
کد خبر: ۸۵۹۷۰۰
تاریخ انتشار: ۱۲ شهريور ۱۴۰۵ - ۰۳:۵۸ - 03September 2026

به گزارش خبرنگار فرهنگ دفاع‌پرس، «وضعیت ۱۰-۱۰» هفتمین اپیزود از «سرو، سپید، سرخ» است که به کارگردانی حمزه علیرضایی و تهیه‌کنندگی آرش زینال‌خیری روی آنتن شبکه یک رفت.

سینما

اپیزود «وضعیت ۱۰-۱۰» از فصل دوم مجموعه «سرو، سپید، سرخ» تلاش می‌کند جنگ را نه از پشت خاکریزها و در میدان نبرد نظامی، بلکه از دل یک ساختمان آسیب‌دیده و در میان نیروهای امداد و نجات روایت کند؛ جایی که مأموریت اصلی، نجات جان انسان‌هاست و قهرمان داستان، نه سلاح در دست دارد و نه در اندیشه پیروزی بر دشمن است، بلکه برای پیدا کردن نشانه‌ای از زندگی، وارد ساختمانی می‌شود که هر لحظه امکان فروریختنش وجود دارد.

داستان در لحظه تحویل سال و در شرایطی آغاز می‌شود که حمله دشمن، زندگی یک خانواده را در میانه نوروز ناتمام گذاشته است. انتخاب سفره هفت‌سین، عروسک‌های کودکان، یخچال باز و شمع‌هایی که هنوز روشن مانده‌اند، از جمله جزئیاتی است که فیلم برای نشان دادن ناگهانی بودن بحران از آن بهره می‌گیرد. جنگ در اینجا تنها ویرانی ساختمان‌ها نیست؛ حمله‌ای است به زندگی‌ای که تا چند لحظه قبل در جریان بوده است.

نقطه قوت «وضعیت ۱۰-۱۰» توجه به همین جزئیات انسانی است. فیلم به جای آنکه تنها بر صحنه‌های تخریب و حادثه تمرکز کند، مخاطب را وارد فضای خانه‌ای می‌کند که صاحب آن ناگهان ناپدید شده است. سفره هفت‌سین به نمادی از زندگی تبدیل می‌شود؛ زندگی‌ای که قرار بوده با آغاز سال جدید ادامه پیدا کند، اما جنگ آن را به تعلیق درآورده است.

در مرکز این روایت، شخصیت یوسف قرار دارد؛ امدادگری که مأموریتش را تنها یک وظیفه اداری نمی‌بیند. او با وجود خطر، بار دیگر وارد ساختمان می‌شود و جست‌وجوی خود را ادامه می‌دهد. اینجا فیلم به‌درستی تلاش می‌کند تصویری از نیروهای امدادی ارائه دهد که در روزهای بحران، پیش از آنکه دیگران بتوانند از خطر فاصله بگیرند، خود وارد میدان می‌شوند.

بازی مهدی زمین‌پرداز نیز در پیشبرد این شخصیت مؤثر است. یوسف قهرمانی پرهیاهو نیست و فیلم نیز تلاش نمی‌کند از او یک شخصیت دست‌نیافتنی بسازد. او همانند بسیاری از نیروهای امداد و نجات، خانواده و نگرانی‌های شخصی خود را دارد، اما در لحظه‌ای که باید میان ماندن در کنار خانواده و حضور در مأموریت انتخاب کند، مسئولیت انسانی و حرفه‌ای خود را برمی‌گزیند.

یکی از لحظات قابل توجه اپیزود، تماس همسر یوسف با اوست. در حالی که همسرش از وضعیت او نگران است، یوسف تلاش می‌کند اضطراب خانواده را کاهش دهد. این تقابل میان نگرانی خانواده و مسئولیت امدادگر، یکی از لایه‌های انسانی داستان را شکل می‌دهد و نشان می‌دهد ایثار نیروهای امدادی تنها در لحظه ورود به ساختمان‌های آسیب‌دیده خلاصه نمی‌شود؛ خانواده‌های آنان نیز بخشی از این ایستادگی هستند.

گره اصلی داستان، یعنی ناپدید شدن احمد سرشار، زمینه‌ای برای ایجاد تعلیق فراهم می‌کند. جست‌وجوی یوسف برای یافتن او، مخاطب را قدم به قدم با خود همراه می‌کند و فیلم از دل همین جست‌وجو تلاش دارد اهمیت امید را برجسته کند. تا زمانی که نشانه‌ای قطعی از مرگ وجود ندارد، مأموریت امدادگر پایان نیافته است.

با این حال، «وضعیت ۱۰-۱۰» بیش از آنکه بخواهد یک درام پیچیده با شخصیت‌پردازی‌های چندلایه باشد، روایتی از یک موقعیت انسانی است. موقعیتی که در آن یک امدادگر با تکیه بر تجربه، دقت و احساس مسئولیت، تلاش می‌کند جان یک انسان را از دل تاریکی و آوار بیرون بکشد.

پیام اصلی این اپیزود نیز در همین نقطه شکل می‌گیرد؛ در جنگ و بحران، تنها کسانی که در خط مقدم نظامی حضور دارند قهرمان نیستند. نیروهای امداد و نجات نیز در خط مقدم دیگری ایستاده‌اند؛ خط مقدمی که در آن صدای انفجار، ساختمان‌های آسیب‌دیده و احتمال مرگ، بخشی از واقعیت روزمره آنان است.

«وضعیت ۱۰-۱۰» در نهایت یادآوری می‌کند که جنگ، زندگی مردم عادی را هدف قرار می‌دهد، اما درست در همین لحظه‌ها، انسان‌هایی پیدا می‌شوند که مأموریت خود را حفظ زندگی می‌دانند. شاید مهم‌ترین تصویر این اپیزود نیز همین باشد؛ امدادگری که در دل تاریکی به جست‌وجوی انسانی می‌رود که دیگران تصور می‌کنند شاید برای نجاتش دیر شده باشد، اما او همچنان به یافتن نشانه‌ای از زندگی امیدوار است.

«وضعیت ۱۰-۱۰» روایت قهرمانانی است که نامشان شاید کمتر شنیده شود، اما در دل حادثه، درست در همان نقطه‌ای که دیگران از خطر دور می‌شوند، به سوی خطر حرکت می‌کنند تا زندگی را از زیر آوار بیرون بکشند.

انتهای پیام/ 121

نظر شما
captcha
پربیننده ها
آخرین اخبار